دین شناسی

تجلی اخلاص اهل بیت (علیهم السلام در اطعام مساکین (سورۀ انسان)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٠
 

                                بسم الله الرحمن الرحیم

«ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا  انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء ولا شکورا »

روز 25ذی حجه مصادف است با روزنزول سورۀ "انسان "

درحق اهل بیت (سلام الله علیهم ) به جهت آن که سه روز روزه گرفتند وافطار خود را به مسکین ویتیم واسیر  دادند وبا آب افطار نمودند

نکته ای که در این آیه قابل توجه می باشد واز فضائل اهل بیت به شمار می رود این معناست که در آیه آمده است که «انما نطعمکم لوجه الله »

اخلاص کامل در اطعام

"انما" با این بیان تمام گزینه هاوانگیزه های محتمل  به جز وجه الله ورضایت الهی را خارج می کند حتی خواستۀ نفس .

اعمالی را که انسان انجام می دهد ممکن استاهداف واغراض مختلفی را در نظر داشته باشد  به این بیان چه بسا انگیزه برای پاداش باشدویا برای خود نمائی باشد ویا برای منتگذاشتن باشد ویا برای تشکر نمودن ومهمتر از تمام اینها برای دل خووخواهش نفسانی باشد که در هیچیک از این انگیزهها خواست ورضای خداوند متعال وجود ندارد ولذااگر هر یک از این انگیزه هادر انجام کار خیری باشد ارزش معنوی وپاداش اخروی به همراه نخواهد داشت چون تمام اینها از امیال نفسانی وحب نفس  سر چشمه می گیرد  تنهاعملی  پسندیده استکهبرای رضای خدا باشد چه بسا بعضی از اعمال برای رضای خدا انجام می گیرد اما در کنار آن انگیزه های ذکر شده هم در کنار آن به چشم می خورد کهدر این صورت هرمقدار از اهداف نفسانی در آن شکل بگیرد نا خالصی عمل بیشتر می شود لذابهترین عمل آن عملی است که با اخلاص کامل صورت بگیرد به فرمودۀ امیرالمومنین علی بن ابی طالب «افضل العمل ما اخلص فیه» بهترین عمل، آن عملی است که همراه با اخلاص باشد از این آیه استفاده می شود که در این اطعام اخلاص کامل بوده  به این معنا که هیچ نا خالصی در آن وجود نداشته  است ؛حتی خواستۀ دل

بیان مطلب

هستند کسانی که دستگیری از بیچارگان می کنند در حالی که هیچ دینی ندارند وتنها به خاطر خواستۀ دل خودشان به آن کار خیر اقدام می کنند مانند کفاری که چهبسا  به فقرا کمک می کنند  فقط به خاطر دل خودشان نه به خاطرپاداش  اما آنچه که موجب امتیاز این اطعام اهل بیت است ؛ بی توجهی به هرانگیزهای حتی دل خود وتنها فقط برای رضای خدا انجام دادن استکه این بالاترین درجه اخلاص است که از این آیه استفاده می شود ولذا درآیه از کلمه حصر استفاده شده است "انما" که با این بیان تمام گزینه هاوانگیزه های محتمل  به جز وجه الله ورضایت الهی را خارج می کند حتی خواستۀ نفس


 
 
مباهله
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

 (2) آیه مباهله =

«فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالواندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسناوانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الکا ذبین»  سورۀ بقره/آیۀ61

    «کسانى که با تو به محاّجه و ستیز بر مى‏ خیزند، به آنها بگو: بیایید مافرزندان خود رادعوت کنیم شما هم فر زندان خود را ؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم ،شما هم زنان خود را؛ماازنفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛
آنگاه مباهله کنیم
  ولعنت خدا را بر دروغگویان قراردهیم» .

     یکى دیگر از آیاتى که دلالت بر عظمت صدّیقه طاهره فاطمه زهرا ( علیهاالسلام) داردآیه مباهله مى‏باشد ،ابتدا به بیان اجمالى این واقعه اشاره مى‏شود.

     درتفسیر طنطاوى چنین آورده است ؛روایت شده است: چون آنها(نصاراى نجران ) به مباهله دعوت شدند،گفتند: به ما مهلت بده تا در این بیندیشیم،چون با یکدیگر نشستنداز سید که صاحب نظر بود وگفتارش رامى ‏پذیر فتند،پرسیدند؛ رأى تو چیست ؟گفت :بخدا سوگندپیامبرى اورا دانستید وهویت عیسى را براى شما روشن کرد وجاى حرف براى شما نگذاشت، بخدا سوگند هیچ ملتى با پیامبرىمباهله نکرد جز اینکه نابود شد واگر شما از دین خود دست بردار نیستید با او کنار بیائیدوبروید،چون نزدپیامبر رفتندآن حضرت حسین را در بغل ودست حسن را بدست گرفته،فاطمه در پشت سرش وعلى ازعقب او حرکت مى‏ کردند وبه آنها مى‏ فرمود: هر گاه دعا کردم شما آمین بگوئید، در این موقع ؛ اسقف
وپیشواى مذهبى آنها گفت :اى گروه‏ مسیحى ! صورتهائى مى‏بینم که اگر دعا کنند کوه را از جاىمى‏کنند،
شما مباهله نکنید که هلاک مى‏ شوید ،آنگاه با پیامبر ( صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله) از در مسالمت در آمدند وقرارگذا شتند سالیانه دو هزار طاقه لباس روسى پارچه زره آهنى بدهند .
تفسیرعاملی /ج2ص61

