دین شناسی

شرح فرازی از وصیت نامه ...قسمت 25
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۸
 

             بسم الله الرحمن الرحیم

پیشگیرى ازفساد

      ممکن است این‏ توهم براى بعضى از افراد پیدا شود که چرادر اسلام بیش از امر بمعروف ونهی از منکر  به تذّکر اهمیت داده شده است؟

      از بیان فوق پاسخ این معنا روشن شد که : تذّکر براى پیشگیرى مى ‏باشد واین معنا که (پیشگیرى از درمان بهتر است) براى کسى پوشیده نیست.

 اگر مى ‏گذاشتند  که به دستورات اسلام ‏عمل شود وبه تذکراتى که دراسلام ‏وارد شده وسفارش شده است عمل کنند، دیگر،جزدرمواردى خاص ،نیازى به امر بمعروف و نهى از منکر نبود ؛ زیرا مؤمن که مرتکب گناه ومعصیت نمى ‏شود تا اورا امربه معروف یا نهى از منکر نمایند و تاوقتى که"مؤمن" متذّکر باشد،غافل نمى ‏شود تا شیطان اورااغوا کند، ودرنتیجه مرتکب گناه ومعصیت نمى‏ شود ونیازى به امر بمعروف ونهى از منکر ندارد .

     اما زمانى که تذّکرنباشد ،غفلت پیدا مى‏شود وزمانى که غفلت آمد، زمینه، براى وسوسه شیطان فراهم مى ‏شود وآن قدرشیطان وسوسه مى ‏کند تا او را به گناه وا دار نماید وچون غافل مى ‏باشد وتوجه به دین ومذهب ندارد وبه فکر قبر وقیامت نیست وتوجه به مسئله قبروقیامت وبهشت ودوزخ ندارد ، شیطان از این فرصت استفاده کرده و باسرعت اورااغوا مى ‏کند واورا به گناه وادار مى ‏کند ،ابتدا با وسوسه وسپس ‏که درقلب او راه یافت به او امر مى ‏کند واوراازسلک متقین خارج‏ نموده ‏و او رادرگروه فاسقین و یا مشرکین ویا منافقین ویا کافرین ...قرارداده و در نتیجه او خود، از ایادى شیطان مى ‏شود، آن وقت است که دیگر تذّکر اثر نمى ‏کند؛ زیرا تذّکر براى مؤمنین مفید است «فذّکر انّ الذکرى تنفع المؤمنین » ولذا باید به وسیله امر بمعروف ونهى از منکراوراارشاد نمود واز خلاف ومعصیت باز داشت.

 


 
 
شرح فرازی از وصیت نامه ...قسمت 24 (اهمیت تذکر)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٧
 


                        بسم الله الرحمن الرحیم

بهترین فرصت براى شیطان براى اغواکردن وانحراف مؤمنین، زمانى است که انسان دچارغفلت شود ،از آن جائی که  شیطان هیچ وقت غفلت نمى‏ کند وبهترین فرصت را برای اغفال کردن مومن آن وقتی می داند که مومن دچار غفلت شود ؛ لذا حتّى اگر یک لحظه انسان غافل ازیاد خداوند متعال باشد، درهمان لحظه، شیطان سعى مى ‏کند تااوراوسوسه کند وبه گناه آلوده کند،ماننددزدى که درکمین است ودنبال فرصت مى ‏گردد تابتواند مالى رابه سرقت ببرد، بهترین فرصت براى او زمانى است که صاحب مال غافل باشد، وشیطان، ازهردزدى، دزدتر!وسرمایه ایمان، ازهرچیزى ارزشمندتر مى ‏باشد وچون شیطان به این معنا واقف است،سعى او بر این است که مؤمن رااز یاد خدا غافل کند تابتواند اورابه گناه وادار نماید؛ زیرا او مى ‏داند تا وقتى که مؤمن متذکّر باشد وبه یاد خداوند متعال باشد، محال است که بتواند اورا فریب داده ومرتکب  معصیت بشود، زیرا کسى که با خدا باشد واز او مدد بخواهد، خداوند اورا از شّر شیطان حفظ مى‏ کند واجازه نمى ‏د هد تاشیطان اورااغفال کند؛زیرا خداوند وعده داده است وخداوند رؤف ومهربان ،هیچ گاه خلف وعده نمى ‏کند =

«انّ الله لا یخلف المیعاد».

