دین شناسی

مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها (سیرۀ عملی (27) وصیت نامه(2)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱
 

         بسم الله الرحمن الرحیم    

امادربخش دیگر آن که مربوط به خود آن حضرت مى‏شود وامرى خصوصى وشخصى است ؛دیده مى‏شود که

آنچنان مصائب ومشکلات وزجرها وزخمهاو...را پنهان داشته است که حتى حاضر نبودندکه همسرشان ؛مولاویار

مظلومان هم از زجرهائى که بر او وارد شده است با خبر شوند ولذا در وصیت نامه توصیه نموده ‏اند به اینکه:« شب مرا

غسل بده وشب حنوط کن وشب کفن کن...»!با اینکه در آن زمان برقى نبوده وامکانات کم بوده است واز طرفى آن گونه

که از اخبار استفاده مى‏شود حضرت در روز به شهادت رسیدند ؛ چه امرى موجب شده تا اینکه حضرت وصیت به

غسل در شب نمودند ؟آنهم‏ از زیر پیراهن؟  البته از زیر پیراهن غسل دادن مستحب است ودر این امر روایاتى وارد شده

است که اگر شوهر بخواهد همسر خود را غسل بدهد بهتر است از زیر لباس غسل دهد ،اما اینکه مقید فرمودند به

شب ؛مطلبى است که على الظاهراحتمال آن مى ‏رود که حضرت خواسته تاریکى شب مانع باشد از دیدن آن صورت

رنجور!زیرااگرتنها بدن آن حضرت یعنى (سینه وپهلوى)آن حضرت مجروح بود ؛ لباس آنرا پوشانده بود وشب در

پوشش آن دخیل نبود ؛ آما آنى که تاریکى شب آن را مى‏پوشاند صورت است واین خود مى‏تواند بهترین دلیل براى

این باشد که صورت حضرت در اثر سیلى کبود بوده است ومؤید این معناخوابیدن آن حضرت در حال احتضار به پهلو

مى‏ باشد. درحالى که در روایات آمده است وفقهاء بااستنادبه روایات بیان داشته ‏اند که

 :«مسلمانى راکه محتضر است یعنى در حال جان دادن مى‏باشد مرد باشد یا زن ،بزرگ باشد یا

کوچک ،باید به پشت بخوابانندبه طورى که کف پاهایش به طرف قبله باشد واگر خواباندن او

کاملاًبه این طورممکن نیست بنا بر احتیاط واجب تا اندازه اى که ممکن است باید به این دستور

عمل کنند وچنانچه خواباندن او به هیچ قسم ممکن نباشد به قصد احتیاط اورا روبه قبله

بنشانندواگر آن هم نشود،او را به پهلوى راست یا به پهلوى چب رو به قبله بخوابانند. 

  


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) سیرۀ عملی (26)وصیت نامه (1)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳٠
 

* فصل چهارم

     وصیّت نامه فاطمه ( سلام الله علیها):

    « بسم اللّه الرحمن الرحیم، هذامااوصت به فاطمة بنت رسول اللّه ( صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله)اوصت وهى تشهد ان

لا الهالاّاللّه وانّ محمداعبده ورسوله وانّ الجنة حق والنار حق وانّ الساعة آتیة لا ریب فیها وانّ اللّه یبعث من

فى القبور،

     یا على انا فاطمة بنت محمّد زوجنى اللّه منک لأکون لک فى الدنیاوالآخرة، انت اولى بى من غیرى

حنطّنى وغسّلنى وکفّنى باللّیل وصلّ علىّ وادفنّى‏ باللّیل ‏ولا تعلم احدا وأستودعک اللّه واقرءعلى

ولدى السّلام الى یوم القیمة». 

    لازم به ذکر است که وصیت نامه حضرت از دو بخش تشکیل مى‏شود یک بخش آن مربوط به دفاع از اسلام

وولایت و...بخش دیگر آن مربوط به خود آن حضرت ؛ در آن جائى که مربوط به دفاع از دین واسلام وولایت است به

گونه ‏اى وصیت مى ‏کند که نه تنها مردم زمان خود رااز ظلمهائى که براو رواداشته‏ اند آگاه مى سازد؛ بلکه براى نسلهاى

آینده تاظهور فرزندش حضرت بقیه ‏اللّه الاعظم حجه‏ بن الحسن العسگرى (عجل اللّه تعالى فرجه الشریف) وروحى

وارواح العالمین لتراب مقدمه الفداة)را هم آگاه مى ‏سازد .

