دین شناسی

پاداش زیارت حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه )
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٢
 

                    بسم الله الرحمن الرحیم

قال ابوالحسن الرضا(سلام الله علیه):

«من زارنی علی بعد داری وشطون مزاری ؛اتیته یوم القیامة فی ثلاث مواطن حتّی اخلّصه من اهوالها :اذا تطایرت الکتب یمینا وشمالا وعند الصراط وعند المیزان ».

ازحضرت امام علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه ) منقول است ،قریب به این بیان  فرمودند : «هر کسی در خانه ومزار دور،مرا زیارت کند در سه جا به فریاد او می رسم، درجایی که نامه های اعمال را به دست راست وچب می دهند ودر پل صراط ودرمیزان وسنجش اعمال ».

کامل الزیارات باب /101 ح 4

 بیان اهمیت سه توقف گاهی که حضرت، وعده داده اند به فریاد زوارشان برسند .

(1)  آن جایی که نامۀ اعمال را به انسان می دهند.در این باره خداوند تبارک وتعالی در قرآن از آن موقف وگذرگاه این گونه یاد می کند:

«فاما من اوتی کتابه بیمینه فسوف یحاسب حسابا یسیرا وینقلب الی اهله مسرورا»=«پس هرکس را در آن روز   نامۀ اعمال به دست راست  دهند، آن کس حسابش آسان کنند واو به سوی کسان وخویشان مسرور وشادان خواهد رفت» سورۀ انشقاق (7و8).

در بارۀ دیگران این گونه می فرماید:

 «واما من اوتی کتابه وراء ظهره فسوف یدعوا ثبورا ویصلی سعیرا »واما آن کس که نامۀ اعمالش  از پشت سر دهنداو برهلاک خود آه وفریاد وحسرت بسیار کند  وبه آتش سوزان دوزخ در افتد .»  سوره انشقاق (9/12).

(2)  میزان عدل الهی :درسنجش اعمال قران این گونه بیان می دارد:

« فاما من ثقلت موازینه فهوفی عیشة راضیه واما من خفت موازینه فامه هاویه وماادریک ماهیه نار هامیه ».=«پس آن روزعمل هرکس رادر میزان حق وزنی باشد (نامۀاعمالش پر بار باشد )در بهشت به آسایش وزندگانی خوش خواهدبود وعمل هرکس (بی قدر وبی ارزش و) سبک وزن است (نامۀ اعمالش سبک باشد )جایگاهش در قعر هاویه (جهنم ) است وچگونه سختی هاویه را تصور توانی کرد ؟ هاویه ، همان آتش سوزنده است ».سورۀ قارعه (6/11)

(3)صراط: توقف گاه دیگر که حضرت وعده داده اند به زائرینشان کمک کنند ،پل صراط است همان پلی که از مو باریک تر وازشمشیر تیز تر می باشد وبه فرمودۀ امام خمینی(قدس سره)قریب به این بیان :« درواقع از درون جهنم باید به بهشت رفت ؛زیرا جهنم پایین است وبهشت بالاست »به این معناکه بهشت در کنار دوزخ نیست که ازروی آن عبور کرده وداخل بهشت شوند بلکه بهشت بالا ست واز درون جهنم بایدبه بهشت رفت وکسانی که اهل عذابند نمی توانند از درون جنهم به بهشت وبالا بروند.  


 
 
زیارت حضرت امام رضا(سلام الله علیه ) شعار شیعه
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٠
 

                         بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی

چرادربارۀزیارت امام رضا(سلام الله علیه )تاکید فراون شده است ؟

احتمالاتی که در پاسخ از این سوال ،می توان به آن اشاره کرد.

(1) =موجب عزت وعظمت وبیان گر عِدّه وعُدّه شیعه

از آن جایی که امام هشتم را شیعیان دوازده امامی به امامت قبول دارند ودر واقع کسانی که قائل به امامت  حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة والثنا ء)هستند شیعیان دوازده امامی هستند که قائل به امامت حضرت بقیة الله الاعظم منجی عالم بشریت یعنی حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف )وروحی وارواح العالمین له الفداه)

می باشند لذازائرین آن حضرت رااکثر قریب به اتفاق ، شیعیان دوازده امامی تشکیل

می دهند؛

  لذا زیارت آن حضرت ،بیان گر عظمت وعزت وعُده وعِدۀ شیعیان به شمار می رود .

