دین شناسی

ُُسیرۀ عملی حضرت فاطمةالزهراء (سلام الله علیها
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٢
 

     بسم الله الرحمن الرحیم 

  سیرۀ عملی حضرت فاطمۀزهراء (سلام الله علیها)

 همسر داری حضرت زهراء(سلام الله علیها)

 

نکاتی که در امر همسر داری حضرت باید

مورد عنایت و توجّه قرار بگیرد

عبارتند از:احترام نسبت به همسر و اطاعت

از آن .یکی از ویژگیهای حضرت ، احترام

نسبت به همسر می باشد؛ اطاعت و پیروی

  آن حضرت از جهت همسر بودن است ؛

نه از باب حجت وامامت تاآن که گفته

شود اطاعت از مولا امیز المومنین

علی (علیه السلام ) به جهت مقام ولایت

وامامت آن حضرت بوده است .

 شاهد بر این مدعا ، کلامی است که حضرت

زهراء (سلام الله علیها) در پاسخ به

در خواست امیرالمومنین بیان داشتند؛ آن

وقتی که آن دو نفر، اجازۀ ملاقات با آن

حضرت را خواستند ، علی رغم میل باطنی

در جواب فرمودند: خانه خانۀ شما

وآزاده (من) هم همسر شما ، هرچه شما

 می خواهید انجام دهید !:

 

« البیت بیتک والحرة زوجتک

 افعل ما تشاء»!( بحار الانوار /ج 43 / ص 198 .

   تخف الزهراء(ص/80)

بیان مطلب

 

 اگر دولتمردان و قانون گزاران و

اندیشمندان ودلسوزان مردم خواسته باشند به

جامعۀ اسلامی عموما وبه استحکام بخشیدن

نظام خانواده خصوصا خدمتی کرده

باشند واز اختلافا تی که در خانواده ها به

وجود می آید جلو گیری کنند بهترین راه،

 آن است که سیرۀ اهل بیت عصمت و

طهارت(علیهم السلام ) را در جامعه فرهنگ

 سازی کنند و خانواده های محترم را به

پیروی از آن خاندان هدایت کنند. آن چه که

امروز موجب شده تا این گونه اختلافات

خانوادگی زیاد شود و کانون گرم خانواده

 ها رو به سردی رفته وپای زوجهای جوان

به دادگاه خانواده کشیده شود فاصله

گرفتن از سیرۀ اهل بیت عصمت و طهارت

است و علاوه برآن رواج یافتن

 فرهنگ غرب در جامعه است که متأسفانه

حال خواسته یا نا خواسته بعضی از سریالها

و فیلمهایی که گویا نظارت لازم و کار شاسی

 روی آن صورت نگرفته در معرض نمایش

گذاشته می شود و بعضی از ساده اندیشان به

دنباله روی از آنها سیرۀ اهل بیت را فراموش

کرده و نتیجه آن می شود که جامعه شاهد آن

است .

 فقط به عنوان مثال و نمونه به یک نکته

اشاره می شود وآن این که در بعضی از

 فیلمها ی خانواده ، ضمن نشان دادن وبه

صحنه آوردن اختلافات بین دو همسر ؛

 نه تنها  هیچگونه نقدی صورت نمی گیرد

بلکه در کنار آن به مطلبی اشاره

می شود که حکایت از تأیید این گونه

مشاجرات می باشد مانند آن که گفته می شود

دعوا نمک زندگی است !! بدین وسیله به

مخاطبین می فهمانند که نه تنها دعوا و

 اختلاف عیبی ندارد وآسیبی به زندگی

نمی رساند بلکه وجود یک چنین نزاعهایی

 موجب نشاط زندگی می باشد و مخاطب به

خود اجازه می دهد در مقابل همسر

خود با او به جدال بر خیزد ودر نتیجه

حرمت یک دیگر را از بین برده واین خود

 مقدمه ای برای سردی روابط و بالاخره

منتهی به جدایی می شود  در حالی که از

 نظر اسلام تمام این گفتارها وبرخوردها

مردود است وباید دو زوج احترام متقابل

نسبت به یک دیگر داشته و حرمت یک دیگر

 را نگاه دارند...       ادامه دارد....

