دین شناسی

آثار وبرکات معرفت (9) اقسام خوف
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱
 

                             بسم الله الرحمن الرحیم

    الف =اقسام خوف .

 

    علماى اخلاق خوف رابه دوقسم تقسیم کرده‏ اند: خوف ممدوح و خوف مذموم وخوف مذموم، چندنوع است که خارج از این مقال است وکلام در خوفى است که ممدوح است ونیز خوف ممدوح هم که خوف از خداوند تبارک وتعالى است براى آن سه نوع ذکر کرده‏ اند:

 

    اول: خوف بنده از عظمت وجلال وکبریاى خداوند متعال وارباب قلوب این نوع را خشیت ورهبت مى‏نامند.

 

    دوم: خوف از گناهانى که کرده است.

 

    سوم: خوف از هردوبا هم.

 

    چون کلام در آثار معرفت وثمرات آن مى‏باشد تنها به قسم اول آن که از ثمرات معرفت مى‏باشد اشاره مى‏شود که از افضل فضائل نفسانیه بشمار مى‏رود.

 

    ب =مراتب خوف .

 

    از آنجائى که خوف از معرفت پیدا مى‏شود بدیهى است که داراى مراتب مختلفى مى‏باشد هرقدر که ایمان قوى‏تر باشد معرفت بیشتر وهرقدر تقوا زیادتر به خداوند متعال نزدیکتر وهر چه قرب الهى بیشتر خوف زیادتر ولذا پیامبر عظیم الشان ( صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله )که اشرف مخلوقات است فرمودند: ترس من از خداوند از همه شما بیشتر است.

 

    ج = فرق بین خوف در مقام با خوف در امور دنیوى

 

     فرق زیادى بین این خوف وترس با خوفهاى دیگراست که به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:

 

    (1) = اگر انسان ازکسى خوف ووحشت داشته باشد قهرا به او علاقه اى ندارد واگر او را احترام مى‏کند از روى ترس است اما در مقام هرچه خوف وترس زیادتر شود نه تنها از علاقه ومحبت اوکم نمى‏شود بلکه علاقه او زیادتر مى‏شود، ولذا پیامبر گرامى اسلام ( صلى‏الله علیه ‏و‏آله )در حالى که بیش از هر کسى خائف است امامحبّت و علاقه او نسبت به ذات بارى تعالى از همه بیشتر مى‏باشد.

 

    (2)= در امور دنیوى ترس وخوف در صورتى پیدا مى‏شود که شخص مرتکب خلافى شده باشدوکسى که خلافى نکرده است وبا صداقت عمل کند ترسى ندارداما در مقام، عکس این معنا صدق مى‏کند، اگر کسى عاصى

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1- سورة النازعات آیه 9/37

 


 

--------------------------------------------------------------------------------

وخطا کار ومذنب باشد هیچ ترسى ندارداما مومنى که اطاعت امر الهى را نموده است ومراقب اعمال ورفتار خود باشد اوداراى ترس وخوف وخشیت است ولذا انسانهاى کامل خوف وخشت شان بیشتر است به بیانى دیگر هر چه ایمان قوى‏تر باشد وهرچه تقوا زیادتر بشود،خوف وخشیت بیشتر مى‏شود همان گونه که در قرآن مجید به آن اشاره شده است.

 

    (3)=این خوف وترس، امتیازوارزش است براى انسان، ولى خوف وترس خاطى وخلاف کار، ضدّ ارزش است.

 

    (4)=این ترس چون با امید همراه است هیچ خطرى به همراه ندارد اما آن ترس، چون در کنارش امیدى وجود ندارد چه بسا موجب هلاکت گردد.

 

    (5)=این موجب کمال انسان است اما دیگرى موجب انحطاط.

 

    (6)=این در اثر نزدیک شدن به خداوند حاصل مى‏شود آن در اثر دورى از خداوند پیدا مى‏شود،

 

    (7)=این ترس با امید، موجب حیات طیبّه مى‏شود اما آن ترس با یأس وناامیدى موجب معیشة ضنکا مى‏شود وزندگى را براى اوتنگ وتلخ مى‏نماید.

