دین شناسی

استعمار ومسئلۀ حجاب (3)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱
 

  بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از تحقیقاتى که به عمل آوردند به این نتیجه رسیدند که با وجود سرمایه هایى چون ؛ قرآن ومسجد وحج ونماز

ووحدت وروحانیت وعزادارى وحجاب و...نمى‏توانند به مقاصد استعمارى خودبرسندولذابراین شدند تااین سر مایه

هاى مسلمین راازآنها بگیرند تا بهتر بتوانند به اهداف خود برسند .

     از آنجایى که قادر نبودند که یک باره این سر مایه ها را از مسلمین بگیرند ؛ بر آن شدند که به

تدریج این سرمایه ها را از مردم بگیرند وبهترین راه براى رسیدن به اهداف خود را در این دیدند

که حاکمى را برمردم مسلّط کنند که مطیع آنها بوده واهمیت به دین ندهد وفقط براى آنها کار کند

ولو به قیمت از بین بردن دین ومذهب مردم باشد وبراى این امر "رضاخان " را در نظر گرفتند که نه

پاى بند به دین بود ونه ازسواد بهره اى برده بود واز نظر قدرت ؛ بسیار بى باک وقلدر بود وبه

چیزى جز قدرت ومقام نمى ‏اند یشید وهر دستورى را براى باقى ماندن در قدرت اجرامى کردواز

هیچ عملى دریغ نداشت، ولذا اولین اقدامى که رضا خان به دستور اربابانش نمود مبارزه با

روحانیت وعزادارى وحجاب بود .

از آنجایى که کلام در مسئله حجاب است دراین زمینه مطالبى هرچند به اختصار ذکر مى‏ گردد:

     «رضاخان مجرى کشف حجاب به آن فضاحت وبه آن رسوایى را درست کردند ؛ آن هم روى

همین بود که اینهایى که علاقه به اسلام داشتند وعلاقه به دیانت و احکام دیانت داشتنداینها را

سر کوب کند وخدا مى‏داند که در کشف حجاب چه جنایتهایى اینها کردند، حّتى به علماى بزرگ

هم پیشنهاد مى ‏کردند که شما مجلس بگیرید با خانم هایتان...شعرا شعر گفتند ؛ مجالس درست

کردند ؛ محافل درست کردند تبلیغات کردند .هر طور توانستند با هر شیوه‏اى...»(صحیفۀ نور /ج13/ص317)

     نکته ‏اى که در امر بى حجابى باید مورد توجه قرار بگیرد این است که: آن چنان با مسئله حجاب بر خورد داشتند که

اگر کسى را با حجاب مشاهده مى‏کردند اورا جریمه نمى‏کردند، زندان نمى‏بردند، بلکه چادر اورا پاره مى‏کردند،

درحالى که در همه جا رسم بر این است که اگر کسى از قانونى سر پیچى کند یا اورا جریمه مى‏کنند ویااورا زندان

مى ‏کنند،اما در مورد حجاب آن گونه که شاهدان عینى نقل مى‏کنند: مأ مورین ؛ اول کارى که مى‏ کردند چادر را پاره

مى‏ کردند !وبعد آن بانوى محّجبه را مورد ضرب وشتم قرار مى ‏دادند، که این خود جاى تأمل دارد!ولازم به ذکر است که

یک چنین برخوردى بالباس  روحانیت داشتند به این معنا ؛ اگر با یک روحانى برخورد مى‏ کردند ومى ‏دیدند که عمامه

بر سر دارد ابتدا عمامه را برداشته وپاره مى ‏کردند بعد آن روحانى را مورد اذیت وآزار وشکنجه قرار مى ‏دادند،

وهم چنین با کسانى که براى سالار شهیدان حضرت ابى عبد اللّه الحسین ( علیه‏ السلام)عزادارى مى‏کردند بر خوردى مشابه

داشتند، البته نتوانستند با سرنیزه به اعتقادات مردم آسیبى برسانند ولذا همین که سر نیزه رضاخانى بر داشته شد ؛

مردم دوباره به روحانیت رو آورده وفرزندان خود را به حوزه علمیه فر ستاده ومجددا حوزه علمیه فعالیت خود را

شروع کرده وبیش از پیش مورد توجه مؤمنین قرار گرفته وهم چنین عزادارى براى سیدالشهدا ء( علیه ‏السلام)با شور بیشترى در

بین مردم بر پا شد وهم چنین مسئله حجاب هم، به صورت اول در آمد (لازم به ذکر است: از آنجائى که مردم ما متدین

بوده وپاى بند به احکام الهى بوده‏ اند وپیروى از علما وفقها ومراجع تقلید مى ‏نمودند در این مدتى که دولت منع

حجاب کرده واجازه نمى ‏داد که بانوان محترمه با حجاب از منزل خارج شوند زنان متدینه ومؤمنه این مرز وبوم در این

مّدت مدید از منزل خارج نشدند وچه بسا مادرى دختر خود را در این مّدت طولانى که حدود هفت سال ادامه داشت

ندید! ودختر از دیدن مادر محروم بود! ترجیح دادند که در خانه بنشینند واز منزل خارج نشوند از دیدن پاره تن خود

محروم بشوند اما حجاب خود را از دست ندهند)