دین شناسی

بخشی از وصیتنامه حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه )قسمت اول
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٩
 

                                      بسم اللّه الّرحمن الّرحیم

          الحمد للّه رب العالمین والصلاه ‏والسلام على سیدنا محمّد وآله الطاهرین

                   ولعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین .     

واما بعد   قال‏ الحسین ( علیه‏ السلام) فى بعض وصیته الى اخیه محمد المعروف بالحنفیّه:

«..وانى لم اخرج اشراولابطرا ولامفسدا ولا ظالماوانماخرجت لطلب الاصلاح فى امّة جدى( صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله »ارید ان آمر بالمعروف وانهى عن المنکر، واسیر بسیرة جدّى وابى علىّ ابن ابى طالب ( علیه ‏السلام)...»[1]

    حضرت ابی عبد اللّه الحسین ( علیه‏ السلام) قبل از حرکت، مکتوبى رابه عنوان وصیّت مرقوم داشت که درقسمتى ازآن چنین آمده است:«خروج من بر یزید، براى ایجاد فتنه وفساد ویا براى سر گرمى وخودنمائى نیست  بلکه خروج من براى اصلاح امّت جّدم رسول خدا( صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله)است، من اراده کرده‏ ام که امر به معروف ونهى از منکر نموده واز سیره جدّم وپدرم على بن ابى طالب ( علیه‏ السلام) پیروى کنم...».

     ازاین وصیّت نامه، هدف سیدالشهداء ( علیه‏ السلام) ازاین حرکت وانقلاب، روشن ونیازى به توضیح ندارد؛ زیرااسلام وجامعه اسلامى را،درخطرمى دیدند وبراى نجات اسلام ومسلمین قیام نمودند، همان گونه که ازوصّیت نامه استفاده مى‏شود.

ادامه دارد



[1]-بحار الانوارجلد 44 ص 329

 


 
 
اطعام ؛ افضل صدقات
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢۸
 

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

اطعام ؛افضل صدقات

قال الله تبارک وتعالی فی محکم کتابه : «ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا »

روز بیست وپنجم ماه ذوالحجة الحرام مصادف است باروز نزول سورۀ" انسان"

محدث قمی (اعلی الله مقامه ) چنین نقل می کند:«که این سوره درحق اهل بیت (علیهم السلام )نازل شده به جهت آن که سه روز، روزه گرفتند وافطار خود را به مسکین ویتیم واسیردادند وبا آب افطار نمودند ».

قال رسول الله(صلی الله علیه وآله ):« افضل الصدقه ان تشبع کبدا جائعا».

 رسول گرامی اسلام فرمودند:«بهترین صدقه گرسنه ای را سیر کردن است ».

«افضل الاعمال  ان تشبع کبدا جائعا» =«بهترین اعمال گرسنه را سیر کردن است ».

کفارات

عمدۀکفارات وجرائمی راکه شارع مقدس برای مکلفین وضع کرده است اطعام فقراء ومساکین می باشد:مانند کفاره روزه بعضی از کفاراتی که محرم دراثرارتکاب محرمات احرام مرتکب می شود و...  

سیره حضرات معصومین

آن گونه که دربعضی از روایات استفاده می شود مولا امیر المومنین علی وامام زین العابدین علی بن الحسین (علیهما السلام )طعام در منزل فقرا می بردند .

وبالاخره عذاب الهی متوجه کسانی می شود که به فقرا ومساکین طعام نمی دهند .بهشتیان از دوزخیان سوال می کنند که چه کردیدکه شمارا به دوزخ فرستادند؟ دوزخیان درپاسخ به بهشتیان  می گویند :«قالوالم نک من المصلین ولم نک نطعم المسکین»=« نماز نمی خواندیم وبه مساکین طعام نمی دادیم »

نتیجه این شد که با استفاده از آیات وروایات وسیرۀ معصومین (علیهم السلام) میتوان گفت که   بهترین صدقات، اطعام مساکین می باشد


 
 
مباهله (قسمت دوم )
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٢٦
 

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

 (2) آیه مباهله =               

«فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالواندع ابناءنا وابناءکم ونساءنا ونساءکم وانفسناوانفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الکا ذبین»  سورۀ بقره/آیۀ61

    «کسانى که با تو به محاّجه و ستیز بر مى‏ خیزند، به آنها بگو: بیایید مافرزندان خود رادعوت کنیم شما هم فر زندان خود را ؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم ،شما هم زنان خود را؛ماازنفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛
آنگاه مباهله کنیم  ولعنت خدا را بر دروغگویان قراردهیم» .