 لذا خداوند متعال ازبندگانش خواسته است که درهمه حالات ‏به یاد او باشند وازاوکمک بخواهند وبه او پناه ببرند، تااین که دچار غفلت نشوند واز شّر شیطان درامان بمانند  و دامنۀ تذکر را ازاین جهت  توسعه داده وبه آن اهمیت بسیاری داده چون تنها تذکر است که انسان را از خطر غفلت حفظ می کند .

لذا دستورات اسلام به گونه ‏اى مى ‏باشد که اگر کسى به آن عمل کند، هیچ گاه دچار غفلت نمى‏شود تا زمینه براى وسوسه شیطان پیدا شود؛ زیرا دستوراتى که دراسلام آمده است توصیه هایى که دراسلام به مؤمنین شده است، درهمه اوقات مؤمنین راازغفلت حفظ مى ‏نماید واکثر مردم را که شیطان منحرف نموده است، درزمانى بوده که آنها غافل بوده‏ اند، وروى همین معناست که بیش از هرامرى دراسلام به مسئله" تذکّر" اهمیت داده شده است.


 
 
شرح فرازی از وصیت نامه (تذکر) قسمت 23
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٦
 

           بسم الله الرحمن الرحیم

 اسلام براى تذکر اهمیت زیادى قائل شده است که به بعضى از آن اشاره مى ‏شود.

     (1)=نه تنها انبیاءواولیاء راموظف به تذّکر نموده؛ بلکه درقرآن رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه وآله )  را به عنوان "مذکِّر" معرفى مى ‏نماید،

    « فذکّر انّما انت مذکّر»[1]اى پیامبرتذّکر بده بدرستیکه تو مذّکِر وتذکّر دهنده مى ‏باشى »ویا درجاى دیگر مى ‏فرماید:« فذکّرانّ الذّکرى تنفع المؤمنین»[2]تذکّر بده؛ زیراکه تذّکر براى مؤمنین سودمند مى‏باشد» .

    (2)=قرآن ؛این کتاب آسمانى را خداوند براى تذکّرنازل نموده ‏است .

« ماانزلناهذاالقرآن‏ لتشقى ‏الاّ تذکره ‏لمن یخشى»[3]=«ماقرآن رابرتو نازل نکردیم که به زحمت أفتى ، آن رافقط براى یادآورى کسانى که (از خدا) مى ‏ترسند نازل ساختیم».

(3)- یکی از اسامی قرآن رابه نام "ذکر"معرفى نموده است «انّا نحن نّزلنا الّذکر وانّاله لحافظون»=[4]«البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم وما هم او را محققا محفوظ خواهیم داشت ».

(4)=ذکرجلّى

 مومنین را به ذکر آشکارا  سفارش نموده ونماز رابه عنوان ذکر معرفى کردده وبر پائی آن را واجب نموده است :

«اقم الصلاة لذکرى» =[5] «نماز رابه پا دار ؛ زیرا که نمازذکر من است ».

«واذکر رّبک کثیراوسّبح بالعشّى والابکار»[6]=«زیادپروردگارت رایادکن‏وبه هنگام صبح وشب تسبیح بگو».

 (5)=ذکرخفّى :

خداوند تبارک وتعالی ، از مومنین خواسته است که در دل هم به یاد خدا باشند  تا دچار غفلت نگردند

«واذکر ربّک فى نفسک تضّرعاوخیفه ودون الجهرمن القول بالغدّووالاصال ولا تکن من الغافلین».=[7]
« دردل به یاد خدا باش، باترس ازاو،وتضرع وخوف، آهسته وآرام، صبحگاهان وشامگاهان، یادکن ؛ واز غافلان مباش».
(6)=نماز جمعه :

نماز جمعه  که یک بر نامۀ اجتماعی ، سیاسی وعبادی است امام جمعه درنماز جمعه موظف به تذّکردرخطبه هامى باشد وبعبارتى دیگر،لازم است درخطبه هاى نماز دربارۀ  تقوى، تذّکراتى بدهد .

