دین شناسی

مقام ومنزلت حضرت فاطمه (س) در آیه تطهیر(2)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٢/۱٦
 

         بسم الله الرحمن الرحیم

  آیا این طهارت همان عدم رجس است؟ یاطهارت امر دیگرى مى‏باشد ؟

     بعضى اینگونه تصور نموده ‏اند که وقتى رجس نبود طهارت حاصل مى‏شود، درنتیجه این طهارتى که بعد از عدم رجس آمده بیان همان عدم رجس است وطهارتى که درآیه آمده اراده آخرى نیست، عدم رجس یعنى پاکى وطهارت .

     براى روشن شدن مطلب ابتدا باید معناى عدم رجس با طهارت روشن شود سپس پاسخ این کلام روشن خواهد شد، اگر براى طهارت معنایى جز عدم رجس منظور نشده بود این معنا از آیه فهمیده مى‏شد که طهارت همان عدم رجس است نه چیز دیگر ،اما با دقّت وتتبّع دراحکام شرعیه خلاف این معنا دیده مى‏شود واین معنا دراحکام طهارت بوضوح آمده است ،به عنوان مثال :یکى از شرائط صحّت نماز طهارت است،شرط دیگر ؛عدم رجس وازاله ‏نجاست مى‏باشد، تنها با ازاله نجاست نماز صحیح نیست، بلکه باید طهارت که همان وضو ویادر مواردى مخصوص ؛غسل ویا تیمّم مى‏باشد محقَّق شود تابتوانداقامه نماز کند، نتیجه‏ اى که گرفته مى‏شود این است که طهارت غیر از عدم نجاست است ولو بدن از هرگونه آلودگى وکثافت پاک باشد،اماتاوقتى وضو نباشد،نمى‏تواند نماز بخواند، این طهارتى تشریعى است که شارع براى مصلّى اعتبار کرده است،

     وامادرطهارت روح ونفس هم همین معنا لحاظ مى‏شود بااین تفاوت که درآنجا طهارت تشریعى است ،امّاطهارتى که خداوند متعال به معصومین ( علیهم ‏السلام) افاضه نموده است ؛ طهارت تکوینى مى‏باشد و چون این‏ امتیاز  مختصّ به

معصومین ( علیهم‏ السلام) مى ‏باشد ؛ دیگران از درک آن عاجز مى ‏باشند ،

     لذامى توان این آیه را به عنوان بهترین دلیل براى اثبات مقام معصومین ( علیهم‏ السلام)ذکرکرد وبهترین دلیل براى اثبات عدم درک دیگران از مقام آنها بیان نمود.

     بعضى بر این باورندکه عظمت ومقام معصومین( علیهم ‏السلام) درترک گناه ومعصیت است،چون دیگران نمى‏توانند ترک گناه ومعصیت کنند !

     کسانى که این گونه مى‏ اندیشند باید بدانندکه سخت دراشتباهند،زیرا:

     اوّلاً- این اندیشه از القائات شیطان است تامکلَّفین ترک گناه را محال پندارند وازاین طریق شیطان بتواند آسان ترمردم رااغفال کرده و به گناه وادارنماید ،درحالى که ترک گناه یک امرى است که خداوند متعال از همه مکلِّفین خواسته است واگرترک گناه درتوان ما نبود خداوند از ما طلب نمى ‏نمود زیرا خداوندبندگانش راتکلیف مالا یُطاق نمى کند ولذ دردستوراتى که دراسلام آمده است همیشه رعایت حال مکلَّفین شده است، بعنوان مثال روزه که یکى از تکالیف مى‏ باشد، اگر کسى مریض باشد حتّى اگر احتمال ضرر هم بدهد واین خوف و ضرر عقلائى باشد دراین صورت تکلیف از او ساقط مى ‏شود. ویا نماز که افضل عبادات به شمار مى‏رود ورکوع وسجودکه از ارکان آن به شمار مى‏روند، اگر کسى توان انجام آنرا نداشته باشد به هرنحوى که برایش مقدور است باید نماز را اقامه کند وانجام رکوع وسجودازاو ساقط است. ویاامر حج براى کسى که استطاعت انجام فریضه حج را ندارد تکلیف انجام حج از اوساقط است واگراستطاعت مالى دارد باید نایب بگیرد وهکذا...

     زیرا خداوند براى بندگانش راحتى رااراده کرده است

« یُریداللّه بکم الیُسر».ودردستورات اسلام حَرَج نیست

«ماجَعَل علیکم فى الدّین من حَرَج ».