 


 
 
شرح قسمتی از وصیت نامه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۸
 

 

 

          وصیّت نامۀحضرت فاطمۀ زهراء(سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم

 

هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله (صلی الله علیه وآله )

 

....یاعلی ...حنّطنی وغسّلنی وکفّنی باللّّیل وصلّ علیّ وادفنّی باللّیلولاتعلم احدا...

( بحارالانوار/جلد 43/ص 214 )

 

«...یاعلی ...مرا شبانه غسل بده وحنوط کن وشبانه کفن کن وبرمن نماز

بخوان وشبانه مرا دفن کن وکسی را باخبرنکن ...»

 

 

این قسمتی از وصیت نامه است .

 

شرح قسمتی از وصیت نامه :

 

لازم به ذکر است  که وصیت نامۀ حضرت ،ا زدوبخش تشکیل

می شود ؛ یک بخش آن مربوط به دفاع از اسلام وولایت وبخش

دیگر آن ،مربوط به خود آن حضرت می باشد.در آن قسمت که

مربوط به دفاع از دین واسلام وولایت است ، به گونه ای وصیّت

می کندکه به تنها مردم زمان خود را از ظلمهایی که براو روا داشته

اند آگاه می سازد ، بلکه نسلهای آینده را هم ، تا ظهور فرزندش

حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی

فرجه الشریف وروحی وارواح العالمین له الفداه)آگاه می سازد.

 

اما بخش دیگر آن که مر بوط به خود آن حضرت می باشد وامر

خصوصی وشخصی است ،دیده می شود که آن چنان ،مصائب

ومشکلات وزجرها وزخمهاوکبودیهاو... را پنهان داشته است که

حتّیحاضر نبودندکه همسرشان ، مولا ویار مظلومان هم از زجرهایی

که بر او وارد شده است ، با خبر شوتد. لذا در وصیت نامه توصیه

نموده اند به این که شب مرا غسل بده .شب کفن کن ...!!

 چه امری موجب شد تا حضرت وصیت به غسل در شب نمودند؟!

 

آن هم از زیر پیراهن ؟!

علی الظاهراحتمال آن می رودکه حضرت خواسته، تاریکی شب ،

مانع با شداز دیدن آن صورت رنجور!!؛ زیرا اگر تنها بدن آن

حضرت ( یعنی سینه وپهلو)مجروح بود، لباس ؛ آن راپوشانده

بودوشب در پوشش آن دخیل نبود ؛ امّاآنعضوی را که تاریکی شب

می پوشاند ،صورت است ومؤیّد بر این معنا، خوابیدن در حال

احتضار به پهلومی باشد!

   در حالی که در روایات آمده است  وفقها با استناد به روایات

بیان  داشته اند که:

«مسلمانی را که محتضر است (یعنی در حال جان دادن است ) مرد

 باشد یا زن ، بزرگ باشد یا کوچک بایدبه پشت بخوابانند به طوری

که کف پایش به طرف قبله باشد واگر خواباندن او کاملا به این طور

ممکن نباشد، بنا بر احتیاط واجب ، تا اندازه ای که ممکن است باید

 به این دستور، عمل کنند وچنانچه خواباندن او به هیچ قسم ،

ممکن نباشدبه قصد احتیاطاو را رو به قبله بنشانندواگر آن هم نشود

، او را به پهلوی راست یا به پهلوی چب بخوابا نند».

(توضیح المسائل مراجع / جلد اول /ص 328/ مسألۀ 533

   اما مع الوصف صدیقۀ کبری(سلام الله علیها)که همیشه

سعیشان بر ایت بوده که بهترین را انجام دهندوهمیشه به بهترینها

عمل می کردندکه در جای خود به آن اشاره شده است ، چه امری

موجب شده که که حضرت ، در اینجا به پهلو رو به قبله خوابیدند

ودست خود را زیر گونه گذارده اندو؟!