     امااین که فرمودند بدن مرا شبانه به خاک بسپار ؛ دلیلش روشن است چون مى‏خواستند قبرشان مخفى باشد ؛ تا

نارضایتى وناخوشنودى خود را به مردم بفهماند ولذا دشمنان آن حضرت خواستند نبش قبر نمایند که با بر خورد

شدید وجّدى مولا امیرالمؤمنین على ( علیه ‏السلام)مواجه شدند ولذا حضرت اجازه ندادتا قبر صدیقه کبرى آشکار شود.

     محمد بن همام مى‏ گوید:که امیرالمؤمنین ( علیه‏ السلام)غسل داد اورا وکسى نبود غیر از حسن

وحسین وزینب وأم کلثوم وفضه واسماء بنت عمیس ،وبه سمت بقیع بردند اورا، وبا حضرت

؛حسن وحسین (علیهماالسلام)نماز خواندند وکس دیگرى از مردم نبودودر روضه دفن نمودند

ومحل قبر را پنهان نمودند وچهل صورت قبر در بقیع درست نمودند وزمانى که مردم از این واقعه

باخبر شدند به طرف بقیع رفتند وچهل صورت قبر را دیدند وبراى آنها سخت آمد پس مردم

ضجه زدند وبعضى یک دیگر را ملامت نمودند وگفتند:از پیامبر جز یک دختر باقى نمانده بودواو

را دفن کردند وکسى حاضر نبود در وفاتش ودر نمازش ونمى دانند قبرش را .سپس حاکم وولاة

امرشان گفت :اززنهاى مسلمین بیاورید تا قبور را بشکافند تا پیداکنند وما برآن نماز بخوانیم وقبر

او را زیارت کنیم، خبر به مولاامیرالمؤمنین ( علیه‏ السلام)رسید ؛ خارج شدند در حالت غضب درحالى

 که چشمانشان قرمز شده بود ؛ ورگهاى گردنشان بر افروخته وجامه زرد بر تن داشتند لباسى که در

وقت ناراحتى بر تن مى‏نمودند وبه ذوالفقار در دست تا اینکه وارد بقیع شدندومردم از دیدن

حضرت ترسیدند وگفتند:این على بن ابى طالب است همان طورى که مى‏بینید مى‏آید...پس بر

خورد با او ویاران او،وی به حضرت گفت: به خدا قسم قبر اورا نبش مى‏کنیم ونماز بر او

مى‏خوانیم، پس مولا امیرالمؤمنین ( علیه‏ السلام)با دست مبارکشان زدند به لباس او ولباسش را گرفتند

سپس اورا به زمین زدند وبه او فرمودند: اى پسر سیاه امااز حق خودم گذشتم بخاطر اینکه مبادا

مردم از دین بر گردند ؛واما قبر فاطمه به آن کسى که جانم به دست اوست ؛اگر خودت یایارانت

چیزى را (ویاحرکتى وکارى‏بخواهید بکنید) زمین رااز خون شما سیراب مى‏کنم ؛ اگر میخواهى

تعرّض کن اى ... ؛ابوبکر جلو آمد وگفت :اى اباالحسن بحق رسول اللّه وبه حق آنکه در فوق

عرش است اورا رها کن ما نمى‏خواهیم کارى که موجب ناراحتى شماست انجام دهیم وگفت:

حضرت او را رها کرد ومردم متفرق شدند ودیگر بر نگشتند.

     واین فراز از وصیت حضرت ؛ناراضى بودن آن حضرت رااز حّکام زمان خود مى‏رساند واین امرى است که

غاصبین در مقابل آن عاجز شدند که هم اکنون هم پیروانشان از این ماجرا درمانده هستند ونمى توانند در مقابل این

وصیت پاسخ گوباشند، به بیانى دیگر مى‏توان چنین گفت: بهترین دلیل براى باطل بودن وفاسق بودن آنها؛همین امر

است (مخفى بودن قبر) امرى که به هیچ عنوان نمى‏شود از تاریخ حذف کرد ؛ کتاب نیست تا آن را تحریف کنند ؛بنائى

نیست تاآنراویران کنند ؛ بلکه مخفى بودن آن بیانگر وجود حقایق بى شمارى است که از مخفى بودن آن براى افکار

سلیم واشخاص حقیقت جوآشکار مى‏ گردد؛کسانى که داراى بینش صحیح هستند هر چند دشمنان

بخواهندباتبلیغات کاذب ودروغین ؛غاصبین را خادمین به اسلام معرفى کندوخورشید حقیقت را پشت ابرهاى تیره

مصنوعى مخفى نگه دارند اما این وصیت تمام نقشه هاى‏آنان را نقش بر آب کرده وحّجت را براى مردم تمام نموده

است وبه عبارتى دیگر مى‏توان این قسمت از وصیت نامه حضرت را "سیاسى عبادى" نامیدوآن رامربوط به دفاع از

اسلام وولایت بیان کرد.