     (7)= بیان  قصص ووقایع تاریخى که مربوط به سر گذشت انبیاء می شود و درقرآن آمده است، براى تذّکر مى ‏باشد:

«وکلاّنقّص علیک من انباءالرّسل ما نثّبت به فؤادک وجائک فى هذه الحق وموعظة وذکرى للمؤمنین» =[8]

« ما از هر یک از سر گذ شت هاى انبیاء براى تو باز گو کردیم ،تا به وسیله آن، قلبت راآرامش بخشیم  ودراین (اخبار وسرگذشتها،)براى تو حق وبراى مؤمنان موعظه وتذّکرآمده است» .

     (8) = بعضى از دستوراتى وشعائری که دراسلام به آنها سفارش اکید شده است وازاهمیت خاّصى بر خوردار مى ‏باشد براى تذّکراست، مانند زیارت مشاهد مشرفه حضرات معصومین (صلوات الله علیهم ) خاصه، زیارت سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین (سلام الله علیه ) ،برگزارى مجالس عزاداری وسوگواری و برپائی دسته جات ، وعظ وبیان کردن مسائل اخلاقى وزیارت اهل قبورو...که خود یک نوع تذّکر محسوب مى‏شود وبراى پیشگیرى وجلوگیرى از غفلت مى ‏باشد.



[1]-سوره غاشیه ‏آیه 21

 

[2]-سوره ذاریات آیه 55

 

[3]- سوره طه آیه 3

 

[4]-سوره حجر آیه 9

 

[5]- سوره طه آیه 14

 

[6]- سوره آل عمران آیه41

 

[7]-سوره اعراف آیه205

( 8) -سوره هود آیه 120


 
 
شرح فرازی از وصیت نامه (تذکر) قسمت 23
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٦
 

           بسم الله الرحمن الرحیم

 اسلام براى تذکر اهمیت زیادى قائل شده است که به بعضى از آن اشاره مى ‏شود.

     (1)=نه تنها انبیاءواولیاء راموظف به تذّکر نموده؛ بلکه درقرآن رسول گرامى اسلام(صلی الله علیه وآله )  را به عنوان "مذکِّر" معرفى مى ‏نماید،

    « فذکّر انّما انت مذکّر»[1]اى پیامبرتذّکر بده بدرستیکه تو مذّکِر وتذکّر دهنده مى ‏باشى »ویا درجاى دیگر مى ‏فرماید:« فذکّرانّ الذّکرى تنفع المؤمنین»[2]تذکّر بده؛ زیراکه تذّکر براى مؤمنین سودمند مى‏باشد» .

    (2)=قرآن ؛این کتاب آسمانى را خداوند براى تذکّرنازل نموده ‏است .

« ماانزلناهذاالقرآن‏ لتشقى ‏الاّ تذکره ‏لمن یخشى»[3]=«ماقرآن رابرتو نازل نکردیم که به زحمت أفتى ، آن رافقط براى یادآورى کسانى که (از خدا) مى ‏ترسند نازل ساختیم».

(3)- یکی از اسامی قرآن رابه نام "ذکر"معرفى نموده است «انّا نحن نّزلنا الّذکر وانّاله لحافظون»=[4]«البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم وما هم او را محققا محفوظ خواهیم داشت ».

(4)=ذکرجلّى

 مومنین را به ذکر آشکارا  سفارش نموده ونماز رابه عنوان ذکر معرفى کردده وبر پائی آن را واجب نموده است :

«اقم الصلاة لذکرى» =[5] «نماز رابه پا دار ؛ زیرا که نمازذکر من است ».