(2) = زیارت امام هشتم از شعائر شیعه :

زیارت حضرت  ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (سلام الله علیه ) مانندصلوات از شعائر شیعه به شمار می رود به این معنا همان گونه که صلوات از شعائر شیعه هست وهر کسی در هر کجای عالم که باشد اگر صلوات بر محمد وآل محمد بفرستد دیگری نیازی به معرفی کردن خود ندارد، خود ذکر صلوات از ویژگی های شیعیان می باشد،  زیارت حضرت امام رضا (سلام الله علیه ) هم از این خصوصیت بر خوردار است ،به این معنا که هرکسی که به زیارت آن حضرت مشرف شود ازشیعیان می باشد

سوال؟

مگرمسلمانانی که شیعه نیستندصلوات نمی فرستند ؟

در جواب باید گفت  صلوات فرستادن آنها با صلواتی که شیعیان می فرستند متفاوت است اولا:آنها معمولا در ذکرصلوات  به «صل علی النبی » اکتفا می کنند

ثانیا: این که  ،ذکرراآهسته  می گویند اما شیعیان ، ذکر صلوات را به صورت شعار وبلند

 می گویند  ودر بیان آن ، آل محمد را به آن اضافه می کنند ودر بیشتر مواقع به این صورت صلوات را ادا می کنند « اللهم صل علی محمد وآل محمد  وعجل فرجهم »

لذا از آنجائی که زیارت امام هشتم از شعائرشیعه به حساب می آید از اهمیت بیشتری بر خوردار است همان گونه که صلوات از بهترین شعارهایی است که شیعه به آن اعتقاد دارد وروایات وارده در مقام بسیار است  که در جای خود به فضلیت آن اشاره شده است .


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) (قسمت چهارم )
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۸
 

                                                بسم الله الرحمن الرحیم

                                         السلام علیک یا فاطمة المعصومة

                            یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه  فان لک عندالله شأنأ من الشأن

 

             

مقام ومنزلت حضرت فاطمة معصومه (سلام الله علیها )

از آن جایی که تاریخ نویسان در طول تاریخ جیره خواران ومزدوران خلفای جور بوده اند وذکر فضائل ومناقب اهل بیت برخلاف خواست آنان بوده است لذا یا اجازه نداشتند ویا خوف از ثبت آن فضائل را داشته اند در هرصورت از بیان آن خود داری نموده ومتأسفانه در تاریخ کمتر به آنها اشاره شده است واز آن جمله بیان فضائل ومناقب حضرت فاطمۀ معصومه سلام الله علیها می باشد  اما با زیارت نامه ای که ازامام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة والثناء) وارد شده وقرائنی که موجود است می توان به مقام والای آن بانوی بزرگ پی برد که به بعضی از آنها اشاره می شود :

مرحوم آیةالله  سید نصر الله مستنبط (قدس سره )(دامادمرحوم حضرت آیة الله العظمی خوئی قدس سره)از کتاب "کشف اللئالی "(تألیف دانشمند محقق "صالح بن عرندیس"متوفی در قرن نهم هجری  که نسخة خطی آن در کتابخانة شوشتریهای نجف اشرف موجود می باشد).نقل فرموده :

«روزی عده ای  از شیعیان وارد مدینه شدند وپرسش هایی داشتند که می خواستند از محضرحضرت  امام موسی کاظم (سلام الله علیه )بپرسند، امام (ع)درسفر بودند ، پرسش های خود را نوشته ، به دودمان امامت ، تقدیم نمودند ، چون عزم سفر کردند ، برای پاسخ پرسش های خود به منزل امام (ع)شرفیاب شدند ، اما هنوزامام کاظم (ع) مراجعت ننموده بودند وآنها امکان توقف نداشتند از این رو ، حضرت معصومه (سلام الله علیها)پاسخ آن پرسش ها را نوشتند وبه آنها تسلیم نمودند ، آنها با مسرّت فراوان از مدینه منوره خارج شدند در بیرون مدینه با امام کاظم (ع)مصادف شدند ، داستان خود را نزد آن حضرت شرح دادند ، هنگامی که امام (ع)پرسش های آنان وپاسخ های حضرت معصومه (س) را ملاحظه کردند ، سه با رفرمودند :«فداها ابوها» = پدرش به قربانش باد ». 

زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها)

ابتدا به سفارش و ثواب زیارت آن حضرت که  از جانب حضرات ائمه معصومین (علیهم السلام )وارد شده اشاره می شود  وسپس به فرازهایی از زیارت آن بانو که از لسان امام معصوم یعنی ثامن الحجج  حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام )وارد شده است اشاره می شود.

      یکی از قرائنی که حکایت از مقام عظمای ایشان دارد سفارش به زیارت آن حضرت ازطرف حضرات ائمۀ  معصومین (سلام الله علیهم) می باشد در روایاتی که از امام جعفرصادق وامام هشتم علی بن موسی الرضا وامام محمدتقی الجواد(سلام الله علیهم) در بارۀ زیارت ایشان رسیده است حکایت از مقام والای آن حضرت دارد .

(قال الصادق (علیه السلام

وروى القاضی نور الله فی کتاب مجالس المؤمنین وعنه المجلسی فی البحار ج 57 ص 228،
عن الصّادق (علیه السلام) قال: ( إنّ لله حرماً وهو مکّة، ألا إنّ لرسول الله حرماً وهو المدینة، ألا وإنّ لأمیر المؤمنین حرماً وهو الکوفة، ألا وإنّ قمّ الکوفة الصغیرة،
ألا إنّ للجنّة ثمانیة أبواب ثلاثة منها إلى قمّ. تقبض فیها امرأة من ولدی اسمها فاطمة بنت موسى، وتدخل بشفاعتها شیعتی الجنّة بأجمعهم ).

 

.=«ازامام جعفر صادق(ع) روایت شده است که فرمودند : بدرستی که از برای خداوند حرمی است وآن مکه است واز برای رسول خدا حرمی است وآن مدینه است واز برای امیرالمومنین حرمی است وآن کوفه است وقم کوفة کوچک است وبرای بهشت هشت در هست که سه در آن از قم باز می شود بانویی از فرزندان من که نا مش فاطمه دختر موسی می باشددر آن شهر از دنیا می رود و به شفاعت او همة شیعیان داخل بهشت می شوند» .

 ودر روایتی دیگر از امام جعفر صادق(ع) به این بیان ذکرشده است :

عن الصادق (ع): «ان لله حرما وهو مکه ولرسوله حرما وهوالمد ینه ولامیر المومنین حرما وهوالکوفه ولنا حرما وهو قم وستدفن فیه امراة من ولدی تسمی فاطمه من زارها وجبت له الجنة». 1

 «بدرستی که از برای خداحرمی است وآن مکه می باشد واز برای رسول الله حرمی است وآن مدینه می باشد واز برای امیرالمومنین حرمی است وآن کوفه می باشد واز برای ما حرمی است وآن قم می باشد ودر آینده بانوئی از فرزند من که فاطمه نامیده می شود در آن به خاک سپرده می شود ، هر کسی او را زیارت کند از برای او بهشت واجب است » 

 

بحار الانوار /ج48نقل از تاریخ قم از حسن بن محمدالقمی .

 در کامل الزیارات به سند صحیح از امام رضا (سلام الله علیه ) روایتی نقل نموده اند که «من زارها فله الجنه»=«هرکس او را زیارت کند پاداش او بهشت است».

کما ورد عنه علیه السلام أنه قال: (من زار المعصومة بقم کمن زارنى)

=« کسی که معصومه را در قم زیارت کند گویامرا زیارت کرده است ».

وورد عن الرضا علیه السلام أیضاً: (من زارها عارفا بحقها فله الجنة )

«کسی که او (حضرت معصومه ) را بامعرفت به حقش زیارت کند هر آینه  برای او بهشت است » .

عن ابن الرضا (علیه السلام )«قال :من زار عمتی بقم فله الجنه».= از امام محمد تقی الجواد (علیه السلام) روایت شده که فرمود:«اگرکسی قبر  عمه ام را در قم زیارت کند برای آن بهشت است ».