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) سیرۀ عملی (25) عبادت وزهد
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩
 

       بسم الله الرحمن الرحیم     

(4)= در بیان عبادت وزهد حضرت زهرا «سلام الله علیها»:

      واما بهترین معّرف در باره عبادت فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) معصومین ( علیهم ‏السلام)مى‏باشند ودر این مقام روایاتى وارد شده

که بیانگرمقام قربى صدیقه طاهره (سلام الله علیها)مى‏باشد:   

     وقال الحسن: «ما کان فى الدنیا اعبد من فاطمة ( علیهاالسلام)؛ کانت تقوم حتى تتورّم قدماها». = از

فاطمه( علیهاالسلام) در دنیا عابدتر نبود آنقدر روى پا ایستاده بود که پاهاى حضرت ؛ورم کرده بود.

     قال رسول اللّه ( صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله):«وامّا ابنتى فاطمة فانّهاسیّدة نساء العالمین الى ان قال:متى قامت فى محرابها

بین یدى ربّهاجل ّ جلاله ؛ زهر نورها لملائکة السّماءکما یظهر نور الکواکب لاهل الارض ؛ ویقول اللّه

عزّوجل لملائکة: یا ملا ئکتى انظروا الى أمتى فاطمه ؛ سیّدة امائى ؛ قائمة بین یدى ؛تر تعد فرائصها من

مخیفتى ؛ وقد اقبلت بقلبها على عبادتى...»  =رسول اللّه ( صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله) فرمودند: واما دخترم فاطمه بزرگترین زنان

جهانیان مى‏باشد ودر ذیل حدیث  اضافه مى‏کنندومى فرمایند: زمانى که در محراب عبادت (درمقابل پروردگار)جل

جلاله مى‏ایستد ؛نور او مى‏تابد از براى ملائکه آسمان ؛ همانگونه که نور ستارگان براى اهل زمین مى درخشد ونور

افشانى مى‏کند ؛ وخداى عز وجل‏ به ملائکه مى‏فرماید:اى ملائکه من! بنگریدونظر کنید به امه من فاطمه بزرگ کنیزان

من که ایستاده است (در برابر من)؛از خوف وترس من، شانه هاى او مى‏لرزد وبراى عبادت من (قلبش را متوجه من

نموده است)... 

      در روایت دیگرى آمده است که در یک شب جمعه تا صبح مشغول عبادت وانجام دادن رکوع وسجود بوده ‏اند

(شاید کنایه از این بوده باشد که نماز مى‏خواندند)

      عن جعفربن محمد ( علیه‏ السلام)عن ابیه عن على بن الحسین عن فاطمة الصغرى عن الحسین بن على عن

اخیه الحسن بن على بن ابى طالب ( علیهم ‏السلام) قال:« رأیت امّى فاطمه ( علیهاالسلام) قامت فى محرابها لیلة جمعتها

فلم تزل راکعة ساجدة حتى اتّضح عمود الصبح...»

    از امام جعفر صادق (علیه‏ السلام)از پدرشان از على بن الحسین از فاطمه صغرى‏از حسین بن على از برادرشان حسن بن

على بن ابى طالب ( علیهم‏ السلام) روایت شده است ؛ فرمودند:«مادرم فاطمه ( علیهاالسلام)را دیدم که در محرابش ایستاده بود ؛ شب جمعه تا صبح رکوع وسجود مى‏نمود...».


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها )سیرل عملی (24) استعمار ومسئلۀحجاب (9)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٩
 

                        بسم الله الرحمن الرحیم

   باتوجه به این که بعضى از احکام از شعائر اسلام به شمار مى‏رود واز اهمیت خاصى بر خور دار مى‏باشد امابراى

بانوان شرکت در آن مجامع الزامى نیست ودرعین حالى که اسلام از شرکت در آن مجامع آنها را منع نکرده ؛ اما هیچ

گونه تشویقى هم در انجام آنها وارد نشده است مانند شرکت در تشییع جنازه ونماز جماعت و...

