دین شناسی

آثار وبرکات معرفت (44) فرق لذائذ معنوی ومادی (6)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱/۳۱
 

                                                                              بسم الله الرحمن ارحیم  

(13)در لذائذ دنیوى ومادى گرفتارى است، کسانى که از یاد خداوند متعال غافلند وپیروى از هواى نفس مى‏کنند اینها در زندگانى گرفتارند، خداوند متعال در قرآن کریم مى‏فرماید: «ومن اعرض عن ذکرى فانّ‏له معیشةً‏ضنکا»(1): کسانى که از یاد من(خداوند متعال) دورى کنند زندگانى آنها تنگ مى‏شود.لذا اگر کسى با افرادى که تقوا ندارند واز یاد خداوند متعال غافل هستند ارتباط داشته باشد مى‏داند که چقدر در زندگى گرفتارند ممکن است از نظر ظاهرى زندگى خوبى داشته باشند اما درواقع چون خدا را فراموش کرده‏اند گرفتار مشکلات فراوانى هستند که مى‏توان به سلب ونداشتن آرامش وترس واضطراب آنها اشاره کرد، ترس از جان ومال و...

 

    اما در لذائذ معنوى وایمانى هیچ گونه گرفتارى وجود ندارد زیرا خداوند تبارک وتعالى مؤمنین را از آرامش خاصى بر خوردار نموده است «هوالذى انزل السکینة فى قلوب المؤمنین...»(2)

 

    (14)لذائذ دنیوى ومادى عوارض جنبى‏به همراه دارد،مانند بیمارى وآبروریزى وکوتاهى عمر و...

 

     اما در لذاتذ معنوى نه تنها هیچ گونه عارضه‏اى ندارد بلکه اگر مشکلى هم در کار باشد باآن برطرف ساخته وزندگى معنا ومفهوم پیدا مى‏کند.

 

    (15)درلذائذ مادى ودنیوى ،دررسیدن ووصال به آن ،سردى وخاموشى است، تصور مى‏کند که اگر به مطلوب ومحبوب نفس خود برسد آن ذوق وشوق باقى مى‏ماند اما بعد از وصال آنچه که در خیال خود دارد از بین میرود ودر نتیجه آن شور وعشق وحرارت به سردى مى‏گراید.

 

    اما در لذائذ معنوى وایمانى چون عشق حقیقى مى‏باشد نه تنهاوصال، سردى به همراه ندارد بلکه هرچه به محبوب نزدیک‏تر شود عشق وعلاقه ودلبستگى زیادترمى شود.

 

    (16)لذائذ مادى ودنیوى در بعضى از موارد مانند سراب است،تا به آن دست نیافته خیال مى‏کند که سعادت وکامیابى در آن است اما زمانى که به آن رسید متوجه مى‏شود که سرابى بیش نیست وعمر گرانهاى خود را تلف نموده وجوانى خود را تباه کرده بدون اینکه بهره وسودى برده باشد ولذا دنیا طلبان بعد از آنى که جوانى خود را از دست دادند وبه دوران ضعف وسستى عمر خود مى‏رسند چون هرچه کردند براى هواى نفس بوده وهیچ گونه کمالى به دست نیاورده، احساس مى‏کند که هیچ ندارد واز زندگى نه تنها لذت نمى‏برد چون غرائز در آن خاموش شده‏است ،قلب اورا هم‏که ظلمت گناه گرفته است وشیطان اورا تسخیر خودنموده‏است ولذا دیگر نه ازلذائذ دنیوى ومادى لذتى مى‏برد ونه از لذائذ معنوى وایمانى (اعاذنااللّه من شرورانفسناواعمالنا).

 

    اما در لذائذ معنوى وایمانى چون عشق حقیقى مى‏باشد وسرابى در کار نیست وحقیقت است وحقیقت جاودانى مى‏باشد ولذا زندگى سالم وبا معنا ومفهوم مى‏شود هم از نعم الهى که در دنیا خداوند متعال بر او حلال کرده استفاده مى‏کند واز آن لذت مى‏برد وهم از لذائذ معنوى وایمانى لذت برده وکامیاب مى‏شود هم خیر دنیا وهم خیر آخرت را به دست مى‏آورد وخوشا به حال آن کسانى که بتوانند بر شیطان ونفس اماره خود غالب شوند که از خیر دارین بهره‏مند مى‏شوند «ربنا اتنا فى الدنیا حسنه وفى الاخرة‏حسنه وقنا عذاب النار واحشرنا مع الابرار».

 

                              فرق میان لذائذ مادى ومعنوى به این چند مورد مذکور خلاصه ومحدود نمى‏شود...

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

1-سوره طه آیه 124

 

2- سوره فتح آیه 4