«واذکر رّبک کثیراوسّبح بالعشّى والابکار»[6]=«زیادپروردگارت رایادکن‏وبه هنگام صبح وشب تسبیح بگو».

 (5)=ذکرخفّى :

خداوند تبارک وتعالی ، از مومنین خواسته است که در دل هم به یاد خدا باشند  تا دچار غفلت نگردند

«واذکر ربّک فى نفسک تضّرعاوخیفه ودون الجهرمن القول بالغدّووالاصال ولا تکن من الغافلین».=[7]
« دردل به یاد خدا باش، باترس ازاو،وتضرع وخوف، آهسته وآرام، صبحگاهان وشامگاهان، یادکن ؛ واز غافلان مباش».
(6)=نماز جمعه :

نماز جمعه  که یک بر نامۀ اجتماعی ، سیاسی وعبادی است امام جمعه درنماز جمعه موظف به تذّکردرخطبه هامى باشد وبعبارتى دیگر،لازم است درخطبه هاى نماز دربارۀ  تقوى، تذّکراتى بدهد .

     (7)= بیان  قصص ووقایع تاریخى که مربوط به سر گذشت انبیاء می شود و درقرآن آمده است، براى تذّکر مى ‏باشد:

«وکلاّنقّص علیک من انباءالرّسل ما نثّبت به فؤادک وجائک فى هذه الحق وموعظة وذکرى للمؤمنین» =[8]

« ما از هر یک از سر گذ شت هاى انبیاء براى تو باز گو کردیم ،تا به وسیله آن، قلبت راآرامش بخشیم  ودراین (اخبار وسرگذشتها،)براى تو حق وبراى مؤمنان موعظه وتذّکرآمده است» .

     (8) = بعضى از دستوراتى وشعائری که دراسلام به آنها سفارش اکید شده است وازاهمیت خاّصى بر خوردار مى ‏باشد براى تذّکراست، مانند زیارت مشاهد مشرفه حضرات معصومین (صلوات الله علیهم ) خاصه، زیارت سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین (سلام الله علیه ) ،برگزارى مجالس عزاداری وسوگواری و برپائی دسته جات ، وعظ وبیان کردن مسائل اخلاقى وزیارت اهل قبورو...که خود یک نوع تذّکر محسوب مى‏شود وبراى پیشگیرى وجلوگیرى از غفلت مى ‏باشد.



[1]-سوره غاشیه ‏آیه 21

 

[2]-سوره ذاریات آیه 55

 

[3]- سوره طه آیه 3

 

[4]-سوره حجر آیه 9

 

[5]- سوره طه آیه 14

 

[6]- سوره آل عمران آیه41

 

[7]-سوره اعراف آیه


 
 
شرح فرازی از وصیت نامه ... قسمت 22 تذکر
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٤
 

  بسم الله الرحمن الرحیم

بهترین فرصت برای انحراف ، وقت غفلت است .

بیان مطلب     

از آن جائی که شیطان ، این دشمن قسم خورده انسان ،غافل  نیست و غفلت بهترین فرصت برای اوست تا بتواند بشر را به انحراف بکشاند لذا ، سعی بر این دارد که در هر زمانی که انسان دچار غفلت شد از آن فرصت استفاده کند ودر آن فرصت هر چند کوتاه باشد انسان را به انحراف و به تباهی وفساد بکشد ودر نتیجه او را اغواکند ودر زیر چتر سلطه وولایت خود در آورد ، لذابرای اینکه انسان گرفتار کید وحیلۀ این دشمن قسم خورده نشود باید سعی کند تا دچار غفلت نشود ؛زیرا غافل شدن  زمینۀ توطئۀ شیطان را فراهم می کند ودر یک کلام غفلت بهترین فرصت برای اغوا شدن به دست شیطان می باشد، چه بسا در یک لحظه غفلت ، شیطان انسان را اغوا می کند ودر همان یک دم ، او را به گمراهی وضلالت می کشاند ، اگر تذّکر نباشد،لا محاله غفلت به سراغ انسان مى‏ آید ودراین صورت دیگر نمى‏ تواند از مکر وحیله هاى شیطان در امان باشد وقطعا،(هرکسى که باشد)شیطان اورامنحرف مى‏ کند، چه بسا بودندکسانى که درابتدا خوب بوده‏ اند ودرصراط مستقیم قدم بر  ‏داشتند ؛حتّی درراه اسلام شمشیرهاى زیادى هم زدند وبه سیف الاسلام هم ملقَّب شدند، اما به خاطر غفلت، منافق ویا کافر از دنیا رفتند که نمونۀ آن درتاریخ بسیار مشاهده مى‏شود .