     نکته ‏اى که لازم است به آن اشاره شود این که این مسائل "حکم اولیه"اسلام است اما اگر دریک موارد خاصى

موقعیت ایجاب کرد و"حکم ثانوى" در کار بود آنجا دیگر حکم فرق مى‏کند همان گونه که فاطمه زهراء( علیهاالسلام)با این که

هیچ وقت به مسجد نمى‏رفتند حتى در نماز جماعت آنهم به امامت رسول اللّه ( صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله)شرکت نمى‏کردند، اما زمانى که

حقش را غصب کردند براى "احقاق حق" به مسجد آمدند وآن خطبه را خواندند.

     وبا توجه به احکام الهى در مورد بانوان ؛وتتبع دراحادیث وروایات وسیره معصومین( علیهم ‏السلام)اهمیّت حجاب

وعفاف روشن خواهد شد ؛دراین جا به چند نمونه از احکام ودستوراتى که حکایت از این معنا مى‏کند اشاره مى‏شود :

     به عنوان نمونه درباره نمازخواندن :

     (1)- درجایى که مرد نامحرم باشد آهسته نماز بخواند؛حتّى در جائى که نامحرم نباشد بهتر است نماز را آهسته

بخواند،. 

    (2)- در حال قیام بهتر است بگونه‏ اى دستها را قرار دهد تا برآمدگى سینه نمایان نباشد .

     (3)- درحین رکوع دستها را بالاى ران بگذارد وزانوها را بیرون بدهد .

     (4)-آرنجهاو شکم رابرزمین بگذارند واعضاء آن را به یکدیگر بچسبانند.

     (5)- ودر هنگام رفتن به سجده برخلاف مردها اول زانورا بعد دست را به زمین بگذارد.

     (6)- مستحب است بر خلاف مردها ؛در حال سجده خود راجمع کرده ودست خود راتاآرنج به زمین بچسباند

وخود را جمع کرده وروى زمین قرار دهد...

 

    وازحضرت صادق ( علیه ‏السلام)منقول است که حضرت امیرالمؤمنین على ( علیه‏ السلام)به اهل عراق فرمود

:یااهل العراق نبّئت انّ نسائکم یوافین الرجال فى الطریق اما تستحیون؟ قال لعن اللّه من لا یغار.یعنى: «اى اهل عراق به من

خبر رسیده که زنهاى شمامى رسند به مردهادرراه یعنى (بر خورد مى‏کنند با نا محرمان در کوچه وبازار)آیاشما حیا

نمى‏کنید؟فرمودند: لعنت خداى بر کسى که حیا نمى‏کند»!.

    وموارد دیگرى که در نماز وغیر آن آمده است .

     باکمى تتبع در این احکام روشن مى‏شود که اسلام چقدر در امر پوشش بانوان وامورى که به عفاف وحجب وحیاء

بانوان‏ کمک مى‏کند ؛اهتمام ورزیده ‏است .

     ولذادشمنان به اهمیت آن واقف شده‏ اند ولذا در فکر مبارزه با این سرمایه بزرگ اسلامى افتاده ‏اند واز هیچ کارى

براى ضربه زدن وبى ارزش کردن آن دریغ ندارند. 

 

    اى زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است      ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است 

    فرمان خدا ، قول نبى ، نص کتاب      است      از بهر زنان افضل طاعات حجاب است 


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) سیرۀ عملی (23) استعمار ومسدلۀ حجاب (8)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٧
 

بسم الله الرحمن الرحیم

در اسلام درعین حالى که اجازه داده است تا بانوان بتوانند هر گونه که خواسته باشند ودر هر جائى که مایل

باشند وهر چه را توانسته باشند انجام دهند اما آنها را مشروط بر این کرده که خود را از نامحرمان حفظ کنند وحجاب

کامل خود را مراعات نمایند والبته آنها را تشویق نموده به اینکه کمتر از منزل خارج شوند وتا آنجایى که مى‏توانند

سعى کنند خود را از نا محرمان دور نگه دارند ودر این زمینه روایاتى از معصومین ( علیهم‏ السلام) خاصه صدیقه کبرى فاطمه

زهرا ( علیهاالسلام)واردشده است وقتى رسول اکرم ( صلى‏الله ‏علیه‏ و‏آله)از فاطمه ( علیهاالسلام)سؤال فرمودندکه بهترین چیزبراى زن چیست ؟در

جواب عرضه داشتند : از سعادت زن آن است که نه او مردى را ببیند ونه مردى اورا.