 

    «وَلِمَن خافَ مَقامَ رَبِّه جَنَّتانِ»(1)

 

    هرکس از پروردگار خود بترسداز براى او دو بهشت است.

 

     بعضى ازمفسران یکى از دوبهشت را، حیات طیبه در دنیا دانسته‏ اند به این معنا که کسى که از خداوند متعال بترسد،نه تنها بهشت جاودان جایگاه اوست بلکه زندگى در دنیا هم براى او بهشت است او جز زیبائى چیزى نمى‏بیند.

 

    (8)=این ترس اورا از لغزش وخطا باز مى‏دارد، اما آن ترس آن را وادار به خطاهاى بیشتر مى‏نماید واین مطلب براى اهل معنا روشن است که خطا کار براى خفظ منافع خود از هیچ ظلم وجنایتى دریغ ندارد وبیشترین جنایات را کسانى مرتکب مى‏شوند که خلاف کرده‏ اند وترس از دست دادن مقام وموقعیت خودرادارند که در تاریخ این گونه افراد بیشمارند،

 

    (9)=فرق دیگرى که مى‏توان به آن اشاره کرد این که خوف وترس در امور مادى ودنیوى ناامیدى به همراه دارد وهرچه خوف وترس بیشتر شود امید ورجاء کمتر مى‏شود وهرچه انسان ناامیدتر شود ترس او زیادتر مى‏شود، امّا بخلاف خوف از خداوند در مقام هرچه خوف زیادتر باشد امید ورجاء هم زیادتر مى‏شود نه تنها خوف وترس در مقام موجب یأس وناامیدى نمى‏شود بلکه در عین آن که از مقام خداوند خائف است رجاء واثق نسبت به فضل ورحمت الهى دارد واز روایات استفاده مى شودکه خوف ورجاءهردو نورند ودر یک اندازه ویک وزن مى‏باشند وهیچ یک زیادى وافزون بر دیگرى نیست .

 

    قال ابوعبداللّه (علیه السلام )کان ان ابى یقول :انّه لیس من عبدمؤمن الاّ وفى قلبه نوران: نورخیفه ونور رجاءلووزن هذا لم یزدعلى هذاولووزن هذا لم یزد على هذا.(2) = هیچ بنده مومنى نیست،جز آن که در دلش دو نوراست :نور خوف ونور رجاءکه اگر این وزن شود از آن بیش نباشد واگر آن وزن شود، از این بیش نباشد.

 

    (10)= خوف وترس در امور دنیوى ومادى، از القائات شیطان است ،اما خوف از مقام خداوند از خواسته هاى رحمن است.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1- الرحمن آیه 46

 

2- اصول کافى ج 3 ص110باب الخوف والرجاء

 


 

--------------------------------------------------------------------------------

 

    «اِنَمّا ذلِکُمُ الشَّیطنُ یُخَوِفُّ أُولِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُم وَخافُونِ اِن کُنتُم مُؤمِنینَ» (1)

 

    این فقط شیطان است که پیروان خود را (با سخنان وشایعات بى اساس،)مى‏ترساند. از آنها نترسید ؛ واز من بترسیداگرایمان دارید!.

 

    (11)= ترس از خداوند شجاعت را به همراه دارد اما ترس در امور دنیائى موجب ضعف وسستى وذلت وخوارى مى‏شود.

 

    (12)= کسى که از خدا بترسد همه از او مى‏ترسند وکسى که ار خدا نترسد از همه کس مى‏ترسد.

 

    عن الهیثم بن الواقد قال: سمعت ابا عبد اللّه ( علیه ‏السلام )یقول: من اخاف اللّه ؛ اخاف اللّه منه کل شى، ومن لم یخف اللّه اخافه اللّه من کل شى‏ء.(2)= هر کس از خدا بترسد، خدا همه چیز را از او بتر ساند وهر که از خدا نترسد، خدا او رااز همه چیز بترساند .

