دین شناسی

سه حرکت از سه معصوم در مبعث
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٩
 

 

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

 

                           سه حرکت از سه معصوم در مبعث

 

سه حرکت در بیست وهفتم رجب آغاز شد که هر یک برای امت اسلام سر نوشت ساز بوده است

اولین حرکت ابلاغ رسالت توسط جبرئیل امین به حضرت ختمی مرتبت با نزول آیۀ کریمۀ سورۀ علق که آغاز رسالت وبعثت رسول الله صلی الله علیه وآله بود واین حرکت موجب ابلاغ رسالت از طرف آن حضرت با سختیهای فراوانی همراه بود به گونه ای که حضرت فرمودند «ما اوذی نبی مثل ما اوذی» قریب به این بیان که:«هیچ پیامبری  به اندازۀ من اذیت نشد »اما برکات این حرکت نشر اسلام در سرتاسر گیتی بود .

 

حرکت دوم هجرت حضرت ابی عبدالله الحسین  سید الشهداء (سلام الله علیه ) در شام مبعث، از مدینه به طرف مکه ودر نهایت به طرف کربلا که موجب شهادت آن حضرت شد واین اولین حرکتی بوددر قالب هجرت از امام معصوم (سلام الله علیه) وموجب نجات اسلام واصلاح امت رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم )شد .

حرکت سوم : تبعبید امام موسی کاظم (سلام الله علیه)توسط هارون الرشید خلیفۀ عباسی برای پیشگیری از مذهب تشیع وسرکوب کردن شیعیان بود واین اولین تبعیدی بود که صورت گرفت وبعد از آن هریک از امامان معصوم (سلام الله علیهم ) را تبعید کردند واجازه ندادند که در مدینه بمانند زیرا وجود آنان را در مدینه  موجب خطر برای حکومت خود می دانستند ...

ادامه دارد


 
 
زینب (س)عقیلۀبنی هاشم
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٧
 

                              بسم الله الرحمن الرحیم

                              السلام علی الزینب الصبور

 روز نیمۀ رجب مصادف است با سالگرد وفات عقیلۀ بنی هاشم زینب کبری(سلام الله علیها)

از آن جایی که اکثر قریب به اتفاق مورخین در طول تاریخ یا از مزدوران خلفای جور بوده اند  ویا وحشت از آنها داشتند تا در بارۀ فضائل ومناقب وسیرۀ عملی اهل بیت عصمت وطهارت مطلبی را بنویسند وآن چه که در تاریخ آمده است مطالبی است که قابل کتمان نبوده است وبرای همه روشن وآشکار بوده است  گرجه در وقایعی که در تاریخ ثبت شده است خالی از اکاذیب نبوده است واخبار مختلف ومتعدد ذکر شده است ولذا برای رسیدن به حقایق باید با دقت زیاد اقوال را مورد بر رسی قرار داد زیرا دشمنان حتی المقدور وقایع را مشوب کردند بطوری که بعضی از وقایع با اختلافات زیادی در تاریخ ذکر شده است واین خود  ظلمی است ازدشمنان اهل قلم ومورخین به اهل بیت عصمت وطهارت (سلام الله علیهم ) . لذا در بارۀ حضرت زینب سلام الله علیها هم وقتی به کتب تاریخی مراجعه می شود جز درواقعۀ کربلاچیزی ثبت نشده است لذا بیشتر از قرائن حالیه ومقالیه به مقام ومنزلت آن بانو پی برده می شود .

 از آن جمله است :

  عقیلۀ بنی هاشم

  یکی از القاب آن بانوی محترمه عقیله است وعقیله به شخصی گفته می شود که از عقل ودرک وخردمندی و دانائی وزیرکی بالائی برخوردار باشد   

 

ادامه دارد


 
 
مولود کعبه
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۳
 

                                بسم الله الرحمن الرحیم

میسر نگردد به کس این سعادت               به کعبه ولادت به مسجد شهادت

مشهورآنست که آن حضرت در روز جمعه سیزدهم ماه رجب بعد از سی سال از عام الفیل در میان کعبه معظمه متولد شده است