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) سیرۀ عملی (22) استعمار ومسئلۀ حجاب (7)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٦
 

     بسم الله الرحمن الرحیم   

  آن چه که یک جامعه را از شر بیگانگان حفظ مى‏کند ایمان است وآنى که جامعه اسلامى را حفظ کرده واجازه نداده

است تا دشمنان بر آنان مسلّط شوند؛ایمان است ،آنى که اجازه ندادتا دشمنان بتوانند بر این مملکت امام زمان

(عجل الله تعالی فرجه الشریف )وارد شوند واین مملکت را تصرف کنند ایمان بود آنچه موجب شد تا جوانان ما جان خود را فدا کنند وهشت سال در مقابل تجاوز بیگانگان ایستادگى کنند ایمان بود وآنچه موجب شد تا پدر ومادر فرزندان خود را به میادین

جنگ رهسپار کنند وخود شاهد به خون غلطیدن آنان باشند ایمان بود ولذا دشمنان فهمیدند تا زمانى که ایمان در

جامعه اسلامى ومردم باشد نمى‏توانند به اهداف خود دست پیدا کنند ولذا به این‏ نتیجه رسیدند که باید فساد در

جامعه رواج پیدا کند تا جوانى که جان خود را فداى  دین ومذهب خود مى‏کند دیگر براى دین، دل نسوزاند وبه دنبال

فحشا ومنکرات باشد ولذا در این زمینه بودجه هاى کلانى را در نظر گرفتند که حتى بخشى از آن را اعلان کردند وگفتند

که مبلغ بیست ملیون دلار براى این هدف (به فساد کشیدن جوانان )منظور داشتند وحتى در چند روز قبل در یکى از

رسانه ها از قول اسرائیل گفته شد که باید فساد بیشترى در جامعه بوجود آید!!واین خود بهترین دلیل بر این مدعا

مى‏باشد وبى حجابى بهترین وسیله انحراف براى جوانان مى‏باشد، ولذا دشمن بعد از پیروزى انقلاب بیشترین توجه

خود را براین داشته که فساد وبد حجابى رادرجامعه گسترش داده تا از این طریق جوانان را به انحراف کشانده وآنان را

نسبت به حمایت از دین واز ارزشهاى اسلامى بى تفاوت کند، درست همان گونه که در "اسپانیا" عمل کردند وبعد از

آنى که جوانان را به فساد وتباهى کشیدند ؛ حمله کردند وهمه مسلمانان را به قتل رساندند ؛بطورى که یک نفر از آنان را

زنده نگذاشتند وکشورى که قرن ها در آن، مسلمین حکومت مى‏کردند از دست مسلمانان خارج کردند.!!


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها (سیرۀعملی (21) استعمار ومسئلۀ حجاب (6)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٥
 

  بسم الله الرحمن الرحیم

نقش حجاب در جامعه اسلامى :

     بعد از بیان تاریچه کوتاهى از نقشه دشمنان براى‏از بین بردن حجاب حال این سؤال مطرح است ؛

     چه خطرى ازحجاب ، استعمار گران را تهدید مى‏کند که براى از بین برد ن آن این گونه عمل کرده وبازهم ادامه داده

وعمل مى‏کنند؟

     با توجه به قوانین الهى ودستورات اسلام ؛ اهمیت حجاب روشن مى‏شود .

     بیان مطلب :

     باکمى تتّبع در احکام وقوانین اسلام این نکته معلوم مى‏شود که هدف ازارسال رسل وانزال کتب این است که ؛ مردم

راه به تقوى وپرهیز کارى دعوت کنند وآنها را از فسق وفجور وگناه باز دارند تا به درجات عالى راه پیدا کنند وبه مقام

"قرب الهى" برسند ولذا همه انبیاء واولیاء الهى در این امر اهتمام ورزیدند ومردم را به تقوى واجتناب از گناه دعوت

نمودند وبراى تحقق این هدف در این راستا در اسلام احکامى آمده است تامردم را به خداوند متعال نزدیک گرداند

واین احکام دراسلام ؛به صورت واجبات ومحرمات آمده است ولذا در انجام واجبات غالبا قید قرب الى اللّه باید

باشد، زیرا هدف نزدیک شدن به پروردگار متعال مى‏باشد ودر ترک محرمات هم؛ انگیزه وهدف نزدیک شدن به

خداوند تبارک وتعالى مى‏باشد .