     درتفسیر طنطاوى چنین آورده است ؛روایت شده است: چون آنها(نصاراى نجران ) به مباهله دعوت شدند،گفتند: به ما مهلت بده تا در این بیندیشیم،چون با یکدیگر نشستنداز سید که صاحب نظر بود وگفتارش رامى ‏پذیر فتند،پرسیدند؛ رأى تو چیست ؟گفت :بخدا سوگند پیامبرى اورا دانستید وهویت عیسى را براى شما روشن کرد وجاى حرف براى شما نگذاشت، بخدا سوگند هیچ ملتى با پیامبرىمباهله نکرد جز اینکه نابود شد واگر شما از دین خود دست بردار نیستید ،با او کنار بیائید وبروید،چون نزدپیامبر رفتندآن حضرت حسین را در بغل ودست حسن را بدست گرفته،فاطمه در پشت سرش وعلى ازعقب او حرکت مى‏ کردند وبه آنها مى‏ فرمود: هر گاه دعا کردم شما آمین بگوئید، در این موقع ؛ اسقف
وپیشواى مذهبى آنها گفت :اى گروه‏ مسیحى ! صورتهائى مى‏بینم که اگر دعا کنند کوه را از جاىمى‏کنند،
شما مباهله نکنید که هلاک مى‏ شوید ،آنگاه با پیامبر ( صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله) از در مسالمت در آمدند وقرارگذا شتند سالیانه دو هزار طاقه لباس روسى پارچه زره آهنى بدهند .

تفسیرعاملی /ج2ص61

سوال

نکاتی را که باید در این واقعه مورد تامل قرار داد این است که چه امری موجب انصراف آن ها از مباهله شد وآیا آنها از چه طریقی به حقانیت پیامبر اسلام پی بردند وبعد از آنی که فهمیدند که او رسول الله است چرا اسلام نیاوردند ؟خاصه اسقف وپیشوای مذهبی آن ها  حاضر نشد اسلام را اختیار کند ؟

احتمالاتی در مقام داده شده است  که بعضی از آنها اشاره می شود

این که پیامبر اسلام عزیزترین افراد  خانواده اش یعنی پاره تنش حضرت فاطمه وداماد و پسر عمویش امیرالمومنین علی بن  ابیطالب ودو سبطش یعنی امام حسن وامام حسین علیهم السلام  را به همراه خود آورد ،این خود می تواند بیان گر حقانیت باشد ؛ زیرا دنیا طلبان هیچ گاه به خود اجازه نمی دهند جان خود وعزیزانشان را به خطر بیاندازند .

احتمال دیگری که در مقام  می توان به آن اشاره کرد این است که دنیا طلبان اگر احتمال خطر هم بدهند به خود اجازه نمی دهند که مباهله کنند ، زیرا ازجان خود اختیار نکنند

می ترسند .

احتمال دیگر این که قطعا به حقانیت پیامبر اسلام پی بردند اما آنی که موجب شد تا اسلام را اختیار نکنند ومسلمان نشوند ،حب دنیا بود که «حب الدنیا رأس کل خطیئه »حب دنیا عامل هر خلافی می باشد .

 احتمال دیگر که اقوی از همه می باشد این که انسان در اثر دنیا پرستی به جایی می رسد که دیگر نمی تواند اصلاح شود مانند آن کسانی را که خداوند تبارک وتعالی در قرآن از آنها این گونه یاد می کند که « صم بکم عمی فهم لا یر جعون »  راه برگشتی برآن ها نیست مانند ابوجهل ها وابولهب ها آن ها هم به حقانیت پیامبر پی برده بودند اما چون قلبهای آنان بیمار بودنتوانستند اسلام را بپذیرند ویا مانند منافقین وغافلین که قرآن در بارة آنان این گونه می فرماید «...لهم قلوب لا یفقهون بها ولهم اعین لایبصرون بها ولهم اذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون » قرآن این گونه معرفی می کند کسانی را که غافل هستند (درک دارند اما نمی فهمند چشم دارند اما نمی بینند گوش دارند اما نمی شوند آنها از حیوان پست تر هستند آنها غافلانند » با این بیان اگر انسان درک نکند وکورکر باشد به بیانی دیگر یک دیوانه ای که هم کور وهم کر باشد چگونه قابل هدایت است !! لذا احتمال این معنا می رود که آن طایفه ای که علم به این معنا دارد که او رسول الله (صلی الله علیه وآله ) است اما باز از تسلیم شدن واسلام آوردن ابادارد نه خود اسلام را می پذیرد ونه اجازه می دهد تا دیگران مسلمان شوند مصداق واقعی همین آیة شریفه می باشد پس با علم به حقانیت دین مبین اسلام از پذیرش آن خو داری کردند

( اعذنا الله من شرورانفسنا وسیئات اعمالنا واعوذ بالله من همزات الشیاطین )