واز طرفی فرمودند: روی مرا کنار نزنید !

 

علی الظاهر تمام اینها قرائن وشواهدی است بر این که:

 اولا: صورت حضرت کبود بوده است وکبودی آن هم در اثر سیلی بوده است !

ثانیا: حضرت آن را از نظرها مخفی داشتهوحتی حاضر نبودند که همسرشان هم ، آن کبودی را ببینند!!(والله العالم )...در این مقام کلام بسیار است ، طالبین می توانند به کتاب" تحف الزهراء" هدایای فاطمی/ ص 109  / نویسنده "سید محسن فروغی "مراجعه نمایند. 


 
 
به مناسبت ایام فاطمیه
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٧
 

                   بسم الله الرحمن الرحیم

       قال رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم )

 

«فاطمة بضعة منّی ، وثمرة فوادی وهی روحی التی بین جنبیّ

 

من آذاها فقد آذانی ومن اذانی فقد اذا الله »

پیامبر اکرم ( ص) فرمودند «فاطمه پارۀ تن من و میوۀ دل من

وجان من است

هرکسی که او را اذیّت کند مرا اذیّت کرده وهر کس که مرا اذیّت کند

خدا رااذّیت نموده است .

  فرا رسیدن ایام شهادت صدّیقه طاهره حضرت فاطمۀ زهراء

                   (سلام الله علیها)

را به پیشگاه حضرت بقیّة الله الا عظم منجی عالم بشریت

                حجّة بن الحسن العسکری

 (ارواحنا له الفداه وعجّل الله تعالی فرجه الشریف )

وشیعیان حضرت  تسلیت عرض نموده وتوفیق عزاداری در این ایام

را از خداوند متعال خواهانیم .

  به همین مناسبت مطالبی در این مقاله ذکر خواهد شد ( انشاءالله )


 
 
ظلم وظالم ومظلوم از دیدگاه اسلام
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٤
 

 

      بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام برای کسانی که به این عمل روی آورده ،  مجازات سختی را

در نظر گرفته که از آن جایی که آبروی مومن از نظر اسلام اهمیت

خاصی دارد  لذا برای  آن دسته از مردمی که از این ظلم دوری

 نمی کنند مجازات سختی را اعمال می نماید که از آن  

جمله حبط اعمال می باشد

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله)

     «... واما الغیبة  فیزیل العمل الصالح ...»

«پیامیر اکرم فرمودند : واما غیبت عمل نیکو را از بین می برد ...»

آری آن ظلمی که در جامعه رواج دارد موجب از بین رفتن اعمال

خوب می شود  ،  غیبت است که متاسفانه طرفدار زیادی هم دارد در

حالی که همۀ مردم از آن نفرت دارند با کمال تعجُِِّّّّب از انجام دادن آن

واهمه ای نداشته وبه آن مبادرت می کنند!!

 

ادامه دارد...

 

 

 


 
 
مقام ومنزلت اهل بیت عصمت وطهارت از دیدگاه قرآن وعترت
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٠
 

خجسته میلاد با سعادت عقیلۀ بنی هاشم حضرت«زینب کبری»( سلام الله علیها )

بر ارادتمندان خاندان عصمت وطهارت مبارکباد .

      زینب  ؛  نامی است که از جانب پروردگار متعال تعیین گردیده است وبه

معنای زینت پدر می باشد.

  چرا؟؟

        نام زینب ، نام مقدسی است ومورد علاقۀ پیروان اهل بیت عصمت وطهارت

 است ، اما چرا عده ای از انتخاب وگذاشتن این نام برروی فرزندان خویش

خودداری می کنند ، با آنکه علاقۀ شدیدی به آن حضرت دارند وخود را از محبّین

 آن حضرت می دانند ، اما به هیچ وجه حاضر نیستند که برای فرزند خودشان این

 نام را انتخاب کنند ؟

    وقتی که از آنان سوال می شود ، در جواب می گویند : چون زینب کبری (س)

مصیبت دیده است ، اگر نام فرزندمان را زینب بگذاریم ترس آن را داریم که او هم

ستمکش شود واز زندگی خیر نبیند !!