     آنچه که انسان را از خداوند متعال دور مى‏کند گناه ومعصیت مى‏باشد وبعضى از گناهان نه تنها فرد عاصى وگنهکار

رااز سلک متقین خارج نموده واز خداوند متعال دور مى‏کند ؛بلکه موجب مى‏شود تا دیگران هم به گناه وادار شوند واز

سلک مؤمنین ومتقین بیرون رفته واز صراط مستقیم منحرف گردیده واز خداوند متعال دور شده وبه شیطان نزدیک

شوند و"بى حجابى " از آن جمله گناهانى است که جامعه اسلامى را به فساد مى‏کشاند ووقتى که فساد در جامعه رواج

پیدا کرد ؛غفلت جامعه رامى‏گیردوزمانى‏که مردم غافل شدنددیگربه دین ‏ومذهب توجه ‏ندارندوفقط ‏به دنیامى‏اندیشند

وبه آخرت فکر نمى‏کنند واین همان چیزى است که استعمارگران براى رسیدن به اهداف خودشان لازم دارند.


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) سیرۀ عملی (20) استعمار ومسئلۀ حجاب (5)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢۳
 

                     بسم الله الرحمن الرحیم   

  بحمداللّه والمنه ؛بعداز پیروزى انقلاب وتشکیل حکومت جمهورى اسلامى به رهبرى امام خمینى ( قدس‏ سره) تمام

نقشه هاى دشمنان که براى از بین بردن حجاب کشیده بودند از بین رفت وآن کسانى که تحت تأثیر تبلیغات سوءقرار

گرفته بودند حقیقت را درک کردند ودوباره جامعه اسلامى آن ارزشهاى از دست داده را به دست آورد.

     اما نکته ‏اى که نباید از آن غافل بود اینکه :دیگر دشمنان از حرکتى که بیش از پنجاه سال روى آن بر نامه ریزى کرده

بودند ونقش بر آب شد ؛ خسته شده اند ودیگر آن حرکت را دنبال نمى‏کنند ؛ بلکه شواهد زیادى بیانگر این معناست

که نه تنها دشمنان از راهى که رفته‏ اند خسته نشده‏ اند بلکه بیش از پیش دوباره آن سیاست را دنبال مى‏کنند ودراین

زمینه بودجه هاى زیادى را در نظر گرفته ودر این فکرند که دوباره آن فرهنگ بى حجابى رادر جامعه اسلامى بوجود

آورده وگسترش دهند!!

     خوب است بیانى را که مرحوم امام خمینى ( قدس ‏سره) در این مقام فرموده‏ اند ذکر شود:

     هیچ وقت خوف از این نداشته باشید که مثلاً دولت غاصب عراق حمله کرده است ؛شما از

این خوف داشته باشید که همان نقشه هایى که قبل از انقلاب اینها داشته ‏اند ؛ در زمان رضا خان

ومحمد رضا خان داشته‏ اند حالا بیشتر داشته باشند. آنها قبلاًاز باب این که به طور ذهنى وعلمى

یافته بودند که اگر اسلام رواج داشته باشد ومظاهر اسلام رواج داشته باشد نمى‏گذارد که ما

استفاده هایمان را بکنیم حالا که عینا سیلى را خوردند ومشاهده کردند قدرت اسلام را در یک

ملت سى وچند میلیونى...


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) سیره عملی (19) استعمار ومسئله حجاب (4)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٢
 

  بسم الله الرحمن الرحیم    

بعداز آنى که استعمار گران متوجه شدند که با سر نیزه نمى‏توانند مردم را از دین ومقّد سات آن جدا کنند ودین را

مانع رسیدن به منافع خود مى‏دیدند ؛راه دیگرى را در پیش گر فتند ومتأسفانه از این راه توانستند تا اندازه اى به اهداف

خود برسند وآن این بود که دیگر نیامدند با سر نیزه مردم را از روحانیت وعزادارى وحجاب منع کنند وباز دارند بلکه

این بار با نداى آزادى آمدند واجازه دادند که مردم به راهى که قبلاً انتخاب کرده بودند ادامه دهند دیگر از بى حجابى

صحبتى نبود ،دیگر کسى جلوگیرى از عزادارى نمى‏کرد ودیگر مزاحمتى براى علما وروحانیون ایجاد نمى‏کردند، این

بار از راه دیگر وارد شدند وبه این نتیجه رسیدند که باید از درون ضربه را وارد کنند وباید به گونه‏ اى عمل کنند تا

اعتقادات مردم نسبت به این مسائل ضعیف شود ودید مردم نسبت به اسلام تغییر کرده ومردم خود از مسائل اسلامى

فاصله بگیرند بدون اینکه سر نیزه ‏اى در کار باشد ودر این زمینه فعالیت خود را آغاز کردند.