درکیفیت ولادت آن جناب روایات بسیار است  از آن جمله روایتی است که شیخ صدوق در مورد ولادت امام علی علیه السلام به نقل از یزید بن قعنب می گوید: من همراه با عباس بن عبدالمطلب و گروهی از بنی عبدالعزّی در برابر خانه خدا نشسته بودیم.ناگهان فاطمه بنت اسد به کنار خانه خدا آمد، در حالی که 9 ماه از مدت حمل اوبه علی بن ابی طالب می گذشت. درد زایمان بر او عارض شد، دست ها را به دعا بلند کردو با خدای خود چنین مناجات نمود: 'پروردگارا! من به تو و پیامبران و کتاب هایی که از سوی تو نازل شده است ایمان دارم و سخن جدم حضرت ابراهیم خلیل را گواهی می دهم; همان کسی که این بیت عتیق را ساخت، پس به حق آن کس که این خانه را بنا کرد و به حق جنینی که در شکم دارم، زایمان را بر من آسان فرما.'

یزید بن قعنب ادامه می دهد: ناگاه دیدیم پشت کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد به درون خانه خدا وارد شد واز دیدگانمان پنهان ماند، سپس دیوار خانه به هم آمد! رفتیم که قفل را باز کنیم تا از حقیقت قضیه آگاه گردیم ولی قفل خانه خدا باز نشد که نشد. دانستیم که این امری است الهی.

سه روز بر این منوال گذشت، در روز چهارم مادر علی علیه السلام در حالی که اورا بر دست خود گرفته بود، از خانه خارج شد و چنین گفت: ' همانا بر بانوانی که پیش از من بودند، برتری دارم زیرا آسیه دختر مزاحم، در پنهانی و در جایی که نباید خدا را عبادت کنند، به پرستش و عبادت خدا می پرداخت ومریم دختر عمران، درخت خشک خرما را تکان داد تا از آن رطب تازه بچیند و بخورد و اما من در خانه خدا وارد شدم (و مهمان او گشتم) و از میوه ها و برگ های بهشتی تناول کردم و هنگامی که خواستم از خانه بیرون آیم، هاتفی مرا ندا داد که: ای فاطمه! فرزندت را 'علی ' نام گذار چرا که او علی و بزرگ است و خدای علی اعلی می فرماید: من نام او را از نام خود برگرفتم و او را به آداب خود ادب کردم و برپنهانی های علمم آگاه ساختم. او کسی است که بت ها را در خانه ام می شکند. او کسی است که بر پشت بام خانه ام اذان می گوید. او کسی است که مرا بسیار ستایش و تمجیدمی کند. پس خوشا به حال کسانی که او را دوست داشته باشند و اطاعتش کنند و وای برکسانی که او را دشمن داشته و مخالفتش نمایند.

نه تنها شیعیان بر این مطلب اتفاق نظر دارند، که بسیاری از مورخان و محدثان و علمای اهل سنت نیز بر این مطلب اذعان می نمایند و گواهی می دهند که علی زاده کعبه است و جز او کسی در خانه خدا متولد نشده و نخواهد شد.

این فضیلت مانند بسیاری از فضایل دیگر، مخصوص علی (علیه السلام) است و هیچ کس در آن ها شریک نمی باشد، چه او نور خدا و کلمه خدا و پرچم هدایت خدا است. او مظهر حق تعالی است در جهان دنیا و جامع تمام کمالات و فضایل معنوی است. او برترین و بافضیلت ترین انسان روی زمین پس از رسول خدا(ص) است.

ابن عباس گوید: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مردم سخن می گفت، در ضمن سخنانش فرمود: ای مردم! کیست که سخنش از سخن خداو ند بهتر و درست تر باشد؟ ای مردم! هماناخداوند به من دستور داده است که علی را به عنوان پیشوا، امام، خلیفه و وصی خودبه شما معرفی کنم و او را برادر و وزیر خود قرار دهم.

ای مردم! علی پس از من باب هدایت و دعوت کننده مردم به سوی خداوند می باشد. علی، پارساترین و برگزیده ترین مومنان است 'و چه کسی سخنش ارزشمندتر است از آن کس که مردم را به سوی خدا فرا می خواند و کارهای شایسته انجام می دهد و می گوید: من ازمسلمانانم'.

ای مردم! علی از من است. فرزندان علی فرزندان من هستند، و او همسر دختر عزیزم است.

فرمان او فرمان من و نهی او نهی من است. پس ای مردم، بر شما باد به طاعت وفرمان برداری از او و زنهار از نافرمانی و مخالفتش چرا که اطاعتش، اطاعت من ونافرمانیش، نافرمانی من است.

