دین شناسی

حب وبغض لله (7)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٧
 

                            بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از بیان آیات وروایاتى که در باره حب وبغض وارد شده است که تعداد آنهابه حد تواتر مى‏رسد وجاى هیچ گونه ابهامى در مقام نیست که حبّ ذوالقربى ؛ثمره رسالت است وبه این معنا اشاره شد که حب وبغض فى اللّه یک امرى نیست که هر کسى بتواند به او راه بیابد ؛بلکه از امتیازاتیست که به مؤمنین داده شده است ولذا حب به ذوالقربى نشانه ایمان است ولذا کسى که مؤمن نباشد نمى‏تواند محبّ ذوالقربى باشد واگر کسى بخواهد به این آیه شریفه عمل کند ؛باید مؤمن واقعى باشد ؛به این معنا که آنچه از جانب خداوند تبارک وتعالى توسّط حضرت جبرئیل « علیه ‏السلام »به حضرت خاتم الانبیاء؛ رسول اللّه « صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله »نازل شده است وآن حضرت به مردم ابلاغ نموده‏ اند؛معتقد باشد وبه آن عمل کند ؛ که از آن جمله اعتقاد به ولایت وامامت وخلافت وجانشینى بلا فصل امیرالمؤمنین على « علیه ‏السلام »مى‏باشد ؛ واثبات این معنا را هم از آیات وروایات کثیرى که از پیامبر گرامى

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1- سورة‏الشورى آیة 23

 

2- سوره مریم آیه 96

 

3- لغت نامه دهخدا؛نقل از ناظم الاطباء

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

« صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله »رسیده است که تعداد آنها بقدرى زیاد است که به حد تواتر مى‏باشد وجاى هیچ ابهامى در مسئله نیست ؛گرچه کلام در این مقام در این مقال نمى‏گنجد ؛لیکن چون مطلب از اهمیت بالائى بر خوردار است وشاید بیان آن کمکى به اثبات مدعى کند ؛لذابطور اجمال واختصار به آن اشاره مى شود؛باشد تا کسانى که از فکر سلیم بر خوردارند به "احسن قول" برسند وبه مصداق این آیه شریفه عمل نمایند ؛تااز جمله کسانى شوند که آیه شریفه شامل حال آنها شده وازجمله هدایت شدگان الهى شوند.

 

    «فبشر عباد«17» الّذین یستمعون القول ویتبعون احسنه ‏اولئک الّذین هدیهم اللّه واولئک اولواالالباب «18»»(1)

 

    (من کنت مولاه فهذا على مولاه) :

 

    این حدیثى است که در سرزمین غدیر خم در جمع حجاج از دو لب مبارک پیامبر اکرم « صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله »شنیده شد:

 

    اشاره‏اى کوتاه به واقعه غدیر:(2)

 

    مراسم حج به پایان رسید؛مسلمانان، اعمال حج را از پیامبر عالیقدر« صلى‏الله ‏علیه‏ و‏آله »آموختند.در این هنگام، پیامبر گرامى « صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله »تصمیم گرفت که مکه را به عزم مدینه ترک گوید.فرمان حرکت صادر گردید.هنگامى که کاروان به سرزمین «رابغ»که در سه میلى «جحفه»قرار دارد ،رسید؛امین وحى در نقطه‏اى به نام «غدیر خم» فرود آمد ،واورا به آیه زیرمورد خطاب قرار دادکه :

 

    «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فما بلّغت رسالته واللّه یعصمک من الناس ان اللّه لا یهدى القوم الکافرین »(3)

 

    اى پیامبر!آنچه که که از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ کن .واگر ابلاغ نکنى رسالت خود را انجام نداده اى ،خداوند تو را از شرّمردم حفظ مى‏کند .

 

    لحن آیه حاکى است که خداوند تبارک وتعالى انجام امر خطیرى را به عهده پیامبر « صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله » گذارده است .چه امر خطیرى بالاتر از اینکه در برابر دیدگان صدهزار نفر، على « علیه‏ السلام »را به مقام خلافت ووصایت وجانشینى نصب کند.از این نظر،دستور توقف صادر شد.کسانى که جلو کاروان بودند، از حرکت باز ایستادند، وآنهاکه دنبال کاروان بودند،به آنها پیوستند. وقت ظهر هوا به شدّت گرم بود.مردم قسمتى از رداى خود را به سر، وقسمتى را زیر پا مى‏افکندند. براى پیامبر سایبانى، به وسیله چا درى که روى درخت افکنده بود ند،درست کردندوپیامبر نماز ظهر را با جماعت خواند. سپس در حالى که جمعیت دور او حلقه زده بودند، بر روى نقطه بلندى که از چادر شتر ترتیب داده بودند، قرار گرفت وبا صداى بلندورسا

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1- سوره الزمر

 

2- لازم به ذکر است که مرحوم علامه حاج شیخ عبدالحسین امینى « قدس‏سره »این واقعه را در کتاب شریف الغدیر باذکر سیصد وشصت روایت وحدیث از علماى بزرگ عامه ذکر نموده است واین کتاب را در مصر به چاپ رسانده‏اند ؛ اما متأسفانه اجازه ندادند تا این کتاب منتشر بشود وبه دست طالبان حقیقت برسد ولذاخواندن آن کتاب را حرام کردند ومردم را از آن فیض محروم نمودند .