کامل الزیارات /باب 106/ح1و2

 اگر ما بودیم وتنها همین بیانات نورانی ائمه هدی(علیهم السلام ) تنها برای عظمت مقام آن بانوی محترمه ما را بس بود کسی که پاداش زیارت او بهشت باشد باید درچه درجه ای از قرب الهی باشدکه زیارت او این مقد ار اجروپاداش داشته باشد .

نکته ای که باید مورد غفلت واقع نشود این معناست که این بیان نورانی از بیانات مقام معصوم(ع) ذکر شده است وبیان معصوم(ع) از هرگونه خطائی محفوظ است.


 
 
چرا مذهب شیعه را جعفری می نامند؟
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٤:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٩
 

 

                                              بسم الله الرحمن الرحیم

                              السلام عیک یا اباعبد الله یاجعفر بن محمد الصادق

چرا مذهب شیعه را جعفری می نامند ؟

احتمالاتی را درمقام  ذکر نموده اند که به بعضی از آنها اشاره می شود .

 احتمال اول :در زمان امام جعفرصادق (سلام الله علیه)مذهب شیعه قوت پیدا کرد وشیعیان ازوجودآن حضرت کمال استفاده را نمودندوشاگردان زیادی در مکتب آن حضرت علوم اسلامی رافراگرفتند وفقهاء ودانشمندان زیادی توانستند شریعت الهی را کسب نموده وحامل شریعت باشند که الان هم از برکت همان شاگردان روایات زیادی به جای مانده است که پویائی فقه شیعه از برکات همان روایاتی است که از زمان امام جعفرصادق (سلام الله علیه)توسط شاگردان تربیت شده آن حضرت نسل بعد از نسل به جای مانده وفقهای هر زمان از آن محافظت نموده وشاگردانی در هرزمان در طول تاریخ از برکات همین روایات تربیت شده اندواز این امانت به خوبی محافظت شده است واین از افتخارات حوزۀ علمیه شیعه است که توانسته حامل شریعت باشد واجازه نداده است که حوادث روزگاراین سرمایه را از بین ببرد با وجود حوادث شدیدی که در طول تاریخ فرهنگ شیعه را تهدید می نموده است اما فقهای عظام شیعه با تمام وجود، این سرمایه را حفظ نموده اند وچون این سرمایه در زمان امام جعفر صادق (سلام الله علیه )به حد کمال رسیده است ،ازآن جهت مذهب را به نام آن حضرت نام گزاری نموده اند  و ازآن به فقه جعفری هم یاد می شود .

احتمال دیگر : در زمان امام جعفر صادق (سلام الله علیه )  دولت وقت عباسی بر آن شد که مذاهب را رسمی کند پیروان مذاهب هر کدام برای مذهب خود نامی نهادند آن گروهی که پیروابو حنیفه بودند مذهب خود را حنفی معرفی کردند آنان که پیرواحمد بن حنبل بودند مذهب خود را حنبلی  وآن دسته که پیرومالک بودند مالکی وهمچنین پیروان شافع ، مذهب خود را به نام شافعی به ثبت رساندند و از آن زمان پیروان هر مذهبی را با نام رئیس آن مذهب می شنا ختند ، چون این واقعه در زمان امام جعفر صادق (سلام الله علیه ) اتفاق افتاد به این معنی که در زمان آن امام ،مذاهب رسمی شد  ، شیعیان هم مذهب خود را به نام  مذهب جعفری معرفی نمودند  گر چه حکام وقت این مذهب را به رسمیت نمی شناختند وشیعیان را به عنوان رافضی می نامیدند یعنی کسانی که از دین فاصله گر فته اند  لذا شیعیان در طول تاریخ  مخصوسا در زمان خلفای عباسی ،مذهب خود را پنهان نگاه می داشته وتقیه می کردند حتی تا زمان مرحوم آیة الله العظمی بروجردی (قدس سره )مسلمانان جهان مذهب شیعه را به رسمیت نمی شناختند ،لکن ایشان با سعی وکوششی که انجام دادند توانستند دردانشگاه  الازهر مصر تقریب مذاهب را درست کنند ومذهب شیعه را به عنوان مذهب رسمی اسلامی به جهان اسلام معرفی نمایند وبا تلاش معظم له مذهب شیعه به مذاهب اربعه اضافه گردید ومذاهب اسلامی ، مذاهب خمسه شد .