     تذّکر؛مؤمن را ازغفلت حفظ مى ‏کند

     بعداز بیان آیات وروایات ؛ روشن شد که "غفلت" چقدر براى مؤمن خطر ناک است وچگونه مى ‏تواند موجب نابودى انسان بشود ولذا در اسلام براى این که مبادا مؤمنین دچارغفلت شوند براى پیشگیرى از غفلت ؛باب تذکر را باز کرده است وبقدری باب تذکر را توسعه داده است که حتی برای لحظه ای انسان دچارغفلت نشود؛ زیرا یک لحظه غفلت هم می تواند موجب هلاکت انسان توسط  شیطان شود .


 
 
شرح فرازی از وصیت نامه ...غفلت قسمت 21
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳
 

بسم الله الرحمن الرحیم

واماکلمات معصومین  علیهم‏ السلام درباره غفلت:

      قال امیر المؤمنین على ( علیه ‏السلام):«ایّاک والغفلة والاغتراربالُمهلَه فانّ الغفلة تفسدالاعمال والاجال تقطع الامال» = « برتو باد به دورى از غروروغفلت ،به دوران روزگار؛ زیراکه غفلت ، اعمال را فاسد مى‏ سازد ودوران روزگار آمال را قطع مى ‏نماید ».[1]

    عن ابى جعفر  علیه ‏السلام اّنه قال لجابر:«وایّاک والغفلة ،ففیهاتکون قساوة القلب »[2]=ازامام باقر ( علیه ‏السلام)نقل شده است‏ که ، به جابر فرمودند:«برتوباد ،به دورى از غفلت ،درغفلت قساوت قلب مى ‏بوده باشد. درواقع، ثمرۀ غفلت ،قساوت قلب است وقساوت انسان را از خدادور مى ‏کند».

     عن النبى ( صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله )انه قال فى حدیث :«انّ ابعد الناس من اللّه القاسى القلب »[3]= ازپیامبراکرم  صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله نقل شده است درحدیثى که فرمودند:« بدرستیکه دورترین مردم از خدا؛ قسّى القلب مى‏ باشد» .

     وعنه  (صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ):«اخاف على امتى من بعدى ثلاثا، ضلالة الاهواء واّتباع الشهوات فى البطون والفروج والغفلة بعدالمعرفة»[4]= وباز درحدیثى دیگر از رسول اکرم ( صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله)نقل شده است که فرمودند :«براى امّتم ،بعدازمن ، ترس از سه چیز دارم، گمراهى ازطریق هواى (نفس)وپیروى ازشهوات وغفلت بعد از معرفت وآگاهى» .

 از کلمات معصومین ( علیهم‏ السلام) استفاده مى‏شود که غفلت ،حبط عمل مى ‏کند واعمال را فاسد مى ‏نماید وقساوت قلب مى ‏آورد وانسان را از خداوند متعال دور مى‏سازد .

بهترین فرصت برای انحراف ، وقت غفلت است .