ای مردم! علی صدیق این امت و فاروق آن است و علی محدث و سخن گوی این امت است.

علی هارون، یوشع، آصف و شمعون امت است. علی الگوی هدایت و کشتی نجات و طالوت امت و ذوالقرنین آن است.

ای مردم! علی آزمایش خداوند بر مردم است و علی حجت بزرگ پروردگار است.

علی آیت عظمای الهی و پیشوای هدایت و عروه الوثقی دین است.

ای مردم! علی با حق و حق با علی است و علی زبان گویای حق است.

ای مردم! علی قسمت کننده بهشت و دوزخ است. هیچ یک ازشیعیان و پیروانش به جهنم نمی روند و هیچ یک از دشمنانش از جهنم رها نمی شوند وهمانا هیچ یک از دشمنانش به بهشت ره نمی یابند و هیچ یک از پیروانش از بهشت دورنمی شوند.

ای یاران و اصحاب من! من ناصح و خیرخواه شما هستم و هم اکنون رسالت و پیغام خدایم را به شما رساندم ولی چه کنم که شما ناصحان را دوست نمی دارید؟!

 

 


 
 
تجلی علم وحکمت ازامام محمد تقی الجواد(سلام الله علیه)(3)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۱
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تجلی علم وحکمت آن امام همام که موجب محکومیت علمای معاصر آن حضرت در مجلس معتصم   موجب حسادت نسبت به آن حضرت شد و...

 

 شیخ عیاشى روایت کرده از زرقان صدیق و ملازم ابن ابى داود قاضى که گفت: روزى ابن ابى داود از مجلس معتصم غمگین به خانه آمد از سبب اندوه او سؤال کردم گفت : امروز از جهت ابى جعفر محمّد بن على چندان بر من سخت گذشت که آرزو کردم کاش بیست سال قبل از این فوت شده بودم . گفتم : مگر چه شده ؟ گفت : در مجلس خلیفه بودیم که دزدى را آوردند که اقرار به دزدى خود کرده بود و خلیفه خواست حد بر او جارى کند، پس علما و فقها را در مجلس خود جمع کرد و محمّد بن على را نیز حاضر کرد. پس پرسید از ما که دست دزد را از کجا باید قطع کرد؟ من گفتم : باید از بند دست قطع کرد.گفت : به چه دلیل ؟ گفتم : به جهت آیه تیمم (فَامْسَحُوا بِوُجوُهِکُمْ وَ اَیْدِیَکُمْ) چه آنکه خداوند در این آیه دست را بر کف اطلاق فرموده و جمعى از اهل مجلس نیز با من موافقت کردند و بعضى دیگر از فقها گفتند: باید دست را از مرفق قطع کرد و آنها استدلال کردند به آیه وضو و گفتند که خداوند فرموده (وَ اَیدِیکمْ اِلَى الْمرافِق) پس دست تا مرفق است. پس معتصم متوجه امام محمد تقى (ع) شد و گفت : شما چه مى گویید؟ فرمود: حاضرین گفتند و تو شنیدى. گفت : مرا با گفته ایشان کارى نیست آنچه تو مى دانى بگو. حضرت فرمود: مرا از این سؤ ال معاف دار. خلیفه او را سوگند داد که البته باید بگویى. حضرت فرمود: الحال که مرا سوگند دادى پس مى گویم که حاضرین تمام خطا کردند در مسأله، بلکه حد دزد آن است که چهار انگشت او را قطع کنند و کف او را بگذارند. گفت: به چه دلیل؟ فرمود: به جهت آنکه رسول خدا (ص) فرموده در سجود هفت موضع باید به زمین برسد که از جمله دو کف دست است پس هرگاه دست دزد از بند یا مرفق بریده شود کفى براى او نمى ماند که در عبادت خدا به آن سجده کند و مواضع سجده حق خدا است و کسى را بر آن حقى نیست که قطع کند چنانکه حق تعالى فرموده: (وَ اِنَّ الْمَساجِدَ للّهِ). معتصم کلام آن حضرت را پسندید و امر کرد که دست دزد را از همانجا که حضرت فرموده بود قطع کردند. این هنگام بر من حالتى گذشت که آرزو کردم که کاش مرده بودم و چنین روزى را نمى دیدم. زرقان گفت : بعد از سه روز دیگر ابن ابى داود نزد خلیفه رفت و در پنهانى با وى گفت که خیرخواهى خلیفه بر من لازم است و امرى که چند روز قبل از این واقع شد مناسب دولت خلیفه نبود؛ زیرا که خلیفه در مسأله اى که براى او مشکل شده بود علماى عصر را طلبید و در حضور وزرا و مستوفیان و امرا و لشکریان و سایر اکابر و اشراف از ایشان سؤ ال کرد و ایشان به نحوى جواب دادند پس در چنین مجلسى از کسى که نصف اهل عالم او را امام و خلفه مى دانند و خلیفه را غاصب حق او مى شمارند سؤ ال کرد و او بر خلاف جمیع علما فتوى داد و خلیفه ترک گفته همه علما کرده به گفته او عمل کرد این خبر در میان مردم منتشر شد و حجتى شد براى شیعیان و موالیان او. معتصم چون این سخنان را بشنید رنگ شومش متغیر شد و تنبهى براى او حاصل گردید و گفت خدا تو را جزاى خیر دهد که مرا آگاه کردى بر امرى که غافل از آن بودم.