      در پاسخ این دسته از افراد باید چنین گفت:

 اولا :این از جمله خرافاتی است که در بین مردم شایع شده است و گرفتاری

ومشکلات هیچ ارتباطی با اسم ندارد .

ثانیا: تجربه نشان داده است که کساتی که نام زینب داشته اند نه تنها به خواری ذلّّت

 و زجر مبتلا نشده اند بلکه زندگی بسیار خوبی را  سپری کرده اند .

ثالثا:این گونه که بعضی تصور می کنند نیست که زینب کبری در طول زندگانی

 همیشه گرفتار بوده است و زندگی او آمیخته با مشکلات بوده است ، بلکه زندگی

بسیار خوبی داشته است و مصائب حضرت بعد از واقعۀ کربلا بوده است و آن هم

به خاطر دین واسلام وحجت الله بوده است واز آن جائی که آنان در مقام رضا بودند

 در مقابل مصائب راضی بوده  و تسلیم در برابر حق بوده اند . لذا وقتی ابن زیاد

از زینب کبری (س) سوال می کند به این که « کیف رایت صنع الله ؟» چگونه

دیدی رفتار خدا را با  خودتان ؟ کنایه از این که خدا ما را بر شما پیروز کرد و شما

 شکست خوردید حضرت در جواب فرمودند : « ما رایت الا جمیلا»

   « جز زیبائی چیزی ندیدم .» با این وصف چگونه خود را از داشتن یک چنین

 نامی محروم کرده اند ،نامی که می تواند موجب برکت و خشنودی اهل بیت

عصمت وطهارت (علیهم السلام )باشد .


 
 
مقام ومنزلت اهل بیت عصمت وطهارت ازدیدگاه قرآن وعترت
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٩
 

     مقدمه

شناخت خاندان عصمت و طهارت تنها از طریق قرآن و عترت پیدا می شود واین

مطلب در جای خود ثابت وجای تأمل نیست ؛ زیرا معِّرف باید اَجلی از معّرَف

باشد . لذا ، نه تنها برای شناخت معصومین (علیهم السلام ) باید از قرآن و مقام

 عصمت کمک گرفنه شود بلکه شخصیتهائی چون زینب کبری(س) از این

 قاعده مستثنی نیستند .

    بعد از بیان این معنا ،بدیهی است که در باره شخصیت بی بی دوعالم زینت

 کبری (س) سخن گفتن جز با کمک از بیان معصومین (علیهم السلام ) امکان

 ندارد .

      امام زین العابدین(علیه السلام )  در باره عمة بزرگوارشان فرمودند:

 

       ( انت بحمدالله عالمة غیر معلّمه ،فهمةغیر مفهمّة )

 

       «تو بحمداللّه دانشمند و هوشمندی هستی که استاد ندیدیدی »

شرح وبیان کلام امام سجاد(علیه السلام )

  قبل از هر بیانی این نکته قابل ذکر است که کلام امام معصوم (ع) کاشف از

 واقعیت دارد وچیزی فراتراز حقیقت در آن یافت نمی شود . بخلاف دیگران که

 چه بسیار دیده می شود که در تعریف ویا تکذیب فردی ،افراط یا تفریط می کنند

 اگر بخواهند کسی را بالا ببرند بیش از اندازه  تعریف کرده وبالا برده  واگر

 خواسته باشند کسی را تکذیب کنند بیش از آن مقدار واقعی نسبت به آن بد گوئی

 می کنند ودر واقع هوای نفس برآنها غلبه کرده ودر نتیجه نه تعریفها روی میزان

است ونه تکذبیها وبه عبارت دیگری بی تقوائی به آنها اجازه نمی دهد تا حقیقت را

 بیان کتد . اما از آن جائی که وجود امام معصوم از تمام آلودگیها مبرّی است

وهوای نفس دروجودشان راه ندارد ، جز حقیقت  در کلامشان راه ندارد .

