دین شناسی

حب وبغض لله (3)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٤
 

                         بسم الله الرحمن الرحیم 

    د:در عشق مجازى وعلائق مادى ممکن است در عین حال که کسى را دوست دارد؛ دشمن دوست خود را هم دوست داشته باشد ویا آن رادشمن نداشته ونسبت به آن بى تفاوت باشد ؛اما بخلاف عاشق حقیقى ؛ محال است که انسان محّب حقیقى باشد وعلاقه معنوى داشته باشد اما نسبت به دشمن دوستش ومحبوبش بى تفاوت باشد ویابه آن علاقه داشته باشد؛ در این جاست که "تولّى وتبرّى" معنا پیدا مى‏کند ؛در حالى که در علائق مادى "تولى وتبرى" معنا ندارد ؛هر چه را که نفس طالب باشد آن را دوست دارد ،به بیان دیگر مى‏توان چنین گفت :در علائق مادّى انگیره‏ها مختلف است به عنوان مثال: شخصى را به خاطر مالش دوست مى‏داردوشخص دیگرى را به خاطر مقام وموقعیتش به او علاقمند مى‏باشد وممکن است این دو با هم دشمن باشند اما او با هردو دوست است والبته اگر دقت وتأمل بیشترى در مقام شود این معنا روشن مى‏شود که در واقع او هیچ یک از آنها را دوست ندارد بلکه محبوب او امتیازاتیست که در اختیار آنهاست ؛یعنى او مقام را دوست دارد ؛ ثروت را مى‏خواهد،خودآنها را دوست ندارد ولذا علاقه نسبت به آنها اعتباریست ولذااگراین دوبا هم دشمن باشند یا دوست ؛براى او فرقى نمى‏کند؛ اما در علائق معنوى اینگونه نیست بلکه اگر خداى تبارک وتعالى را دوست مى‏دارد براى حب نفس نیست ،بلکه خداوند ودودومهربان رابراى خود او دوست مى‏دارد ولذا این علاقه ومحبت با علاقه به دشمنِ دوست ؛جمع نمى‏شود واگر کسى که اورا دوست داشته باشد ؛ محال است که نسبت به دشمن او علاقه داشته باشد ؛ بلکه محال است که نسبت به دشمن او بى تفاوت باشد؛لذا در قاموس عشق حقیقى ومعنوى حب وبغض ملازم یک دیگرند وهر چه علاقه ومحبت بیشتر باشد بغض ونفرت از دشمن زیادتر است ولذا روى این اساس همیشه حب وبغض در کنار هم ذکر شده است واین معنا؛ هم در باره خداوند تبارک وتعالى صدق مى‏کند و هم در باره انبیاء واولیاء« علیهم السلام »صادق

است وهمچنین در باره مؤمنین واقعى ،

 

نقل از آثار وبرکات عرفان ص86