 
 
وقایع بعد از شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها (4)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٧
 

 

                            بسم الله الرحمن الرحیم 

              السلام علی الصدیقة الشهیده فاطمة الزهراء(سلام الله علیها )

قسمتى ازکلمات مولا امیرالمؤمنین ‏على ( علیه ‏السلام)درکنار مزار فاطمه ( سلام الله علیها):

     شیخ الطایفه ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسى ( قدس ‏سره)روایت کند که چون امیرالمؤمنین على ( علیه ‏السلام)بدن فاطمه(سلام الله علیها)رادفن کرد واثر قبر او را محو نمود، دست خود را از خاک قبر آن حضرت افشاند، حزن واندوه بر آن جناب

هیجان کرد،(هاج به الحزن )آب دیدگان نازنینش بر صورتش جارى شد وروى خود را به طرف قبر پیامبر

( صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله)گردانید وفرمود:«السلام علیک یارسول الله عنى وعن ابنتک النازلة فى جوارک...قلّ یا رسول اللّه عن

صفیّتک صبرى...لقداسترجعة‏ الودیعة واخذت الرهینه..».سلام من بر تو باد ازجانب دختر وحبیبه ونور دیده

توفاطمه ( سلام الله علیها)وزیارت کننده تو ،آمده امشب در زیرخاک درعرصه تو،که خداوند اختیار فرموده از مابین اهل بیت که

اوزودتربه توملحق گردد، یا رسول اللّه از مصیبت دختر تو صبر من کم شد وطاقت وصبر من از سیده زنان وفراق او

ضعیف شد...انا للّه وانا الیه راجعون ،یارسول اللّه امانتى که به من سپرده بودى باز گرفتى وگروگان خود رااز من

مأخوذداشتى...، وزود است که دخترتوخبردهدتوراازامت، بایک دیگرمعاونت ویارى نمودند وحق مراازمن غصب

کردندودرحق‏ اوظلم وستم رواداشتند،پس ازاواحوال رابطورمبالغه سؤال کن زیرا که غمهاى بسیارى درسینه اوبرهم

نشسته بودکه نمى‏توانست به کسى اظهار کند،اکنون تو مفصلاًاز او پرسش کن ،وبزودى همه آن ظلمها وستمها را به تو

خواهد گفت ‏وخداوند براى او حکم خواهدکردواو بهترین حکم کنندگان است ،سلام بر تو بادیا رسول اللّه

( صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله)سلام وداع کننده اى  ا (با تو وداع مى‏کنم ومیروم ولى وداع من از روى ملال ودشمنى نیست)...آرى صبر

کردن مبارک ‏تر ونیکوتر است، اگر بیم غلبه کسانى که بر مامستولى شده‏ اند نبود؛البته اقامت نزد قبرتورا برخود لازم

مى‏دانستم ودرنزد ضریح تو اعتکاف مى‏نمودم.از این مصیبت فریاد به ناله برمى داشتم، چون زنى که فرزند او مرده

باشد، پس خداوند مى‏بیند ومى داند که من از ترس دشمنان دختر تو راپنهان دفن مى‏کنم آن دختر تو که حقّ او را به قهر

غصب کردند، ومیراث او را علانیه منع نمودند ،حال آن که از زمان تو مدتى نگذ شته بودوهنوز نام تو درمیان مردم کهنه

نگردیده بود.

     پس شکایت بسوى تو مى‏کنم یا رسول اللّه ودر اطاعت تو تسلّى وصبر؛نیکووممدوح است ،پس صلوات ورحمت

وبرکات خداوند بر تو وبر دختر تو فاطمه زهراء باد »

   


 
 
وقایع بعد از شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها ) (3)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٦
 

          بسم الله الرحمن الرحیم 

   السلام علی الصدیقة الشهیده فاطمة الزهراء (سلام الله علیها )

در مصباح الانوار از حضرت ابى عبداللّه ( علیه‏ السلام)از پدران بزرگوار خود روایت کرده که چون امیرالمؤمنین ( علیه‏ السلام)بدن

فاطمه ( سلام الله علیها)را در قبر نهاد، فرمود:«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، بسم اللّه وباللّه وعلى ملّة رسول اللّه محمّد بن

عبداللّه ( صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله) اى صدیقه طاهره فاطمه، تو را به کسى تسلیم مى‏کنم که او به تو اولى از من است (مراد رسول اللّه