 


[1]-غررالحکم ص 155 ترجمه - محمد على انصارى

 

[2]- مستدرک جلد 12 ص 93 باب 76

 

[3]-همان مدرک

 

[4]- نهج الفصاحه جلد 2 ص 710


 
 
شرح فرازی از وصیت نامه ... قصمت 20 فرق میان غافل وجاهل
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٢
 

   بسم الله الرحمن الرحیم   

 فرق غافل وجاهل

     غفلت ؛آن چنان آدمى را دیوانه مى ‏کند که دیگربه هیچ چیز، جز هواى نفس ودنیا نمى ‏اندیشد، چه زیباقرآن‏ غافلین رامعرفى نموده است ،درباره آنان مى‏ فرماید:«من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من اللّه ولهم عذاب عظیم(106) ذلک بانّهم ‏استحبواالحیوة الدنیاعلى الا خره ‏واّن اللّه لا یهدى القوم الکافرین (107)اولئک الذین طبع اللّه على قلوبهم وسمعهم وابصارهم واولئک هم الغافلون ».(108)

     «کسانى که سینه خود را براى پذیرش کفر گشوده‏ اند، غضب خدا بر آنهاست ؛ وعذاب عظیمى درانتظارشان !این بخاطر آن است که زندگى دنیارا بر آ خرت ترجیح دادند؛وخداوند افراد بى ایمان و(لجوج )را هدایت نمى‏ کند .آنها کسانى هستندکه(براثرفزونى گناه )خداوند برقلب وگوش وچشمانشان مُهر نهاده وآنهاغافلانند».[1]

    واینها کسانى هستند که راه نجاتى ندارند واهل عذابند چون بعد از علم وایمان ، کفر ورزیدند وکفربعداز ایمان آن ها را کور،کر ودیوانه نمود وکسى که کوروکرودیوانه باشد؛چگونه هدایت مى‏شود؟!.

     واما جاهل،کسى است که حقیقت را نمى ‏داند  وازواقعیت بى خبر است واز روى نادانى خلافى را مرتکب مى ‏شود، قرآن درباره این گونه افراد مى فرماید:

«اّنما الّتوبة على اّلذین یعملون الّسوء بجهالة ثم یتوبون من قریب فاولئک یتوب اللّه علیهم وکان اللّه علیما حکیما».= [2]

   « پذیرش توبه از سوى خداوند غفور، براى کسانى است که کاربدى رااز روى جهالت انجام‏ مى دهند؛ سپس زود توبه مى ‏کنند. خداوند توبه چنین افرادى را مى‏ پذیرد؛ وخدا دانا وحکیم است».

 جاهل ، مانندکسى است که درخواب به سر مى ‏برد،اگر اورا ازخواب بیدار کردند همه چیز را درک مى‏ کند ومى فهمد ، اما غافل، مانند یک دیوانه‏ اى مى‏ ماندکه چیزى درک نمى ‏کند و نمى فهمد، کورى که نمى ‏بیند، وکَرى که نمى شنود،



[1]- سوره نحل

 

[2]-سوره نساء آیه 17


 
 
شرح فرازی از وصیت نامه ...(قسمت 19) فرق بین مردم مدینه وکوفه با مردم شام
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱
 

بسم الله الرحمن الرحیم
فرق بین مردم مدینه وکوفه بامردم شام

     فرقى که مردم شام با مردم مدینه داشتند این بود که مردم مدینه وکوفه، غافل بودند ومردم شام جاهل ،