     مضافا بر اینکه دراسلام دربسیارى از موارد شرط صحّت عمل را در عدالت قرار داده است مانند:امام جماعت،شهود درامر طلاق، درتقلید از مرجع، معّرِف براى تعیین مرجع و...

     معناى عدالت جز ترک گناه نیست، اگر کسى مرتکب یک گناه کبیره بشود از عدالت ساقط مى‏شود؛ مثلاًاگر کسى یک دروغ بگوید ویا یک غیبت بکند اودیگر عادل نیست !واحکامى که شرط صحّت آنها عدالت است از اینگونه افراد

مجزى نیست، واگر ترک گناه محال بود شارع مقدّس اینگونه احکام‏ راجعل

نمى‏ کرد،

     باتوجه به این معنا که اسلام مکتبى است که دراوتکلیف مالایطاق وجودندارد وخداوند رحیم راحتى را براى بندگان خواسته وعُسر وحَرَج هم دراحکام الهى نیست، نتیجه گرفته مى‏شود که ترک گناه ومعصیت براى مؤمن حرجى

نیست ولذامکتبى که درانجام تکالیف اینگونه ملاحظه مکلَّفین را نموده است وبراى کسانى که قدرت انجام تکلیف راندارند،تکلیف را از آنها بر داشته‏ است، امادربرابر گناه ومعصیت، هیچ گونه ترخیصى ازطرف شارع داده نشده

است،براى هیچ کسى و درهیچ سنّى ،حتّى یک گناه کوچک وصغیره حتى براى یک باردرتمام عمر .

     اگر کسى بگویدکه من نمى‏توانم گناه نکنم ومن طاقت ندارم ونمى توانم خودم را حفظ کنم ومرتکب معصیت نشوم؛این گونه افراد باید بدانند که این از القائات شیطان است تابتواند افراد رابه گناه وادار نماید .

     البتّه ترک گناه ومعصیت ؛بدون کمک وامداد الهى ممکن نیست وآنکه ترک گناه را براى مؤمن آسان مى ‏کند فضل ورحمت الهى است زیرا خداوند متعال

مى ‏فرماید:

    « ولولا فَضلُ اللّه ورحمته ما زکى منکم من احدٍ ابدا ولکنَّ اللّه یُزکّى من یشاء »

    زیرا شیطان این دشمن قسم خورده !قادراست هرکسى را به گناه وادار نماید ؛ ولذا خداوند متعال از بندگانش خواسته تا از شرّ شیطان به او پناه‏ ببرند

«وقل اعوذ باللّه من همزات الشیّاطین».

     خداوند متعال وعده داده است تا بندگانش را از شرّ شیطان حفظ کند وخداوند وَدود ومهربان به وعده خود وفامى ‏کند وخلف وعده نمى‏کند

«انّ اللّه لا یخلف المیعاد ».

     ممکن است کسى بگوید: هستند کسانى که از شرّ شیطان به خدا پناه مى ‏برند اما باز شیطان آنها را رها نکرده وآنها رابه گناه ومعصیت وادار مى ‏نماید .

      درپاسخ باید چنین گفت: که خداوند متعال به کسانى وعده کمک ویارى داده است که او را یارى کنند:

      اِن تَنصروااللّه یَنصُرکم ویُثَبّت اقدامَکم .ویارى کردن حضرت حق جَلّ وعَلى ؛به انجام دادن واجبات وترک محرّمات مى ‏باشد .

      درواقع خداوند به مؤمنین وعده داده است وآنها زمانى که به حضرت بارى تعالى پناه ببرند، دیگر شیطان جرأت نمى ‏کند به آنها نزدیک شود ولذا وقتى شیطان دور شد وفضل ورحمت الهى شامل حال اوشد دیگر ترک گناه ومعصیت آسان

مى‏ گردد وبراى مؤمن ترک گناه بسیار آسان مى‏گردد،لذا دراسلام از همه مکلّفین ترک گناه خواسته شده است واگر کسى در سلک متقین قرار بگیرد واراده کند وتصمیم بگیردکه باتقوا باشد واز خداوندقادر متعال کمک بگیرد

به راحتى بر شیطان وهواى نفس غالب مى‏شود وبه درجات عالى مى‏رسند.

     ولذااینطور نیست که ترک گناه فقط مختصّ به چهارده معصوم ( علیهم ‏السلام) بوده باشد ؛بلکه هستند کسانى که مرتکب گناه ومعصیت نشده‏ اند،

     بعبارتى دیگر: معصوم به معناى لغوى مختصّ به معصومین ( علیهم‏ السلام)

نمى ‏شود؛ بلکه هرکس که خود را از گناه حفظ کند ومرتکب معصیت نشود معصوم است .