است )وآنچه را خداوند براى تو پسندیده؛ من نیز بدان راضى مى‏باشم وسپس این آیه را قرائت فرمود:«منها خلقناکم

وفیها نعیدکم ومنها نخرجکم تارة اخرى»= (ما شما را از خاک آفریدیم وباز شما را به خاک بر مى‏گردانیم وباز شما

را از خاک بیرون مى‏آوریم مرتبه دیگر) وچون روى قبر را پوشانید ومستوى کرد وخاک بر سر آن ریخت فرمود: که بر قبر

آب پاشیدند؛ سپس در نزد قبر بنشست وشروع کرد به گریستن...پس عباس بن عبدالمطّلب دست آن حضرت را گرفت

واو را به خانه بازگردانید.

    حاکم مى‏گوید: حضرت امیرالمؤمنین على (علیه‏ السلام)بعداز شهادت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)این اشعارراسروده‏ اند:

 

                نفسى على زفراتها محبوسه        یالیتها خرجت مع الزفراتى 

                لا خیر بعدک فى الحیوة فانما      ابکى مخافة ان تطول حیوتى  

 

وایضاشعرى را صدیقه طاهره(سلامااللهعلیها) دررثاى پدرشان رسول اللّه (صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله) سروده‏ اند؛ مولاى متقیان امیرمؤمنان على

( علیه ‏السلام)بعد از شهادت بانوى دوعالم فاطمه زهراء( سلام الله علیها)بعضى از آن اشعاررا فرموده‏ اند:

 

     صبت علّى مصائب لو انّها        صبّت على الایام صرن لیالیا

 

    زبانحال مولاى متقیان امیرالمؤمنین على (علیه ‏السلام)اززبان شاعر:

 

    پنهان شدى اى ماه على از نظر امشب    آسوده شدى فاطمه از ضرب در امشب 

    با من تو اگر درد دل خویش نگفتى         برگوى تو درد دل خود با پدر امشب. 


 
 
وقایع بعد از شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها (2)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٥
 
                         بسم الله الرحمن الرحیم

مردم نیز جمع شده‏ بودند وصداى خود را به گریه بلند کرده بودند وانتظار بیرون آمدن جنازه را مى ‏کشیدند که بر اونماز بگذارند، ابوذر ( قدس ‏سره)از خانه بیرون آمده ‏ومردم را گفت متفرق شوید وبر گردید، بیرون آوردن دختر پیامبر امشب بتأخیر افتاد، مردم بر خاستند ورفتند ؛ چون پاسى از شب گذشت ومردم به خواب رفتند، امیرالمؤمنین ( علیه ‏السلام)اوراغسل دادودر غسل دادن آن حضرت جز امیرالمؤمنین وحسن وحسین وزینب وام کلثوم( علیهم ‏السلام)وفضّه جاریه فاطمه( سلام الله علیها)واسماء بنت عمیس؛ کسى‏دیگر حضور نداشت .

     اسماء گوید: که فاطمه ( سلام الله علیها)به من وصیت کرده بود که چون از دنیارفت، جز من وامیرالمؤمنین ( علیه السلام)کسى دیگراورا غسل ندهد ،ومن على ( علیه ‏السلام)را در غسل دادن آن حضرت‏ کمک مى‏کردم وروایت شده که امیرالمؤمنین در هنگام غسل دادن فاطمه (سلام الله علیها)فرمود:(اللّهم انّهاامتک وابنة رسولک وصفیّک وخیرتک من خلقک اللّهم

لقّنهاحجتها واعظم برهانها؛ واعل درجتها واجمع بینها وبین ابیهامحمّد( صلى‏الله ‏علیه‏ و‏آله)).