 

    ولذا مسئله خوف الهى را نباید با خوف در امور مادّى ودنیوى مقایسه نمود ،اگر ترس وخوف از راه معرفت وایمان قوى حاصل شود هر قدر هم که زیاد شود، هیچ گونه یأس وناامیدى به همراه ندارد خوفى که ممدوح وپسندیده است واز امتیازات مؤمنین به شمار مى‏رود، نباید براى او حدّى را قائل شد هر چه ایمان قوى‏تر شود خوف زیادتر وخوفى که از قرب الهى حاصل شود نه تنها یأس وناامیدى به همراه ندارد بلکه امید را در انسان بیشتر مى‏کند به عبارت دیگر: هرچه انسان ایمانش قوى‏تر گردد،خوفش بیشتر وامیدش بیشتر مى‏شودولذا خائف ترین بندگان رسول اللّه ( صلى‏الله‏ علیه ‏و‏آله )مى‏باشد واین مطلبى است که خود آن حضرت فرمودند که «انااخوفکم من اللّه» ترس من از خدا از همه شما بیشتر است در حالى که امید آن حضرت به خداوند متعال از همه زیادتر بوده است .

 

    ممکن است گفته شود که چگونه است که بعضى از افراد که مؤمن نیستند ومعرفت ندارند در حالى که کثرت گناه موجب شده است که شیطان بر آنها مسلّط بشود وغافل از مسئله قبر وقیامت باشند ودر نتیجه هیچ خوفى ندارند امّا امید به رحمت الهى دارند؟

 

    درپاسخ به این سؤال که بسیارى گرفتار این وَهم شده‏ اند را،باید چنین گفت که :

 

    اولاً=به فرموده امام جعفر صادق ( علیه‏ السلام ) در جواب شخصى که به حضرت عرض کردگروهى از دوستان شمامرتکب گناه مى‏شوند و مى گویند:ما امیدواریم، فرمود: دروغ مى‏گویند. دوست ما نیستند ؛آنها مردمى هستند که آرزوها،ایشان را به این سو وآن سو بَرَد، هرکس به چیزى امیدوار باشد،در راه رسیدن به آن تلاش کند، وهر که از چیزى ترسداز آن بگریزد.(3)

 

    ثانیا=نکته‏ اى که نباید ار آن غافل شد این است که این امید به رحمت ازالقائات شیطان مى‏باشد تا مردم را با آن فریب دهد وجرأت بیشترى پیدا کنند در انجام دادن گناه ومعصیت وبعد از آلوده شدن اگر زمینه ‏اى فراهم شود تا توبه کنند آنهارا با یأس ونا امیدى از ترک گناه باز مى‏داردوآنان را از رحمت واسعه الهى مأیوس مى‏کند تا امید به نجات نداشته باشد ولذا هم خوف او شیطانى وهم امید او شیطانى است ،نه آن امید به رحمت، خداپسند است ونه آن خوفى که موجب یأس ناامیدى است ،خوفش یأس را بهمراه دارد که خود یأس ،از گناهان کبیره به شمار مى‏رود

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1- آل عمران آیه 175

 

2- ترجمه‏ اصول کافى ج 3 ص 110 ح 3

 

3- «ورواه على بن محمد رفعه قال: قلت لابى عبداللّه ( علیه‏ السلام )انّ قومامن موالیک یلمّون بالمعاصى ویقولون نرجو، فقال ( علیه‏ السلام ): کذبوا لیسوالنا بموال، اولئک قوم ترجحت بهم الامانى، من رجاشیئاعمل له ومن خاف من شى‏ءهرب منه.» اصول کافى ج 3 ص 111ح 6 باب الخوف والرجاء.

 


 

--------------------------------------------------------------------------------

وامیدش اورا وادار به گناه مى‏کند در حالى که خوف ورجائى که مومنین از آن بر خوردارند خوفش آن را از گناه باز مى‏دارد ورجاءوامید به رحمت خداوند به او دلگرمى مى‏دهد ویأس وناامیدى را از بین مى‏بردواین خوف ورجاء وقتى حاصل مى‏شود که شیطان در او راه نداشته باشد واز شر شیطان در امان باشد واین نمى‏شود مگر آن که مؤمن باشد ودر سلک متقین قرار بگیرد والاّ با پیروى از هواى نفس وشیطان محال است که خوف ورجاء براى آن حاصل شود،مگر فضل ورحمت الهى شامل حال او شده وموفق به توبه گردد وخداوند او را از شر شیطان نجات دهد.