دین شناسی

آثار وبرکات معرفت (23) اقسام شکر
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/۱٥
 

        بسم الله الرحمن الرحیم   

  در ذیل این آیه شریفه وروایات مذکوره حضرت امام خمینى ( قدس‏ سره ) مى‏فرماید:

    واز این حدیث معلوم شود که باب شکر را نیز حق تعالى خود به روى بندگان باز می کند، پس براى این فتح باب شکر، شکرى لازم است وآن شکر ،خود نعمتى است... نزد ارباب معرفت واضح است، خود شکرولسان وقلب ووجود شاکراز نعم الهیّه است وحقّ شکراو را، احدى نتواند از عهده بر آید. (1)

 

     از دست وزبان که بر آید                      کز عهده شکرش به در آید(2) 

    اقسام شکر:

 

    (1)شکر به قلب :با شناخت نعمت ودرک این معنا که این نعمت از آن منعم یعنى‏از جانب خداوند تبارک وتعالى مى‏باشد که درک این معنا خود شکر است ،واین معنا از روایات اهل بیت ( علیهم‏ السلام )به خوبى استفاده مى‏شود.

 

    (قال الصادق ( علیه‏ السلام ):«من انعم اللّه علیه بنعمة فعرفهابقلبه، فقد ادّى شکرها»(3)=حضرت امام جعفر صادق( علیه‏ السلام )فرمودند: هرکه خدابه اونعمتى دهد واو آن رااز دل بفهمد، شکرش راادا کرده است.

 

    (2) شکر به زبان :حمد وثناى خداوند منعم ،دراین مقام روایات زیادى از معصومین ( علیهم ‏السلام ) به ما رسیده است.

 

    امام صادق « علیه ‏السلام » از مسجد بیرون آمدند، دیدند که مرکوبشان گم شده است ،فرمودند:اگرخداآن را به من برگرداند، حقّ شکرش را مى‏گزارم.ساعتى نگذشت که آن را آوردند. امام فرمودند: «الحمد للّه» شخصى عرض کرد: فدایت شوم مگر نفرمودى حق شکر خدا را مى‏گزارم؟ فرمودند: مگر نشنیدى گفتم «الحمد للّه»؟ (4)

 

     ازاین روایت استفاده مى‏شود که شکر به زبان ،ذکر مبارک «الحمد لله» مى‏باشد.وبا گفتن همین کلمه حق شکر گزارى خدا انجام مى‏شود.ودر بعضى از روایات آمده است که براى شکر نعمتهاى الهى چهره روى خاک بگزارد وسجده شکر بجاآورد .ودیگر روایاتى که به جهت اختصار ذکر نشد.

 

    (3) شکر به جوارح :وآن اطاعت از منعم مى‏باشد به آنچه که از او خواسته است از انجام دادن واجبات وترک محرّمات. وچه بسیار مى‏شود که خداوند منعم از این راه بندگانش را امتحان مى‏کند وچه بسااین امتحان از آزمون در برابر مشکلات ودردها وناملایمات به مراتب دشوارتر باشد ؛ زیرا غالبا در مقابل نعمتها احساس مسئولیت نکرده وگویا در مقابل نعمتهاى الهى هیج وظیفه‏ اى ندارند ودر نتیجه ازشکر آن نعمتها که عمل به جوارح است سرپیچى کرده و انجام نمى‏دهند وغافل از نعم الهى بوده ودر نتیجه غافل از شکر نعمت ازمنعم هستند،شاهد براین معنا در داستان حضرت سلیمان ( علیه ‏السلام )در آوردن تخت ملکه سبأ آمده است که فرمودند: «هذا من فضل ربى» لیبلونى»:= این (قدرت وتوان )از فضل پروردگار من است، از جهت این که مرا امتحان کند که در باب صبر به آن اشاره شد.

1- شرح حدیث جنود عقل وجهل ص /90/189

 

2-گلستان سعدى ص69

 

3- اصول کافى ج 3 ص 151/ح 15

 

4- عن حمادبن عثمان قال: خرج ابوعبداللّه (ع) من المسجد، وقد ضاعت دابّته، فقال: لئن ردهااللّه علّى لاشکرنّحق شکره قال: فما لبث ان اتى بها، فقال: «الحمد للّه» فقال له قائل :جعلت فداک الیس قلت: لاشکرنّاللّه حق شکره؟ فقال ابوعبداللّه (ع): الم تسمعنى قلت: «الحمد للّه» ؟اصول کافى ج 3 ص 152 ح 18کتاب الایمان والکفر (باب الشکر)