 

3-سورة المائدة‏آیه /67

 


 

--------------------------------------------------------------------------------

خطبه‏اى خواند ،که قسمتى از آن به شرح زیر است:

 

    بعد از حمد وثناى الهى...فرمودند:

 

    ...مردم‏ من دو چیز نفیس وگرانمایه در میان شما مى‏گذارم ببینم‏ چگونه با دو یادگار من رفتار مینما ئید؟!

 

    در این وقت یک نفر بر خاست وبا صداى بلند گفت: منظور از این دو چیز نفیس چیست؟! پیامبر « صلى‏الله ‏علیه و‏آله »فرمودند: یکى کتاب خدا که یک طرف آن در دست خدا، وطرف دیگر آن در دست شمااست،ودیگرى عترت واهل بیت من .خداوند به من خبر داده که این دو یادگار، هر گز از هم جدا نخواهند شد .

 

    (انى ّ تارک فیکم الثقلین کتاب اللّه وعترتى «اهل بیتى» لن یفترقا حتى یردا على الحوض)

 

    هان اى مردم! بر قرآن وعترت من پیشى نگیرید، ودر عمل به هردو،کوتاهى نورزید که هلاک مى‏شوید.

 

    در این لحظه دست على « علیه ‏السلام »را گرفت وآنقدربلند کرد که سفیدى زیر بقل هردوبراى مردم نمایان گشت ،واو را به همه مردم معرفى نمود. سپس فرمود: سزاوارتر برمؤمنان از خود آنها کیست؟ همگى گفتند: خدا وپیامبر او دا نا ترند.پیامبر« صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله »فرمود: خدا مولاى من ومن مولاى مؤمنان هستم، ومن بر آنها از خودشان اولى وسزاوارترم .

 

    هان اى مردم!«من کنت مولاه فهذا على مولاه» «اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه واحبّ من احبّه وابغض من ابغضه وانصر من نصره واخذل من خذله وادرالحق ّمعه حیث دار»(1): هر کس را من مولاى اویم،على مولاى اوست .خداوندا! کسانى که على را دوست دارند، آنان را دوست بدار ؛وکسانى که او را دشمن بدارند،دشمن بدار.خدایا! یاران على را یارى کن ،دشمنان على را خوار وذلیل نما، واو را محور حق قرار بده.

 

    آنگاه فرمود:

 

    اکنون فرشته وحى نازل گردیدواین آیه را آورد:

 

    «الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتى ورضیت لکم الاسلام دینا»(2): امروز دین شما را کامل نمودم ،ونعمت رابر شما تمام کردم واسلام را یگانه آئین انتخاب کردم .

 

    در این موقع صداى تکبیر پیامبر« صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله » بلند شد.سپس افزود:خدا را سپاسگزارم که آئین خود را کامل کرد ونعمت خود را به پایان رسانید،وازوصایت وولایت وجانشینى على پس از من خشنود گشت.

 

    سپس پیامبر از نقطه مرتفع فرود آمد وبه على « علیه‏ السلام »فرمود: در زیر خیمه‏ اى بنشیند، تا مردم با او مصافحه کرده وبه او تبریک گویند. پیش از همه، شیخین به على « علیه السلام »تبریک

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1-پیامبر« صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله » براى اطمینان خاطر،این جمله راسه بار تکرار کرد.

 

2-سوره مائده آیه 3

 


 

--------------------------------------------------------------------------------

گفتندواورا مولاى خود خواندند.

 

    پیامبر اکرم « صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله »به امیرالمؤمنین على « علیه‏ السلام » فرمود: برخیز که من ترا براى جانشینى وراهنمائى مردم پس از خویش انتخاب کردم .

 

    من مولاى هر کسى باشم على ولىّ اوست .شما در حالى که او را از صمیم دل دوست مى‏دارید، از پیروان اوباشید.

 

    این حدیث در طول تاریخ، بز رگترین سند بر فضیلت وبرترى امیرالمؤمنین على « علیه ‏السلام »بر تمام صحابه بوده است .حتى ّ امیرالمؤمنین على« علیه ‏السلام »،در جلسه شوراى خلافت -که پس از در گذشت عمر منعقد گردید-ودر دوران خلافت عثمان ،وایام خلافت خویش ؛با آن احتجاج کرده است .از این گذشته، شخصیتهاى بزرگى از مسلمانان ،همواره با این حدیث در برابر مخالفان ومنکران حقوق على « علیه ‏السلام »احتجاج کرده ‏اند .

 ادامه دارد