 

 

..

 


 
 
تجلی علم وحکمت درامام محمد تقی الجواد (سلام الله علیه)(2)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٠
 

 

                                   بسم الله الرحمن الرحیم

                        السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی الجواد

از آن جایی که امام نهم حضرت جواد الائمه اولین امامی بود که در سن هفت ، یا نه سالگی به امامت رسیدند ودشمنان اهل بیت می خواستند به هر طریقی شده است نقطه ضعفی از اهل بیت گرفته وآن حضرات معصومین سلام الله علیهم را در بین مردم کوچک جلوه دهند  از این جهت  جلسات متعددی را تشکیل داده واز بزرگان وعلمای معاصر هم چون یحیی بن اکثم دعوت کرده تا بتوانند امام نهم حضرت جواد الائمه (سلام الله علیه) را محکوم کنند وامام در این جلسات به گونه ای برخورد نمودند ومطالب بسیاربلندی را بیان فرمودند که دشمنان نه تنها نتوانستند کوچکترین ایرادی از بیانات امام بگیرند بلکه به عجز علمی خود پی بردند و تشکیل این جلسات موجب عزت برای حضرت امام جواد (سلام الله علیه ) وشکست وذلت برای علمای آن عصر وخلفای عباسی گردید.

حال در مقام به یکی از آن جلسات اشاره می شود :

در مجلسی که بنی عباس با اجازه مأمون برای آزمایش مقام علمی امام جواد علیه السلام برگزار کرده بودند، یحیی بن اکثم بزرگترین قاضی آن روزگار برای مناظره حضور داشت. امام جواد علیه السلام نیز در حالی که نُه سال بیشتر نداشت وارد مجلس شد و در جایگاه مخصوصی که به سفارش مأمون برایش درست کرده بودند نشست. گروه‌های مختلف مردم نیز در مجلس حضور داشتند.
یحیی بن اکثم پرسید:« آیا امیر المؤمنین (مأمون) اجازه می‌دهد که از ابو جعفر (امام جواد علیه السلام) سوالی بکنم؟»
مامون گفت از خود امام جواد علیه السلام اجازه بگیرد.
یحیی از امام پرسید:« به من اجازه سئوال می‌دهید؟»
امام جواد علیه السلام فرمود:« بپرس.»
یحیی پرسید:« حکم شخص مُحرمی که حیوانی را صید کرده و کشته چیست؟»
امام جواد علیه السلام فرمود:« این صید را در منطقه حَرَم کشته است یا در خارج از حرم؟ حکم کشتن صید را می‌دانسته یا نمی‌دانسته؟ عمداً کشته یا غیر عمد؟ شخص محرم، آزاد بوده یا بنده؟ کودک بوده یا بزرگسال؟ بار اولش بوده یا سابقه داشته؟ حیوان کشته شده، پرنده بوده یا خیر؟ کوچک بوده یا بزرگ؟ آیا شخص محرم به کارش اصرار دارد یا پشیمان است؟ صیدش را در شب کشته یا در روز؟ آیا شخص، در احرام عمره بوده یا در احرام حج؟»

یحیی بن اکثم که از این همه تقسیم‌بندی جا خورده بود، عجز و درماندگی در صورتش پیدا شد و زبانش به لکنت افتاد. همه‌ی حضار متوجه درماندگی‌اش شدند و مجلس به پایان رسید. وقتی فقط عده‌ی کمی از خواص ماندند، مامون از امام جواد علیه السلام پاسخ قسمت‌های مختلف پرسش‌های او را خواست.