ونکته دیگر این که {کلام الامام ،امام الکلام }است

      با حفظ این معنا ،باید در کلام امام (ع) اندیشید.

نکته دیگر این که معرفی افرداد ،به دو گونه است . اگر کسی بخواهد با شخصیت

دیگران آشنا شود لازم است که تحقیق در احوالات آنان داشته باشد وچه بسا

بزرگانی که اگر بخواهند شخصیت آنها را بیان کنند نیاز به نوشتن کتاب یا کتابها

باشد . هما ن گونه که در باره شخصیت معصومین (علیهم السلام )این کار صورت

 گرفته وچه بسیار کتابی در این زمینه نوشته شده است که البته آثاری که از بزرگان

 باقی مانده است مانند قطره ای از اقیانوس شخصیت آن حضرات معصومین

 (علیهم السلام ) است.

اما راه دیگر برای معرفی این است که در غالب یک کلام یا یک جمله شخصیت را

 منتقل می نمایند .

به عنوان مثال برای معرفی امام معصوم (علیه السلام ) در یک جمله از

 "حجة الله "استفاده کرده مخاطب از این جمله متوجه شخصیت آن امام معصوم (َع)

می شود.

واین معنا در باره دیگران هم صدق می کند .به عنوان مثال :اگر خواسته باشند

در بارة یک مرجع تقلید  سخن گفته واو را معرفی کنند چه بسا نیاز به نوشتن

یک کتاب باشد اما راه دیگر برای معرفی او تنها بیان یک جمله کوتاه است که

مخاطب از آن جمله به مقام او پی می برد ،مانند کلمۀ" آیة الله العظمی" که

مخاطب از این کلام مقام مرجعیت را درک می کند.وهم چنین اصطلاحات

 دیگری مانند فیلسوف ودکتر وپرفسور ومهندس و...

     اگر کسی خواسته باشد

مقام زینب کبری(سلام الله علیها) را در یک کلام بیان کرده ومعرفی نماید ، بهترین

 وجامع ترین کلام برای معرفی آن حضرت ،بیان نورانی امام زین العابدین ،

سید الساجدین، علی بن الحسین (علیهما السلام ) است که فرمودند :

« تو دانشمندی هستی که استاد ندیدی و هوشمندی که در امر هوشمندی

 و زیرکی کسی تو را تعلیم نداده ومفهِِّمی نداشته ای .»

     علم لدنیّ وفهم لدنیّ

متأسفانه در تاریخ در بار ۀ شخصیت زینب کبری (سلام الله علیها) کمتر سخن به

میان آمده و تنها به سیرۀ آن حضرت در واقعه کربلا اشاره شده است واین خود

 یک ظلمی است که مورخین در طول تاریخ نسبت به خاندان عترت روا داشته اند

و دلیل آن هم روشن است ٍٍچون مورخین در طول تاریخ غالب جیره خواران

ومزدوران دستگاه خلفا وسلاطین بوده اند و از آزادی قلم محروم بوده اند ، آن

 مقداری هم که در تاریخ آورده اند ازاشتباه  وخطا مصون نبوده واختلاف در اقوال

 زیاد به چشم می خورد که در این مقوله کلام بسیار است که خود مجالی دیگر

 ومقالی جداگانه می طلبد که انشاءالله در فرصتی دیگر به آن اشاره خواهد شود.

 اما اگر برای بیان شخصیت حضرت زینب (سلام الله علیها ) هیچ بیانی ذکر نشده

بود  جز همین کلام بلند ونورانی امام سجاد (علیه السلام ) ، برای شناخت مقام

ومتزلت آن حضرت همین بیان کفایت می کرد.

 برای اهل بصیرت ومعرفت این معنا روشن است که هر کسی قابلیت داشتن علم

لدنی را ندارد ، این موهبتی الهی است که به بندگان مقرّب افاضه می شود.


