دین شناسی

آثار وبرکات معرفت (4)آرامش
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱۱/٢٥
 

                        بسم الله الرحمن الرحیم 

  ثمرات معرفت:

 

     وامّاکسانى که داراى این نعمتند وقابلیّت این معنا را پیدا نموده‏ اند، به برکت داشتن معرفت، بینش آنها با دیگران فرق کرده ودیدِ آنها نسبت به زندگى تغییر مى‏کند ودر نتیجه رفتار وگفتار وپندارشان باافراد دیگر تفاوت داردکه به بعضى از آن ثمرات اشاره مى‏شود :

 

     (1) = آرامش

 

    «هُوَ الَّذى اَنزَلَ السَّکینَةَ فى قُلُوبِ المؤمِنین»(2) =

 

     «خداوند متعال آرامش را در قلوب مؤمنین قرار داده است وترس ووحشت را از دل مؤمنین بیرون نموده است».

 

    «الا انَّ اولیاءَ اللّه لا خوفٌ عَلَیهم وَلا هم یَحزَنون»(3)

 

    آرامش ؛بهترین سرمایه زندگى است .تمام تلاشهایى که مردم مى‏کنند براى کسب آرامش مى‏باشد، حتّى آن کسانى که به گناه، رو مى‏آورند واز هر گونه ظلم وجنایتى دریغ ندارند، وقتى از آنها سؤال شود که چرااینگونه عمل مى‏کنید؟ در جواب مى‏گویند: براى کسب یک زندگى بهتر وبراى آرامش وآسایش بیشتر، اقدام به این عمل مى‏نمائیم.یا کسى که براى کسب مال بیشتردزدى مى‏کند تا به زعم وگمان خود بتواند زندگى بهترى داشته باشد و آرامشى به دست آورد. در مقابل، ترس ووحشت، آفت زندگى وموجب سلب آرامش اومى‏گردد. اگر کسانى که براى

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1- سوره مؤمنون آیه 97

 

2- سورة‏الفتح آیه 4

 

3- سورة یونس آیه /62

 


 

--------------------------------------------------------------------------------

رسیدن به آرامش، این گونه خود را به دنیا مشغول کرده‏اند، بدانند که آرامش در داشتن تقوا به دست مى‏آید، هرگز به خود اجازه نمى‏دهند که به دنبال گناه بروند؛ بعبارتى دیگر: مردم باید گمشده خود را در تقوا وایمان جستجو کنند نه در بى‏تقوایى؛ زیرا آرامشى را که دیگران، به دنبال آن هستند فقط در صورتى به دست مى‏آورند که در سلک مؤمنین بوده باشند واگر کسى به این معنا توجّه نکند وپیروى از هواى نفس وشیطان نماید، محال است که روى آسایش وآرامش را ببیند؛ زیرا خداوند متعال در قرآن کریم مى‏فرماید:«وَمَن اَعرَضَ عَن ذِکرى فَاِنَّ لَهُ مَعیشَتا ضَنکا»(1)= «کسى که از یاد خدا (غافل باشد) ودورى بجوید، زندگى براى آن تنگ مى‏شود».

 

     در مقابل، نداشتن آرامش یعنى وجود ترس ودلهره، زندگى را تلخ مى‏کند وجز سختى وذلّت براى او چیزى ندارد ومى‏توان گفت: ترس ووحشت از هر دردى بدتر است، انسان را از پاى در آورده وبراى از بین بردن آن، حاضر است تن به هر عملى بدهد واین جاست که چون تقوا ندارند وسعى براین دارند که به آرامش وآسایش برسند، آنان تصوّر مى‏کنند که داشتن مال وثروت ومقام، موجب آسایش وآرامش است ولذا براى کسب مقام وقدرت وثروت از هیچ امرى دریغ ندارند حتّى اگر به قیمت ریختن خون دیگران باشد ولذا جنایاتى که در جامعه صورت مى‏گیرد وقتلهایى که انجام مى‏پذیرد ودزدیهایى که مى‏شود و...تماما در این راستا بوده ودر نهایت، جز بدبختى براى آنها هیچ ثمره‏ اى ندارد؛ در حالى که اگر در صراط مستقیم قدم بردارند واطاعت از اوامر الهى نمایند وترک گناه کنند ،فضل ورحمت الهى شامل حالشان شده واز آرامش کامل برخوردار خواهند شد.