     توضیح وبیان مطلب

      مردم شام چون ازمدینه وکوفه دوربودند ودرآن زمان وسیلۀ ارتباطات ورفت وآمد نبوده است وکسانى که درشام بودندازنزدیک به حضور رسول اللّه ( صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله) نرسیده بودند ودرواقع اّطلاعات آنها ازطریق امویان بوده است وآن ها درواقع دشمنان ولایت وامامت امیرالمؤمنین على ( علیه ‏السلام)بوده اند ولذا سعیشان بر این بوده است که مردم را از حقایق دور نگه دارند، لذا آن چنان بر علیه امیرالمؤمنین على ( علیه‏ السلام)تبلیغ کرده بودند که وقتى خبر شهادت مولا را براى مردم شام آوردند وگفتند:که حضرت درمحراب عبادت به شهادت رسیده! مردم تعّجب کردند!! گفتند: مگر "على" نماز هم مى‏ خوانده؟!!ولذا وقتى که امام زین العابدین ( علیه‏ السلام)درمجلس یزید خطبه خواندند، وشخصیّت مولاى متقیان، امیرمؤمنان را براى مردم بیان نمودند ،صداىشیون وگریه مردم بلند شد، به گونه‏ اى که دیگر یزید نتوانست مردم راکنترل کند وترسید که موقعّیتش به خطر بیفتد ولذا تمام تقصیر رابه گردن ابن زیاد انداخت واورا مقّصر دانست وخود راتبرئه کرد ومجبور شد که اهل بیت عصمت وطهارت را آزادکند وآنها را از خرابه به کاخ خود برده ومجبور شد آن هارا آزاد کند وبا احترام به مدینه بر گرداند؛ چون مردم جاهل بودند ، با یک خطبه ویک صحبت آگاه شدند.

     اما مردم مدینه وکوفه اینطورنبودند، بلکه آن ها پیامبراکرم ( صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله)را درکنار خود داشتند، وازمحضر حضرت بهره ‏مند مى ‏شدند، وهنوز صداى دلنشین آن حضرت درگوششان طنین انداز بود که مى ‏فرمود:« احب اللّه من احب حسینا»= «خدا دوست دارد هر که "حسین" را دوست بدارد»، ویا مردم کوفه ،  با این که حضرت امیرالمؤمنین علی ( علیه‏ السلام)به مدت پنج سال درمیان آنها حکومت کرد اما چه شد که با علم به حقایق این گونه حق را نادیده گرفتند وحاضرشدند تا با یزید بیعت کنند وحضرت ابی عبدالله الحسین( علیه السلام)راتنها بگذارند، وبا او جنگیدند ودر آخر اورابا لب تشنه به شهادت رساندند ،تمام به خاطر "غفلت " بود.
ولذاآن چنان آنها را غفلت گرفته بود که حتى به "طفل شیر خواره" او هم رحم نکردند.

     درباره‏ شهادت طفل شیرخوارۀ حضرت  سیدالشهداء( علیه ‏السلام)على اصغر ، چنین نوشته اندکه چون حضرت ،مشاهده کردندکه چشم هاى "على" به گودى فرو رفته ولبها خشک شده واز شّدت تشنگى به حالت اغماءدرآمده، اورا بطرف دشمن آورد،تا شاید بتواند عواطف آنان را نسبت به طفل شیر خوار بر انگیزد واورا سیراب کند .

     امام حسین ( علیه ‏السلام) که طفل شیر خوارش رابه جهت گرماى آفتاب درزیرعبا گرفته بود درمقابل دشمن سرِ دست بلند کرد تا همۀ دشمنان  ببینند،آنگاه فر مود:

 «یا قوم ان لم ترحمونى فارحموا هذاالطفل اما ترونه کیف یتلّظى ّعطشا »=«اى مردم؛اگر به من رحم نمى ‏کنید به این طفل رحم کنید مگر نمى‏ بینید ازتشنگى آرام ندارد ومى سوزد»؟.

     لکن دردلهاى سخت تراز سنگ مردم کوفه نه تنها اثرى نداشت بلکه حرمله ملعون تیرى به چّله کمان نهاد وعلى اصغر راهدف قرارداد،« فذبحه من الاذن الى الاذن» =گلوى على راگوش تا گوش برید.حضرت سیدالشهداء( علیه‏ السلام)دو دست زیر گلوى على گرفت ومشتها را لبریز از خون به طرف آسمان پاشید، امام باقر( علیه‏ السلام)فرمود: «یک قطره از آن به زمین بر نگشت» .

     آن گاه امام فرمود: « اللّهم احکم بیننا وبین قوم دعونا لینصرونا فقتلونا»=

«خدایا تو خود بین ماومردمى که مارا دعوت کردند تا مارا یارى کنند ومارا کشتند ؛ قضاوت فرما» .[1]

 


[1]- حسین نفس مطمئنه  ص  281