دین شناسی

آثار وبرکات معرفت(14) صبر (2)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٦
 

                                 بسم الله الرحمن الرحیم

    سالکان گفته‏ اند: واداشتن نفس است بر مکاره وتجرّع مرارت ؛ یعنى اگر آدمى صبر را مالک نبود بایست که بکوشد ونفس خود را به صبر وادارد وصبر،ترک شکایت است از جز ،بسوى خدا .

 

    سهل گوید :صبر، انتظارفرج خداست وآن، فاضلترین خدمت وبرترین آنست .

 

    وگفته‏ اند: صبر آنست که بنده رااگر بلا برسد ننالد ورضا آنکه بنده رااگربلابرسدناخوش نگردد،دهنده وستاننده خداست ترا در این میان چکار است؟.

 

    در تفسیر کبیر در ذیل قول خدا "وبشر الصابرین "دارد که صبر بر دو قسم است یکى بدنى وآن متحمّل بدن است مشقات را ؛ ودیگر نفسانى وآن باز داشتن نفس است از مشتهیات طبع واین قسم صبر اگر صبر از شهوت باشد آنرا "عفّت" نامند واگر بر احتمال مکروه باشد اسامى مختلف دارد ؛چنانکه صبر در مصیبت را صبر نامند واگر صبر در حال "غنى "باشد ؛آنرا "ضبط نفس "نامندواگر در "نبرد"باشد ؛ "شجاعت "خوانند واگر در کظم "غیظ "باشد؛ "حلم "نامند واگر در "نوائب "باشد ؛

 

"سعه صدر" گویند واگر در "اخفاء کلام "بود ؛ "کتمان سر"نامند واگر در "فضول عیش "باشد؛"زهد"گویند واگر بر مقدار "کمى مال "بود ؛ "قناعت "خوانند واین همه را "صبر "نامند.

 

    قال اللّه تبارک وتعالى: «والصّابِرینَ فِى البَأساءِوَالضَّرّاءِوَحینَ البَأسِ »(1)

 

    غزالى در احیاءالعلوم گوید: صبر از خواصّ آدمى است وبهائم را صبر نبود ؛ چه شهوت بر آنها مسلّط است وعقلى که با شهوت معارضه کند ندارند ودر ملائکه صبر متصوّر نیست ؛ چه آنان شوق مجّرد به ربوبیّت اند وشهوت بر ایشان مسلّط نیست تاآنانرااز شوق بحق ومیل بدرجه قرب ؛باز دارد وامّا در آدمى هردو موجود است وبا یکدیگر معارض وهر گاه عقل، سّد راه شهوت شود ،آنرا صبرنامند .(2)

 

     صبر از ایمان بسر یابد کُله   حیث لا صبر فلا ایمان له(3) 

    سعدى‏گوید:

 

     راست گفتى که فرج یابى اگر صبر کنى    صبرنیک است کسى را که توانائى هست.