     براى رسیدن به اهدافشان از دوطریق وارد عمل شدند،ابتدایک عده از افراد فاسق وبى دین را در خیابانهاومجامع

عمومى با وضعى بسیار زننده وبى حجاب آوردند وبعد با تبلیغات سوء به آنها بها دادند وبر علیه حجاب تبلیغات

گسترده‏ اى کردند واز طرفى به تدریج از کیفیت حجاب کاستند وحجاب را در چادر خلاصه کردند وکم کم از پوشش

اسلامى وحجابى که در اسلام به آن سفارش شده است جز یک چادر آن هم بسیار نازک ؛به گونه ‏اى که کاملاًبدن از زیر آن

نمایان‏ بود وبه تنها چیزى که شباهت نداشت حجاب بود وبعد از آن قلم به دستان مزدور وخود فروخته؛ حجاب را

مورد هجوم قرار داده ومسخره کردند وبیشترین مقالاتشان رادر مجله "زن روز "مى‏نوشتند وآنهایى که حجاب را در

چادر آنهم چادر آنچنانى مى‏دیدند کم کم باور مى‏کردند که این حجاب ارزشى ندارد وبود ونبود آن فرقى نمى‏کند،بعد

از آنى که زمینه را مناسب دیدند آمدند وقانونى را وضع کردند که دانش‏ آموزان حق ندارند با حجاب به دبیرستان بروند

که البته این قانون یک روز بیشتر اجرا نشد، آنها خیال کردند توانسته‏ اند با برنامه هاى خود مردم را منحرف کرده ونقشه

هاى‏خود را عملى کنند اما از آن جایى که جامعه اسلامى ایران از روز اول در خط امام زمان حجة بن الحسن العسگرى

(عجل اللّه تعالى فرجه الشریف)وا هل بیت ونوّاب آن حضرت یعنى مراجع عظام‏ در زمان غیبت آن حضرت بوده‏ اند با

اینکه طاغوت آن چنان خفقانى بر جامعه ایجاد کرده بود که کسى جرأت نداشت در مقابلشان  موضع‏گیرى کند بااین

حال؛این قانون رایک روز بیشتر نتوانستند اجراکنند زیرا با مخالفت مردم روبرو شدند به این معنا که ترجیح دادند که

ترک تحصیل بکنند ولى دست از حجاب خود بر ندارند وقتى که دیدند این گونه برخورد منفى با این قانون شد مجبور

شدند که قانون را لغو کنند.

      جادارد به حرکتى که مرحوم آیة اللّه مرتضى مطهرى ( قدس‏ سره)در آن زمان کردند اشاره شود وآن این که در همان

مجله(زن روز)سعى کردند پاسخ آن مطالب موهن رابدهند واجازه ندادند تا با قلمهاى مسموم خودشان افرادى که

آشنایى با فرهنگ اسلام نداشتند را منحرف کنند وجلوى این حرکت تند دشمنان را با جواب هایى که مى‏دادند گرفتند

ولذا در همان زمانى که دشمن توانسته بود با تبلیغات وبا قلمهاى مسموم عده زیادى را اغفال کند ؛ایشان توانستند با

بیان حقایق؛ اهل بصیرت وکسانى که تشنه معارف اسلامى بودند را آگاه کند وبعدا آن مطالب جمع آورى شد وبه

صورت کتابى در آمد به نام "مسئله حجاب "ولذا در همان زمان در همان جامعه‏ اى که بى حجابى براى عده‏ اى ارزش به

شمار مى‏رفت اما در همان جو آلوده ومسموم ،عده زیادى رو به حجاب آوردند وبا پوششى کامل در جامعه حضور پیدا

مى‏کردند ؛به طورى که براى بعضى از مردم سؤال ‏انگیز بود که این چه نوع حجابى است که در بین دختران تحصیل

کرده دانشگاهى رواج پیداکرده است؟ در جواب مى‏گفتند این حجاب آقاى مطهرى است.

 


 
 
استعمار ومسئلۀ حجاب (3)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱
 

  بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از تحقیقاتى که به عمل آوردند به این نتیجه رسیدند که با وجود سرمایه هایى چون ؛ قرآن ومسجد وحج ونماز

ووحدت وروحانیت وعزادارى وحجاب و...نمى‏توانند به مقاصد استعمارى خودبرسندولذابراین شدند تااین سر مایه

هاى مسلمین راازآنها بگیرند تا بهتر بتوانند به اهداف خود برسند .