     ودرروایت ورقه است که امیرالمؤمنین على ( علیه‏ السلام)فرمود:من به‏ امر فاطمه قیام کردم واو را در همان پیراهنش غسل دادم وپرده از بدن او بر نداشتم، بخدا قسم که پاک وپاکیزه ومیمونه ومطهّره بود،پس از زیادى حنوط پیامبر او را حنوط کردم وکفن براى او بریدم واو را در کفنهایش پیچیدم وچون خواستم که بندهاى کفن را ببندم آواز دادم وگفتم ‏اى‏ام‏کلثوم، زینب، سکینه، فضه، حسن، حسین، بیائید واز مادر خود توشه بر دارید که فراق ودورى شما از مادرفرا رسیدودیدار شما با مادر؛قیامت است، پس حسن وحسین آمدندوندا مى‏کردند واحسرتااز دورى جدّمان محمد مصطفى ( صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله)واز فراغت مادرمان فاطمه زهراء( سلام الله علیها)اى مادر حسن واى مادر حسین وقتى جدّمارسول اللّه را دیدارکردى؛ سلام ما را به آن حضرت برسان وبه او بگو که یا رسول اللّه بعد از تو در دنیا یتیم شدیم .

     قال امیرالمؤمنین ( علیه ‏السلام):«انى اشهداللّه انّهاقد حنّت وانّت ومدّت یدیها وضمّتهما الى صدرهاملیّاواذابهاتف من السماء:یا ابالحسن ارفعهما عنها فلقد ابکیا واللّه ملائکة السماوات وقد اشتاق الحبیب الىالمحبوب » 

    امیرالؤمنین على (علیه ‏السلام)فرمود :من خداوند را شاهد مى‏ گیرم آن حضرت ناله کرد ومهربانى نمود ودستهاى خود رااز کفن بیرون آوردوحسنین را مدتى طولانى به سینه چسبانید که نا گاه شنیدم هاتفى از آسمان ندا در داد: که یاابالحسنحسنین راازروى سینه مادرشان بردار،بخدا قسم که حسنین ملائکه ‏هاى آسمانها را به گریه در آوردند ،بدرستیکه حبیب مشتاق محبوب است (خدا یا رسول خدا مشتاق دیدار فاطمه ‏اند).

 

    على چون جسم زهرا را کفن کرد            شقایق را نهان در یاسمن کرد 

    دونور دیده‏اش از ره رسیدند                به زارى جانب مادر دویدند 

    خود افکندند بر آن جسم رنجور              عیان شد معنى نور على  نور 


 
 
وقایع بعد از شهادت فاطمه زهراء(سلام الله علیها )(1)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤
 

* فصل پنجم

     دروقایع بعداز شهادت فاطمة الزهراء ( سلام الله علیها):

     فریقین از سلمى زن ابى رافع روایت کرده‏ اند که گفت: فاطمه ( سلام الله علیها)بیمار شد، آن مرضى که در آن وفات یافت،

ومن او را پرستارى مى‏کردم، پس یک روز حالت آن حضرت بسیار نیکو شد ومرض او تسکین یافت، امیرالمؤمنین« علیه ‏السلام» براى بعضى از کارها بیرون رفت، فاطمه (سلام الله علیها)مرافرمود: که مقدارى آب براى آنکه من غسل ‏کنم ‏وخود راشستشودهم ‏بیاو، آب براى آن حضرت آوردم، پس بر خواست غسلى نیکو بجاى آورد، پس جامه هاى نو؛بر خود پوشید، سپس مرا فرمودکه فراش مرا در وسط خانه بگستران، پس خود را رو به قبله‏ کرده خوابید، پس فرمود:

«که من ازدنیا مى‏روم ومی میرم ومن خود را شسته‏ ام کسى روى مرا باز نکند».

روایت شده از زیدبن علی بن الحسین (سلام الله علیهما )که فاطمه (سلام الله علیها)بر جبرئیل وبر پیامبر(صلی الله علیه وآله)وبر ملک الموت،سلام کردو«اهل ‏مجلس»، صداى آهسته وآواز نرم ملائک را شنیدند وبوى خوش از بهترین بوها استشمام کردند.