 
 
شناخت اهل بیت عصمت وطهارت از دیدگاه قرآن وعترت
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۸
 

     مقدمه

شناخت خاندان عصمت و طهارت تنها از طریق قرآن و عترت پیدا

می شود واین مطلب در جای خود ثابت وجای تأمل نیست ؛ زیرا

معِّرف باید اَجلی از معّرَف باشد .

 لذا ، نه تنها برای شناخت معصومین (علیهم السلام ) باید از قرآن و

مقام عصمت کمک گرفنه شود بلکه شخصیتهائی چون زینب کبری

(س) از این قاعده مستثنی نیستند .

    بعد از بیان این معنا ،بدیهی است که در باره شخصیت بی بی

دوعالم زینب کبری (س) سخن گفتن جز با کمک از بیان معصومین

(علیهم السلام ) امکانندارد .

      امام زین العابدین(علیه السلام )  در باره عمه بزرگوارشان

فرمودند:

       ( انت بحمدالله عالمة غیر معلّمه ،فهمةغیر مفهمّة )

       «تو بحمداللّه دانشمند و هوشمندی هستی که استاد ندیدیدی »

شرح وبیان کلام امام سجاد(علیه السلام )

  قبل از هر بیانی این نکته قابل ذکر است که کلام امام معصوم (ع)

کاشف از واقعیت دارد وچیزی فراتراز حقیقت در آن یافت نمی شود .

بخلاف دیگران که چه بسیار دیده می شود که در تعریف ویا تکذیب

فردی ،افراط یا تفریط می کنند اگر بخواهند کسی را بالا ببرند بیش از

اندازه  تعریف کرده وبالا برده  واگر خواسته باشند کسی را تکذیب

کنند بیش از آن مقدار واقعی نسبت به آن بد گوئی می کنند ودر واقع

هوای نفس برآنها غلبه کرده ودر نتیجه نه تعریفها روی میزان است

ونه تکذبیها وبه عبارت دیگری بی تقوائی به آن اجازه نمی دهد تا

حقیقت را بیان کتد . اما از آن جائی که وجود امام معصوم از تمام

آلودگیها مبرّی است وهوای نفس دروجودشان راه ندارد ، جز حقیقت 

 در کلامشان راه ندارد .ونکته دیگر این که {کلام الامام ،امام الکلام }است

      با حفظ این معنا ،باید در کلام امام (ع) اندیشید.

نکته دیگر این که معرفی افرداد ،به دو گونه است . اگر کسی بخواهد

با شخصیت دیگران آشنا شود لازم است که تحقیق در احوالات او

داشته باشد وچه بسا بزر گانی که اگر بخواهند شخصیت آنها را بیان

کنند نیاز به نوشتن کتاب یا کتابها باشد . هما ن گونه که در باره

شخصیت معصومین (علیهم السلام )این کار صورت گرفته وچه بسیار

کتابی در این زمینه نوشته شده است که البته مانند قطره ای از

اقیانوس شخصیت آن حضرات معصومین (علیهم السلام ) است.

اما راه دیگر برای معرفی این است که در غالب یک کلام یا یک جمله

 شخصیت را منتقل می نمایند .

به عنوان مثال برای معرفی امام معصوم (علیه السلام ) در یک جمله

از "حجة الله"استفاده کرده ومخاطب از این جمله متوجه شخصیت آن

امام معصوم می شود.

 اگرکسی  خواسته باشد مقام زینب کبری(سلام الله علیها) را در یک

کلام بیان کرده ومعرفی نماید ، بهترین وجامع ترین کلام برای معرفی

آن حضرت ،بیان نورانی امام زین العابدین ،سید الساجدین، علی بن

الحسین (علیهما السلام ) است که فرمودند :

« تو دانشمندی هستی که استاد ندیدی و هوشمندی که در امر

هوشمندی و زیرکی کسی تو را تعلیم نداده ومفهِِّمی نداشته ای .»