پرسش امام و شکست یحیی

در پایان مأمون گفت:« اگر موافقید، شما هم از یحیی سئوالی بکنید.»
امام جواد علیه السلام به یحیی فرمود:« بپرسم؟»
یحیی گفت:« فدایت شوم، هر طور میل شماست. اگر توانستم جواب می‌دهم و گرنه از شما استفاده می‌کنم.
امام جواد علیه السلام پرسید:« مردی در ابتدای روز به زنی حرام بود، پیش از ظهر حلال شد، ظهر حرام شد و عصر حلال شد، هنگام غروب حرام شد، پس از عشا حلال شد، نیمه شب حرام شد و هنگام طلوع فجر حلال شد. حکم این زن چیست؟ و چرا پیوسته حلال و حرام می‌شد؟»
یحیی گفت:« سوگند به خدا جوابش را نمی‌دانم. اگر مایل هستید، پاسخ بفرمایید تا بهره ببریم.»

پاسخ روشن امام

امام جواد علیه السلام فرمود:« این زن یک کنیز بود. مردی بیگانه او را در ابتدای روز خرید و زن بر او حلال شد. هنگام ظهر او را آزاد کرد و حرام شد. وقت عصر با او ازدواج کرد و حلال شد. وقت غروب او را مظاهره کرد و حرام شد. (مظاهره نوعی طلاق است که شرط رجوع به همسر، دادن کفاره است.) وقت عشا کفاره‌ی ظهار داد و حلال شد. نصف شب او را طلاق داد و حرام شد. وقت طلوع فجر رجوع کرد و حلال شد.

در این هنگام مامون به حاضران از بنی عباس رو کرد و گفت:« آیا در میان شما کسی هست که این مسئله را این طور بتواند جواب دهد یا مسئله‌ی قبلی را با آن جزییات بداند؟»
گفتند:« نه! به خدا قسم شما جواد _علیه السلام_ را از ما بهتر می‌شناختید.»
مامون گفت:« اهل بیت رسول صلی الله علیه و آله وسلم در میان مردم فضل و کمال زیادی دارند و کم‌سالی آنان مانع کمالاتشان نیست.»
سپس برخی دیگر از فضایل امام جواد علیه السلام را بیان کرد.

منابع:

  • بحار الانوار، ج 50، ص 74 تا 78، ح 3. منتهی الامال.

 

مراجعه شود به:


 
 
تسلیت شهادت امام هادی (سلام الله علیه)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٦
 

بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین

السلام علیک یا اباالحسن یا علی بن محمد الهادی النقی ورحمَه الله وبرکا ته

شهادت امام هادی سلام  الله علیه  به پیشکاه منجی عالم بشریت   حضرت بقیَت الله لاعظم عج الله تعالی فرجه الشریف وروحی وارواح العالمین لتراب مقدمه الفد اه وپیروان وشیعیان آن امام مظلوم تسلیت با د.  

 امام نهم هم در زمان امامتشان غریب بودند و هم اکنون غریب در دوران امامتشان در دوران قدرت خلفای بنی العباس به سر می بردند که یکی از آنها متوکل عباسی بود همان جنایتکاری که مضجع شریف امام حسین ( علیه السلام) را خراب کرد و دست زائرین آن حضرت را قطع میکرد کسی که امام هادی را در مجلس شراب برد و چه ظلمها که به حضرت روا نداشت آن حضرت را در سامرا محصور کرد و اجازه ملاقات به شیعیان آن حضرت داده نمیشد آخر الامر هم آن امام همام را درسن چهل سالگی معتز عباسی مسموم کرد و الان هم آن حضرت غریب است. حرم آن امام را ویران کردند و دل امام عصر را ویران جریحه دار کردند و قلوب شیعیان آن حضرت را به درد آوردند و هنوز حرم آن حضرت را درست نکرده بعضی از خودفروختگان به دین جسارت به آن حضرت را آشکارا شروع کرده و این حرکت جدیدی است که به ساحت امامت شروع کردند امید آن میرود که خداوند متعال  دشمنان آن حضرت را هر چه زودتر با ظهور منجی عالم بشریت  رسوا و نابودگرداند

اللهم عجل لولیک الفرج               والسلام