     راوى گوید:که چون این خبر منتشر شد صداى شیون از خانه ‏هاى مدینه بلند شد، مردان وزنان بطرف خانه آن حضرت دویدند، زنان بنى هاشم در خانه آن حضرت اجتماع نمودند چنان صدابه صیحه وآواز برداشته بودند که نزدیک بود مدینه از صداى شیون آنها به لرزه وجنبش در آید، آن زنان فریاد مى‏کردند: اى سیده زنان اى دختر پیامبرآخرالزمان، مردم از هر طرف فوج فوج براى تعزیت وسر سلامتى امیرالمؤمنین ( علیه‏ السلام)مى‏آمدند ،آن حضرت جلوس فرموده بودند، حسن وحسین ( علیهماالسلام)در جلوى آن حضرت نشسته بودندوگریه مى ‏کردند، مردم نیز از گریه آنهابه گریه در آمده بودند، ام کلثوم بیرون آمد، برقعى بر روى مبارک انداخته وگریه واندوه او را گلو گیر شده‏ بود؛بحدّیکه قادر به تکّلم نبود ومى فرمود: «یا ابتا یا رسول اللّه امروز در حقیقت تو از دنیا رفتى ؛امروز مصیبت تو بر ما تازه شده است مادیگر هرگز تورا نخواهیم دید .


 
 
مقام ومنزلت حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) سیرۀ عملی (28) وصیت نامه (3)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱
 

  بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی الصدیقة الکبری فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)

صدیقه کبرى (سلام الله علیها) که همیشه سعیشان بر این بوده که بهترین را انجام دهد وهمیشه به بهترین ها

عمل کنند که در جاى خود به آن اشاره شده است ؛ چه امرى موجب شده که حضرت در اینجا برخلاف سیره

عمل نموده است وبه جاى آنکه رو به قبله بخوابند؛به پهلو روبه قبله خوابیده ودست خود را زیرگونه گذارده واز طرفى

هم سفارش فرموده اند که روى مرا کنار نزنید ومولا امیرالمؤمنین على ( علیه ‏السلام)هم بر این نکته تأکید نمودند ؟ که على

الظاهر تمام اینها مى‏تواند قرینه باشد بر اینکه:

     اولاً:صورت حضرت کبود بوده است وکبودى آنهم در اثر سیلى بوده ‏است !.

     ثانیا: حضرت آن را از نظرها مخفى داشته وحتى حاضر نبوده‏ که همسرشان هم آن کبودى را ببینند!!(واللّه اعلم).

     ونیز آن گونه که از اخبار وارده استفاده مى‏شود حضرت آب طلب نمودند وبدن خودشان راشستشو دادند...

     باز سؤالى که در اینجا به ذهن مى‏ آید این است که چرا حضرت در آن ساعتى که آن گونه با ضعف وسستى مواجه

بودند ؛ در آن حال آب طلب کردند وبدن خود را شستشو دادند؟

     شاید دلیل آن این باشد که باید موانع بر طرف شود واگر بنا باشد که بدن از زیر لباس غسل داده شود لازمه ‏اش این

است که مانعى در بدن نباشد ؛حال نکته ‏اى که باید به آن توجه شود این است که این مانع چه بوده است؟ احتمال

مى ‏رود که هنوز آثار جراحتى که بر پهلو وسینه آن حضرت واردکرده بودند؛ باقى بوده ‏است  وحضرت آن موانع را بر

طرف نموده ؛ تا در حین غسل دادن نیازى به دیدن آن جراحات نباشد وحضرت مجبور نشود جهت بر طرف نمودن

موانع به جراحات وارده بر بدن ؛ نظر بیفکند (واللّه اعلم).

      امایک زجر را نتوانستند از مولا پنهان کنند؛ زیرا نه تاریکى شب مى‏توانست آن رابپوشاند ونه لباس ؛وآن ورم بازو

بودکه در اثر ضرباتى که قنفذ،غلام عمربه  بازوى فاطمه زهراء( سلام الله علیها)زده بود ؛ به جاى مانده بود.

     ...حضرت زهرا(سلام الله علیها)جلوی درخانه ؛بین مردم وامیرالمؤمنین ( علیه ‏السلام)مانع شد.قنفذ ملعون با

تازیانه به آن حضرت زد ؛بطورى که وقتى حضرت‏ ازدنیارفت دربازویش‏ اززدن‏ اواثرى مثل دستبند

بر جاى مانده بود.  

آنچه که مسلم است این است که حضرت زهراء( سلام الله علیها)حاضر نبودند از زجرهائى که برپیکرشان وارد شده بود کسىبا خبر شود حتى همسرشان مولا امیرالمؤمنین علی( علیه ‏السلام)!

 

 دست قنفذ بشکند درپیش چشم مرتضى       بازوى زهراءنه ؛بلکه دست پیغمبر شکست  

 علی لعنة الله علی القوم الظالمین