     از آنجایى که قادر نبودند که یک باره این سر مایه ها را از مسلمین بگیرند ؛ بر آن شدند که به

تدریج این سرمایه ها را از مردم بگیرند وبهترین راه براى رسیدن به اهداف خود را در این دیدند

که حاکمى را برمردم مسلّط کنند که مطیع آنها بوده واهمیت به دین ندهد وفقط براى آنها کار کند

ولو به قیمت از بین بردن دین ومذهب مردم باشد وبراى این امر "رضاخان " را در نظر گرفتند که نه

پاى بند به دین بود ونه ازسواد بهره اى برده بود واز نظر قدرت ؛ بسیار بى باک وقلدر بود وبه

چیزى جز قدرت ومقام نمى ‏اند یشید وهر دستورى را براى باقى ماندن در قدرت اجرامى کردواز

هیچ عملى دریغ نداشت، ولذا اولین اقدامى که رضا خان به دستور اربابانش نمود مبارزه با

روحانیت وعزادارى وحجاب بود .

از آنجایى که کلام در مسئله حجاب است دراین زمینه مطالبى هرچند به اختصار ذکر مى‏ گردد:

     «رضاخان مجرى کشف حجاب به آن فضاحت وبه آن رسوایى را درست کردند ؛ آن هم روى

همین بود که اینهایى که علاقه به اسلام داشتند وعلاقه به دیانت و احکام دیانت داشتنداینها را

سر کوب کند وخدا مى‏داند که در کشف حجاب چه جنایتهایى اینها کردند، حّتى به علماى بزرگ

هم پیشنهاد مى ‏کردند که شما مجلس بگیرید با خانم هایتان...شعرا شعر گفتند ؛ مجالس درست

کردند ؛ محافل درست کردند تبلیغات کردند .هر طور توانستند با هر شیوه‏اى...»(صحیفۀ نور /ج13/ص317)

     نکته ‏اى که در امر بى حجابى باید مورد توجه قرار بگیرد این است که: آن چنان با مسئله حجاب بر خورد داشتند که

اگر کسى را با حجاب مشاهده مى‏کردند اورا جریمه نمى‏کردند، زندان نمى‏بردند، بلکه چادر اورا پاره مى‏کردند،

درحالى که در همه جا رسم بر این است که اگر کسى از قانونى سر پیچى کند یا اورا جریمه مى‏کنند ویااورا زندان

مى ‏کنند،اما در مورد حجاب آن گونه که شاهدان عینى نقل مى‏کنند: مأ مورین ؛ اول کارى که مى‏ کردند چادر را پاره

مى‏ کردند !وبعد آن بانوى محّجبه را مورد ضرب وشتم قرار مى ‏دادند، که این خود جاى تأمل دارد!ولازم به ذکر است که

یک چنین برخوردى بالباس  روحانیت داشتند به این معنا ؛ اگر با یک روحانى برخورد مى‏ کردند ومى ‏دیدند که عمامه

بر سر دارد ابتدا عمامه را برداشته وپاره مى ‏کردند بعد آن روحانى را مورد اذیت وآزار وشکنجه قرار مى ‏دادند،

وهم چنین با کسانى که براى سالار شهیدان حضرت ابى عبد اللّه الحسین ( علیه‏ السلام)عزادارى مى‏کردند بر خوردى مشابه

داشتند، البته نتوانستند با سرنیزه به اعتقادات مردم آسیبى برسانند ولذا همین که سر نیزه رضاخانى بر داشته شد ؛

مردم دوباره به روحانیت رو آورده وفرزندان خود را به حوزه علمیه فر ستاده ومجددا حوزه علمیه فعالیت خود را

شروع کرده وبیش از پیش مورد توجه مؤمنین قرار گرفته وهم چنین عزادارى براى سیدالشهدا ء( علیه ‏السلام)با شور بیشترى در

بین مردم بر پا شد وهم چنین مسئله حجاب هم، به صورت اول در آمد (لازم به ذکر است: از آنجائى که مردم ما متدین

بوده وپاى بند به احکام الهى بوده‏ اند وپیروى از علما وفقها ومراجع تقلید مى ‏نمودند در این مدتى که دولت منع

حجاب کرده واجازه نمى ‏داد که بانوان محترمه با حجاب از منزل خارج شوند زنان متدینه ومؤمنه این مرز وبوم در این

مّدت مدید از منزل خارج نشدند وچه بسا مادرى دختر خود را در این مّدت طولانى که حدود هفت سال ادامه داشت

ندید! ودختر از دیدن مادر محروم بود! ترجیح دادند که در خانه بنشینند واز منزل خارج نشوند از دیدن پاره تن خود

محروم بشوند اما حجاب خود را از دست ندهند)