دین شناسی

حب وبغض لله (2)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/۳
 

    تفاوت عشق حقیقى با عشق مجازى

 

    واما بین عشق ومحبت معنوى ومادى فرقهایى وجود دارد که قابل بیان است که به چند مورداز آن اشاره مى‏شود:

 

    الف:عشق وعلافه ومحبت معنوى حقیقى مى‏باشد وعلائق مادى مجازى است :به این بیان که علائق معنوى جاودانى است وعلائق مادى موسمى ومقطعى مى‏باشد ؛ چه بسا در کودکى داراى علائقى است که در جوانى از بین مى‏رود وچه بسیار عشقهایى که در دوران جوانى براى انسان پیدا مى‏شود اما بعد از گذشت زمان کم کم به فراموشى سپرده مى‏شود وچه بسا به دشمنى تبدیل مى‏شود این تغییر ودگرگونى حالات که عامل اصلى آن تغییر وتبدیل شرائط زمانى ومکانى وسنى و...مى‏باشد در هر زمانى دلبستگى به شى‏ء خاصى دارد؛ بخلاف عشق حقیقى که اگر کسى به آن برسد؛ چون عشق واقعى است خستگى در آن راه ندارد ؛سردى در آن معنا ندارد ؛ زمان ومکان وسن وسال در او اثر نمى‏گذارد حقیقتى است که هر چه انسان به او نزدیک شود بیشتر به سوى او جذب مى‏شود وبراى نزدیک شذن به آن از هیچ کوششى دریغ ندارد .

 

    ب: در عشق مجازى تمام سعى وکوشش در آن است که به خواسته دل برسد اما بعد از آنى که به مقصود رسید مى‏یابد که آنچه از آن در دل تصور داشت وخیال مى‏کرد با رسیدن به آن به معشوق رسیده بعد از وصال متوجه مى‏شود که گمشده او غیر از آنى است که به دنبال آن بوده است ولذا کمبود خود را در امرى دیگر دنبال مى‏کند درست مثل تشنه ‏اى که به دنبال آب میرود واز دور سرابى را مشاهده مى‏کند به گمان اینکه آب است در پى آن رفته اما بعد از رسیدن به آن متوجه مى‏شود که سرابى بیش نبوده وباز مجددابه دنبال سراب دیگرى که هواى نفس وشیطان براى او جلوه مى‏دهد مى‏رود ولذا تا آخر عمر به دنبال عشق مجازى رفته وآخر الامر هم با هزاران آرزو چشم از جهان بسته بدون آنکه گمشده خود را پیدا کرده باشد، بخلاف عشق حقیقى که مؤمن با پیروى از دین واطاعت از خداوند متعال ومعصومین « علیهم‏ السلام » به آن دست مى‏یابد که نه تنها این عشق ومحبت محدودنیست ونه تنها رسیدن به آن سردى نمى‏آورد بلکه آنچنان جذب به آن مى‏شود که حاضر است تمام هستى خود را بدهد تا نداى (سبوح قدوس رب الملائکة‏والروح)رابشنود ویا اویس قرن یک شب را تا به صبح در رکوع به سر مى‏برد ومى گوید امشب شب رکوع است وشب دیگر راتا به صبح در سجود سپرى مى‏کند ؛نه تنها احساس خستگى نمى‏کند بلکه ‏از این رکوع وسجود لذّت مى‏بردولذا کسانى که مؤمن نیستند اصلاًنمى توانند این معانى را درک کنند مانند کورى که نمى‏تواند معناى رنگ را درک کند هر چند براى افراد بینا مسئله رنگ یک امر بدیهى است ونیازى به اثبات ندارد.

 


 

--------------------------------------------------------------------------------

 

    ج :حب وبغض معنوى وعشق حقیقى طرفینى است بخلاف حب وبغض مادى وعشق مجازى :در عشق مجازى وحب وبغض چون هواى نفس فرمان مى‏دهد ونفوس متفاوتند ؛افکار مختلف ؛اندیشه ها متفاوت ؛انگیزه ها گوناگون ولذا در بسیارى از موارد نه تنها تفاهمى وجود ندارد بلکه ممکن است تضادى در بین باشد که اجازه نمى‏دهد طرف مقابل به او علاقه‏ مند شود ؛اما بخلاف عشق حقیقى که در آن این گونه اختلافات راه ندارد وصراط مستقیم تنهاراهى است که مؤمنین آن را دنبال مى‏کنند ولذا تمام انبیاءواولیاء اگر بیایند ودر کنار هم قرار بگیرند هیچگونه اختلافى در اندیشه آنها وجود ندارد وهمه در یک صراط مستقیم قدم بر مى‏دارند وزمانى که راه یکى وهدف یکى بود وعشق ومحبت در یک مسیربود وهمه به سوى خداوند تبارک وتعالى در حرکت بودند این علاقه‏ اى که از معرفت وشناخت وقرب الى الله پیدا شود طرفینى مى‏باشد ولذا کسى که خداوند تبارک وتعالى را دوست بدارد خداوند متعال هم اورا دوست مى‏دارد وهمچنین علاقه به پیامبران خاصه حضرت ختمى مرتبت محمدبن عبدالله « صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله »وائمه هدى « علیهم ‏السلام »که اگر کسى علاقه به آنها داشته باشد آنها هم اورا دوست دارند بلکه اگر مؤمنین را دوست داشته باشد مؤمنین هم اورا دوست دارند وبه بیان دیگر از ویژگیهاى علاقه ایمانى این است که این علاقه‏اى که خداوند در دل مؤمنین قرار داده مانند نورخورشید میماند که زمانى که نور افشانى مى‏کند همه جا را روشن مى‏نماید واین نور عشق ومحبتى که در اثر ایمان خداوند متعال در قلوب مؤمنین قرار داده است به گونه ایست که نه تنها عشق ومحبت به خداوند متعال را در دل قرار داده بلکه عشق به همه کسانى که خداوند آنها را دوست دارد در دل او قرار داده است ولذا مؤمنین نه تنها خدا را دوست دارند ونه تنها انبیاء واولیاء « علیهم ‏السلام »را دوست دارند بلکه هرمؤمنى را دوست دارند واین از امتیازات عشق حقیقى ومعنوى است واین کلام معصوم« علیه ‏السلام »دراینجا روشن مى‏شود: (القلب یهدى الى القلب یمیلوا) وچه خوب گفته‏ اند که:

 

     چه خوش بى مهربانى هردوسر بى   که یک سر مهربانى دردسر بى 

 نقل از آثار وبرکات عرفان ص 84