     علم لدنیّ وفهم لدنیّ

متأسفانه در تاریخ در بار ۀ شخصیت زینب کبری (سلام الله علیها)

کمتر سخن به میان آمده و تنها به سیرۀ آن حضرت در واقعه کربلا

اشاره شده است واین خود یک ظلمی است که مورخین در طول تاریخ

نسبت به خاندان عترت روا داشته اندو دلیل آن هم روشن است ٍٍچون

مورخین در طول تاریخ غالب جیره خواران ومزدوران دستگاه خلفا

وسلاطین بوده اند و از آزادی قلم محروم بوده اند ، آن مقداری هم که

 در تاریخ آورده اند از  وخطا مصون نبوده واختلاف در اقوال زیاد به

 چشممی خورد که در این مقوله کلام بسیار است که خود مجالی دیگر

ومقالی جداگانه می طلبد که انشاءالله در فرصتی دیگر به آن اشاره

خواهد شود.

 اما اگر برای بیان شخصیت حضرت زینب (سلام الله علیها ) هیچ

بیانی ذکر نشده بود  جز همین کلام بلند ونورانی امام سجاد (علیه

السلام ) ، برای شناخت مقام ومتزلت آن حضرت همین بیان کفایت

 می کرد. برای اهل بصیرت ومعرفت این معنا روشن است که هر

کسی قابلیت داشتن علم لدنی را ندارد ، این موهبتی الهی است که به

بندگان مقرّب افاضه می شود.


 
 
شناخت اهل بیت عصمت وطهارت (از دیدگاه قرآن وعترت)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۸
 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی زینب الصبور

 

روز پنجم ماه جمادی الا ولی مصادف است با روز ولادت

 عقیله بنی هاشم، بنت  مولای متقیان امیر مومنان علی علیه السلام                            (زینب کبری سلام الله علیها ،)

   زمانی که صدیقه کبری (علیها سلام ) به این گوهر بار دار بود ، پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله)  در مدینه نبودند پس از تولد حضرت زهراء (س) به امیرالمومنین (ع) فرمود: چون پدرم در سفر است شما این دختر را نام بگذارید. امیرالمومنین علی (ع) فرمود :من بر پدر شما سبقت نمی گیرم ، صبر نما که به زودی رسول خدا (ص) باز خواهد گشت . سه روز گذشت ، رسول الله (ص) مراجعت نمودوطبق رسم وسیره ای که داشت ، نخست به منزل حضرت زهراء(س) آمد .امیرالمومنین علی(ع) عرض کرد : یا رسول الله(ص)،خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده، نامش را معین فرمائید. حضرت (ص) فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است ومن منتظر وحی می باشم . در این حال جبرئیل (ع) نازل شد و عرض کرد :یا رسول الله (ص) حق تور ا سلام می رساند ومی فرماید:نام این مولود را "زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم . رسول اکرم (ص) قنداقه را به سینه چسبانید وبوسید ونامش را "زینب "نهاد .وفرمود: ..وصیّت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا به خدیجه کبری شبیه است .

         ( انت بحمدالله عالمة غیر معلّمه ،فهمةغیر مفهمّة )

امام سجاد (علیه السلام ) خطاب به حضرت زینب کبری(س) فرمودند :

«..بحمدالله ، تو دانشمند وهوشمندی هستی که استاد ندیدی و نزد کسی علم نیاموختی..» (بحار الانوار جلد 45 ص 164)

ادامه دارد...

 


 
 
ظلم وظالم ومظلوم ومنظلم
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٦
 

  ظلم ،در لغت، به معنای "ستم کردن "آمده است

واما این ستم در اسلام معنای گسترده ای دارد ، به این معنا که حتی اسلام ، به ما اجازه ظلم به خویشتن را  نمی دهد که در این مقام کلام بسیار است ...

واما کلامی که در مقام مورد بحث است ظلم به دیگران می باشد .

بعضی بر این باورند که ظالم به کسی گفته می شود که از نظر جانی به کسی آسیب برساند ویا این که ضررمالی بر دیگری وارد کند ویا حقی را از کسی ضایع کند ویا اموال مردم را غصب کند و..، البته تمام این مصادیق ظلم محسوب می شود .

