دین شناسی

آثار وبرکات معرفت (37) اهمیت حضور قلب
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۱۱
 

                                                بسم الله الرحمن الرحیم

    در اهمیت حضور قلب همین بس که وجودش موجب غفران وآمرزش گناهان مى‏باشد(بااستفاده از احادیث و روایاتى که از معصومین « علیهم ‏السلام »در این موضوع ذکر شده)، به این معنا که اگر کسى، دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند و در آن، فکرش به چیزى از مسائل دنیا نرود، گناهان او آمرزیده مى‏شود.

 

    قال رسول اللّه( صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله ):«من صلّى رکعتین،لم یحدث فیها نفسه بشىٍ من‏الدنیا، غفرله ماتقدّم من ذنبه».(1)

 

    و عن ابیعبداللّه ( علیه‏ السلام ) قال: «من صلّى رکعتین، یعلم ما یقول فیها، انصرف و لیس بینه و بین اللّه ذنب»:از امام صادق« علیه‏ السلام »منقول است: هر کس دو رکعت نماز را، به گونه‏ اى به جا آورد که بداند چه مى‏گوید، موقعی که از نماز، فراغت حاصل مى‏کند، میان او و خدا، گناهى باقى نمى‏ماند.

 

    على الظاهر، مستفاد از این دو روایت، این است که کسى که تقوا نداشته باشد و پیروى از شیطان رجیم نماید و مرتکب گناه بشود، حتى قادر نخواهد بود، دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند، زیرا شیطان، یک لحظه او را رها نمى‏کند و تا زمانى که شیطان با او قرین است، ذکر وحضور قلب محال است و اگر بتواند دو رکعت نماز با حضور قلب بخواند، معلوم مى‏شود که مورد فضل و رحمت الهى قرار گرفته و خداوندمنّان، منّت بر او نهاده و شیطان را از او دور نموده و گناهان او را آمرزیده است.

 

    در واقع به یک معنا، مى‏تواند مَحَکى براى خودشناسى باشد و مى‏توان آن را از علائم ایمان شمرد. به این معنا، اگر کسى بخواهد بداند که مؤمن واقعى هست، اگر توانست در نماز حضور قلب پیدا کند و یک نماز که در آن، فکرش متوجه به معبود باشد، بدون هیچ فکرى در امر دنیا،بخواند، مطمئن باشد که از مؤمنین مى‏باشد.

 

    از آن جائى انسان زود باور است وممکن است تعریف وتمجید گروهى او را اغفال کرده وباور کند که آدم خوبى است این گونه علائم موجب مى‏شود تا خود را آزموده تا تحت تأثیر گفتار دیگران قرار نگیردد،از آن جائى که خداوند متعال ستار العیوب است این علائم را به گونه ‏اى در نهان انسان قرار داده که فقط خود شخس متوجه مى‏شود که آیا از این امتیاز برخوردار هست یا نه وخشوع ازآن جمله علائم مى‏باشد. اگر همه مردم بگویندکه تو خوبى اما خود او مى‏داند که علائم مؤمنین در او نیست وچه بسا در فکر اصلاح خود بر آید واز اهل نجات شده ورستگار شود وعکس این قضیه هم صدق مى‏کند به این معنا که مردم او را قبول ندارند اما با داشتن علائم مؤمنین، حرف مردم، او را از راه باز نمى‏دارد .