 


 

نکته‏ اى که باید در امر مباهله مورد تأمّل وتوجه قرار بگیرد؛ شرکت صدیقه کبرى حضرت زهراء(علیهاالسلام) در این امرمباهله مى‏باشد،آن گونه که از تاریخ استفاده مى‏شود تاضرورت ایجاب

نمى ‏کرد،فاطمه( علیهاالسلام)از منزل خارج نمى‏شد،

بیان مطلب:

     از قرائن حالیّه ومقالیّه درسیره حضرت زهرا ء ( علیهاالسلام)استفاده مى‏شود که حضرت ، حتى الامکان ازمنزل خارج نمى ‏شدند،حتى درامور عبادى هم ازمنزل خارج نمى شدند، در روایات آمده است که همیشه اول وقت درخانه اقامه نماز مى‏نمودند، درحالى که مسجد درکنار خانه حضرت بود ودرمنزل به مسجد باز مى شد، آن هم مسجدى که بعدازمسجد الحرام بهترین مسجد روى زمین مى ‏باشد، در روایت است که یک نماز در مسجدالنّبى مطابق با ده هزار نماز مى ‏باشد، ودر بعضى از روایات صد هزار برابر هم ذکر شده است وامام جماعت هم ،اشرف مخلوقات، حضرت ختمىمرتبت ( صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله) بوده است ،مع الوصف حتى براى یک بار هم در مسجد براى اقامه نماز نرفتند ،زیرارسول اکرم ( صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله)فرمودند: خیرمساجد النساء قعر بیوتهنّ =بهترین مکان ومسجد براى زن ،کنج خانه آنهاست وحضرت همیشه

به بهترینها عمل مى‏کردند.

    ممکن است گفته شود که حضرت زهراء(علیهاالسلام) به مسجد آمدند وبا ابوبکر احتجاج کردند وآن خطبه تاریخى رابیان کردند،وهمچنین زینب کبرى ( علیهاالسلام)دربازارکوفه ودر مجلس ابن زیاد ومجلس یزید خطبه خواندند.

     درجواب باید گفت: آمدن بانوى دوعالم فاطمه ( علیهاالسلام)درمسجد وخطبه خواندن براى "احقاق حق "بوده است،

     نکته قابل توجه اینکه با خواندن آن خطبه نشان دادند که از نظر خطابه بقدرى قوى بودند که نه تنها کوچکترین لغزشى دربیان حضرت مشاهده نشده،بلکه درسطح بالاى از فصاحت وبلا غت صورت گرفته است، آنچنان عالى خطبه خواندند که اگر کسى که اهل لسان نباشد وبخواهد کلمات حضرت را بفمهد باید از قاموس استفاده کند وبقدرىزیبا سخن گفتند، که الان هم اگر خطیبى بخواهد سخنانش خوب جلوه کند؛ باید فرازهایى از کلمات آن حضرت را درکلام خود بگنجاند تا زینت بخش خطبه ‏اش باشد،

     نکته‏ اى که باید مورد توجّه قرار گیرد این است که با داشتن یک چنین توانى ،ولى هیچ وقت به خود اجازه نداد که درمیان مردان حاضر شوند وبراى مردم خطبه بخوانند وسخنرانى کنند.

     لازم به ذکر است که هدف از طرح این موضوع ؛بیان سیره حضرت واثبات این مطلب که آمدن بانوان در جامعه براى براى آنان ارزش نیست، زیرا اگر آمدن درجامعه ارزش بود؛ حضرت زهرا ( علیهاالسلام) نه تنها خود به آن اهتمام مى ‏ورزیدند ؛بلکه دیگران راهم به این امرترغیب و تشویق مى ‏نمودند،ولى باتوجّه به اینکه ازنظر علم وقدرت خطابه،در بالاترین درجه ومقام بودند ؛مع الوصف هیچوقت به خود اجازه ندادند تا دربین مردم صحبت کنند واین خود؛بهترین دلیل براین است که شرکت کردن زنان درمسائل اجتماعى و سخنرانى کردن در بین مردان نمى ‏تواند براىآنها ارزش باشد.

 

 


 
 
عید غدیرخم (3)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱
 

                        بسم الله الرحمن الرحیم 
فرا رسیدن عیدغدیر خم رابه پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم منجی عالم بشریت حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف تبریک عرض نموده وتعجیل در فرجش را از درگاه ایزد منان خواهانیم
قال رسول الله (صلی الله علیه وآله )
                «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»
شاعر چه زیبا سروده است
      
   هرکه را مولای اویم این علی مولاست اورا
              هر که را آقای اویم این علی آقاست اورا
   این که می باشد بحول الله دست او به دستم
               این که با دست یداللهیش بتها را شکستم
  این که با او از ازل عقد اخوت نیز بستم
              این علی این نور مطلق
  این علی این مظهر حق
             این که در اسلام اسبق
این به دین بخشیده رونق
                باید از انا فتحنا بر سرش تاج شرف زد