در اسلام علاوه بر موارد مذکور برای ظلم مواردی دیگری را هم از مصادیق ظلم به حساب آورده که بسیاری از مردم از آن غافلند وآن ظلمی است که عدهّ ای نسبت به آبروی مردم ، روا می دارند ودرفرهنگ دنیا طلبان آن راظلم به حساب نمی آورند وبا کمال تاسف در جامعه کنونی این گونه ظلم و ستم در نظر دنیا طلبان ظلم به حساب نمی آید و کسانی که در این راستا قدم بر می دارند در بین مردم از جایگاه مطلوبی برخوردارند . 

بیان مطلب

اگر کسی به جان ومال مردم تعدی وتجاوز کند مردم او را مجرم دانسته وبه محاکم قضائی معرفی کرده وبرای آن در خواست مجازات کیفری می نمایند وآن شخص در بین مردم جایگاهی نداشته واز او فاصله می گیرند وحتّی بستگان او هم با او قطع رابطه می نمایند واز او نفرت دارند .

اما اگر کسی اقدام به ریختن آبروی کسی بکند ، نه تنها مورد نفرت و ملامت قرارنمی گیرد بلکه  چه بسیار دیده شده است که مورد تشویق هم قرار می گیرد ، در حالی این جرم  ، از سرقت مال به مراتب بیشتر است زیرا حفظ آبرو برای انسان بقدری مهم است ِکه برای حفظ آن ،حاضر به پرداخت مال و ثروت خود است ،به این معنا اگر حفظ آبرو به از دست دادن ثروت و سرمایه باشد حاضر است برای حفظ و نگهداری آبرو حتی از تمام ثروت خود چشم پوشی کند وهمه را فدای حفظ آبروی خود کند .

اما از دیدگاه اسلام ،از این عمل به زشتی و پستی یاد شده است

و آبروی انسانهای وارسته و مومن از دیدگاه اسلام از کعبه عزیزتر و محترم تر یاد شده است «المومن اعزّ من الکعبه»...


 
 
ظلم وظالم ومظلوم ومنظلم از دیدگاه اسلام
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳
 

(بسم الله الرحمن الرحیم )

 

 

قال الله تبارک وتعالی فی محکم کتابه

(ان الله لایهدی القوم الظالمین )(سوره انعام آیه 144)

خداوند هیچگاه ستمکاران را هدایت نمی کند

آیات فراوانی در باره ظالمین آمده است وبی شک ظالمین از رحمت

الهی به دور هستند هما ن گونه که در آیات به آن اشاره شده است

{الا لعنةالله علی القوم الظالمین}

اقسام ظلم

ظلم بر دو قسم است یک ظلم به خود ودیگر ظلم به دیگران .

برای ظلم مصادیقی ذکر شده است آنچه را که در این مقال مورد نظر

می باشد  ظلم به غیر است .

ظلم به دیگران متفاوت است بعضی تنها ظلم به دیگران را در قتل

نفس و ضرب وشتم وحصر خلاصه می کنند در حالی که باید گفت که

 ظلم به دیگران دامنه آن بسیار گسترده است که بعضی از مردم از آن

 غافل هستند.

 بیان مطلب 

 گروهی از مردم وقتی از ظلم به دیگران سخن گفته می شود ذهن آنها

فقط متوجه قاتلین وافراد شرور وکسانی که ضعیف کش هستند

 می شود اما در اسلام معنای ظلم بسیار وسیعتر از آن ا ست که مردم

فکر می کنند .

از آن جائی که اسلام برای انسانهای شریف ومومن ارزش زیادی قائل

است ولذا ظلم به آنان را فقط در موارد یاد شده خلاصه نمی کند

ومواردی دیگر را که شاید در جوامع کنونی ظلم به حساب نیاید واز

 نظر فرهنگ  دنیا طلبان یک عمل پسندیده ومترقی به شمار بیاید اما در

اسلام به عنوان ظلم معرفی شده است وچه بسا قوانین کیفری برای آن

اعمال منظور داشته است .

 

ادامه دارد....