دین شناسی

حب وبغض لله(6)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٦
 

                          بسم الله الرحمن الرحیم

فرق حبّ وبغض فى اللّه با سایر حبّ وبغضها.

 

    (الف):از امتیازات مؤمنین مى‏باشد.

 

    بدین معنا که اگر کسى بخواهد از این موهبت الهى بر خوردار باشد باید در سلک متقین قرار بگیرد چون این امتیازى است که خداوند به مؤمنین مرحمت مى‏فرماید .

 

    (ب)مانند نور(تشکیکى)مى‏باشد،همان گونه که نمى‏توان براى نور،حدّى را معیّن کرد ،یک شمع نور افشانى مى‏کند ،خورشید هم نور افشانى مى‏کند، هر چه ایمان وتقوابیشتر باشد این علاقه ومحبت زیادتر مى‏شود ونمى توان براى او حّدى را در نظر گرفت .

 

    (ج)حبّ وبغض فى اللّه جداى از حبّ وبغض ذوالقربى نیست:

 

    ازجمله امتیازاتى که مى‏توان در این مقام به آن اشاره کرد؛ جدا نبودن حبّ ذوالقربى از حبّ خداوند متعال

 

    (د)تقواى بیشتر، موجب "حبّ شدید"مى‏شود؛ چون علاقه معنوى وایمانى نوراست واین نور، به هراندازه‏اى که ایمان قوى‏تر باشد در دلها زیادتر مى‏شود و هرکسى به مقدارایمانى که دارد از آن نور بهره مى‏برد

 

    (ه)تنها گناه‏ومعصیت، اورااز بین مى‏برد.

 

    از آن جائى که پیدایش این علاقه از ایمان است قهرابا خارج شدن از سلک متقین وروى آوردن به گناه ،دیگر فاسق قابلیت داشتن چنین امتیازى را ندارد واین سرمایه بزرگ را از دست مى‏دهد

 

    (و)حبّ وبغض درقلوب مؤمنین طرفینى مى‏باشد.

 

    در علائق دنیوى چه بسا هستند کسانى که دلبستگى زیادى نسبت به شخصى دارند در حالى که طرف مقابل نسبت به او بى علاقه وبى تفاوت وگاهى از او نفرت دارند؛ چون انگیزه‏ها متفاوت است، اما در علائق ایمانى چون موهبتى است الهى ومقلب القلوب خداوند تبارک وتعالى مى‏باشد واین علاقه براى ایمان است وچون همه مؤمنین هدف خاصى رادنبال مى‏کنند ولذا خدواند متعال این علاقه را طرفینى قرار داده است ؛بلکه این علاقه به مؤمن، نشان دهنده این معناست که خداوند تبارک وتعالى هم آنها را دوست مى‏دارد ولذا مؤمنین یک دیگر را دوست داشته وخداوند هم مؤمنین را دوست مى‏دارد.

 

    به قول بابا طاهر:

 

     چه خوش بى مهربانى هردوسر بى    که یک سر مهربانى درد سر بى 

 

    (ز)به زندگى معنا ومفهوم مى‏دهد.

 

    براى هیچ کس این معنا پوشیده نیست که انسان اجتماعى است وزندگى اجتماعى زمانى شیرین مى‏شود که تعاون وهم کارى در آن باشد واین تعاون زمانى مفید ومثمر ثمر واقع مى‏شود که علاقه به یک دیگر باشد به بیان دیگر روح تعاون وهمکارى بدون علاقه در اجتماع کم اثر ودر بعضى از امور بى اثر خواهد بود وآنچه که به تعاون جان مى‏دهد علاقه ومحبت نسیت به یک دیگر داشتن است واین سرمایه در سایه تقوا پیدا مى‏شود ولذا در اسلام به این تحابب ودوستى، ارزش خاصى داده شده است واین معنا هم از آیات وهم احادیث اهل بیت« علیهم‏السلام » استفاده مى‏شود.

 

    (ح)وصال به آن موجب خستگى وسردى نمى‏شود.

 

    درعلائق مادى ونفسانى بعد ازوصال وبرآورده شدن خواهش نفسانى سردى حاصل مى‏شود؛اما درعشق وعلائق معنوى نه تنها وصال موجب سردى نمى‏شود بلکه علاقه شدیدتر و بیشتر مى‏شود.

 

    (ط)حبّ وبغض فى اللّه محدودنیست وبراى آن غایت ونهایت وپایانى رانمى‏توان در نظر گرفت؛ هرقدر ایمان

زیادتر وقوى‏تر شود این علاقه زیادتر وشدیدتر خواهد شد .

    (ى)حبّ وبغض معنوى مطلق است بخلاف حبّ وبغض دنیوى ومادّى؛به این معنا که علائق مادى چه بسا در یک مورد خلاصه مى‏شود به عنوان مثال اگر کسى را به خاطر مال وثروتش دوست دارد،فقط علاقه در همان مال وثروت خلاصه مى‏شود وچه بسانسبت به موارد دیگرمانند افکار وعقیده وسیاست و فرهنگ و..با هم اختلاف داشته وحتى با او در بعضى از مسائل دشمنى هم داشته باشد ؛ اما در علائق ایمانى این گونه نیست چون این علاقه از عقیده وایمان سرچشمه مى‏گیرد وچون در اصول با هم اختلافى ندارند وصراط مستقیم یک راه است وهمه مؤمنین از یک عقیده برخوردارند وپیرو یک کتاب یعنى "قرآن" ویک مذهب حقه یعنى "شیعه دوازده امامى" مى‏باشند ؛لذااین علاقه در همه موارد ثابت واستوار مى‏باشد .

 

    (یا) تولّى وتبرّى از خصوصیات حبّ وبغض فى اللّه مى‏باشد.

 

    (یب)حبّ نفس(خودخواهى)و(خود بینى) در آن معنا ومفهوم نداشته وراه ندارد.

 

    (یج)جان ومال را فداى محبوب مى‏کند که در بحث "ایثار وفداکارى"به آن اشاره شده است .

 

    (ید)همراه بااخلاص است ؛ بلکه لازمه آن داشتن اخلاص است ؛چون تااخلاص نباشد از این امتیاز بهره‏مند نخواهد شد.

 

    (یه)به جهت خوشنودى ورضاى خدامى باشد.

 

    تَحابُب فى‏اللّه یادوستى ورزیدن براى رضاى خدا.

 

    قال اللّه تبارک وتعالى : «یااحمد!وجبت محبتّى للمتحابیّن فىّ»= خداوند تبارک وتعالى در شب معراج به پیامبر « صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله »فرمود:محبت ودوستى من نسبت به کسانى که فقط به انگیزه رضاى من به یکدیگر مهر مى‏ورزند حتمى است .

 

نقل از کتاب آثار وبرکاتدعرفان