دین شناسی

میللاد کوثر...
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٤
 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم (انا اعطیناک الکوثر...)

 

کیفیت ولادت حضرت فاطمۀ زهراء (سلام الله علیها)

مرحوم شیخ صدوق به سند معتبر از مفضل بن عمر روایت کرده است که گفت :

از حضرت صادق (علیه السلام )سوال کردم که چگونه بود ولادت حضرت فاطمه(س)؟

حضرت فرمود: «چون خدیجه با پیامبر(ص) ازدواج نمود، زنان مکه ، از عداوتی که با آن حضرت داشتند از او فاصله گرفتند وبراوسلام نمی کردند و نمی گذاشتند که زنی به نزد او برود، ...چون به حضرت زهراء(س) حامله شد ، در شکم با او سخن می گفت ومونس او بود ،حضرت خدیجه (س)این حالت را از حضرت رسالت نهان می داشت ، پس روزی حضرت داخل شد شنید که خدیجه  با کسی سخن می گوید در حالی که کسی را ندید.فرمود : ای خدیجه ! با که سخن می گویی؟خدیجه گفت : « فرزندی که در شکم من است با من سخن می گوید ومونس من است ». حضرت فرمود:« اینک جبرئیل مرا خبر می دهد که این فرزند دختر است و اوست نسل طاهر با میمنت و برکت و حق تعالی ، نسل مرا از او به  وجود خواهد آورد و از نسل او امامان  و پیشوایان دین به هم خواهند رسید و حق تعالی بعد از انقضای وحی ، ایشان را خلیفه های خود در زمین خواهد گردانید» .

    پیوسته خدیجه در این حالت بود تا آن که زمان ولادت حضرت فاطمه (س) نزدیک شد، چون درد زائیدن در خود احساس کرد، بسوی زنان قریش و فرزندان هاشم ، کس فرستادکه نزد او حاضر شوند. ایشان در جواب او فرستادند که فرمان ما، نبردی و قبول قول ما نکردی وزن یتیم ابوطالب شدی که فقیر است و مالی ندارد؛ ما به این سیبی به خانۀ تو نمی آئیم و متوجه امور تو نمی شویم !خدیجه چون پیام ایشان را شنید بسیار اندوهگین گردید؛ در این حالت ، نا گاه دید که چهار زن  گندم گون ، بلند بالا، نزد او حاضر شده و به زنان بنی هاشم  شبیه بودند

. خدیجه از دیدن ایشان ، ترسید؛ یکی از ایشان گفت :« نترس ای خدیجه ! که ما رسولان پروردگاریم بسوی تو؛ منم ساره همسر ابراهیم (ع) دیگری آسیه دختر مزاحم و سومی مریم(س) دختر عمران است و چهارم ، کلثوم خواهر حضرت موسی بن عمران(ع) است .

حق تعالی ما را فرستاده است که در وقت ولادت ، نزد تو باشیم و تو را یاری کنیم ».

  پس یکی از ایشان در جانب راست خدیجه نشست و دیگری در جانب چب و سومی در پیش رو و چهارمین آنها در پشت سر؛ پس حضرت فاطمه (س) پاک و پاکیزه به دنیا آمد و چون به زمین رسید ، نور او ساطع گردید ؛ به اندازه ای که خانه های مکه را روشن کرد و در مشرق و مغرب زمین موضعی نماند؛ مگر آن که از آن نور روشن شد و ده نفر از حورالعین، به آن خانه در آمدند و هر یک ا بریقی  و طشتی از بهشت ، در دست داشتند و ابریقهای ایشان مملو از آب کوثر بود؛ پس آن زنی که در پیش روی خدیجه بود ، حضرت فاطمه (س) را برداشت وبا آب کوثر غسل یا شستشو داد و دو جامۀ سفیدی بیرون آورد که از شیر سفید تر و از مشک  و عنبر خوشبو تر؛ فاطمه (س) را در یک جامه از آن پیچید و جامۀ دیگر را مقنعۀ او گردانید؛ پس او را به سخن در آورد. حضرت فاطمه (سلام الله علیها ) فرمود : {اشهد ان لا اله الا الله وان ابی رسول الله سید الانبیاء وان بعلی سید الاوصیاء وولدی سادةالاسباط} پس به هر یک از آن زنان سلام کرد و هر یک را به نام ایشان خواند ؛ ...پس آن زنان مقدسه به خدیجه خطاب کردند و گفتند : «بگیر این دختر را که طاهره ومطهّره است ... »( تحف الزهراء ص9/ 47) بر گرفته شده از منتهی الامال/ ج 1/ص130 مرحوم حاج شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح الجنان.

 وشاعر در این مقام ،  چه زیبا سروده است :

   ای ماه دوهفته ، اختر آوردی            ای درّ یتیم گوهر آوردی

   ای نور خدا زجیب عصمت               یعنی زخدیجه دختر آوردی

   هستی دادی به کشتی امکان             ای کشتی هستی ، لنگر آوردی