دین شناسی

فرازی از وصیت نامه حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه )قسمت دوم
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱
 

                                بسم الله الرحمن الرحیم

ازاین وصیّت نامه، هدف سیدالشهداء ( علیه‏ السلام) ازاین حرکت وانقلاب، روشن ونیازى به توضیح ندارد؛ زیرااسلام وجامعه اسلامى را،درخطرمى دیدند وبراى نجات اسلام ومسلمین قیام نمودند، همان گونه که ازوصّیت نامه استفاده مى‏شود.

     دفع وهم .

     عّده‏ اى تصّور کرده‏ اند که سیدالّشهدا«علیه ‏السلام» در این حرکت در ظاهر شکست خورد ولى در واقع پیروز شد در حالى که این یک توّهمى بیش نیست ؛زیراحضرت از ابتدا به این نکته تاکید داشتند که جّدم رسول اللّه «صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله»به من فرموده:

«اخرج الى العراق انّ الله شاء ان یراک قتیلا»=

«بسوى عراق برو بدرستیکه خداوندمى خواهد تو را کشته ببیند».

    ومؤّید این معنا مطالبى است که حضرت در شب عاشورا در جمع اصحاب ویاران وبنى هاشم فرمودند:

«من هیچ اصحابى صالح تراز اصحاب خود، وهیچ اهل بیتى رانیکوتر از اهل بیت خویش ، نمى‏دانم خداوند همه شما را جزاى خیر بدهد، اینک شب است وتا ریکى آن شما را آغوش گر فته است، شما هم آن را براى خود مانند شتر راهوارى قرار دهید، هر یک از شما یکى از فرزندان اهل بیت مرا بگیرد ودر این تاریکى شب پراکنده شوید ومرا با این لشکربه حال خود بگذارید؛ زیرا آنان به جز من، شخص دیگرى را نمى‏خواهند.»[1] اگرهدف وانگیزه حضرت «علیه‏ السلام» از بین بردن دشمن بود اصحاب ویاران را مرخص نمى‏نمود.

     ونیز مؤید ى دیگر بر این معنا (آمدن جماعتى از اجنّه به خدمت سید الشهداء «علیه‏ السلام»وعرض کردند :«ما از شیعیان ویاران شما هستیم، هر دستورى بدهید آماده هستیم ،اگر امر کنید به کشتن تمام دشمنانتان ،درحالى که شما این جا با شید ، شّر همه آنان را از شما کوتاه مى‏کنیم» .

      امام «علیه‏ السلام»در حق آنان دعا کردند وسپس فرمود: مگر قرآن نخوانده‏ اید آنجا که مى‏فرماید:

«قل لو کنتم فى بیوتکم لبرزالّذین کتب علیهم القتل الى مضاجعهم »[2]

     «اگر در خانه هاى خود بمانید آنان که مقّدر شده کشته شوند ،به سوى قبور خود خواهند رفت».

     اگر من این جا بمانم، پس این مردم وارونه به چه وسیله امتحان شوند؟ وچه کسى در قبر من خواهد خوابید، در صورتى که خداوند ، روزى که زمین را گسترد، آن را بر من برگزید وپناه شیعیان ودوستان ما قرار داد، اعمال ایشان را در آنجا قبول ودعاى آنان را اجابت مى‏فرماید، شیعیان ما در آن زمین ، مسکن مى‏کنند وبراى آنان در دنیا وآخرت، امان خواهد بود، ولى شما روز شنبه که روز عاشورااست نزد من بیایید». ودر روایت دیگر آمده است که حضرت به آنان فرمود: «در روز جمعه که من در پایان آن روز کشته مى‏شوم وکسى از اهل بیت من وخویشان وبرادران من باقى نمى‏مانند، سر مرا براى یزید مى‏برند ، نزد من حاضر شوید».  مؤمنین جّن گفتند: «به خدا قسم! اگر اطاعت امر شما واجب نبود ، مخالفت مى‏کردیم وتمام دشمنانت را قبل از آنکه به شما آسیبى برسانند ، مى‏کشتیم».

امام حسین«علیه‏السلام»فرمود:«به خدا قسم قدرت ما براى کشتن آنها بیش از شماست، ولى نظر ما این است که بر همه اتمام حجت شود تا آنهایى که هلاک مى‏شوند از روى بیّنه به هلاکت برسند وکسانى که به سعادت مى‏رسند نیز از راه بیّنه بدان نائل شوند» .[3]



1-ثم جاءاللّیل ؛ فجمع الحسین «علیه‏ السلام»اصحابه فحمداللّه واثنى علیه ثم اقبل علیهم فقال: «اما بعد. فانى لا اعلم اصحابا اصلح منکم ولا اهل بیت ابرّ؛ ولا افضل من اهل بیتى ؛ فجزاکم الّله جمیعاعنى خیرا وهذا اللیل قد غشیکم فاتخذوه جملاًولیأخذ کل رجل منکم بید رجل من‏اهل بیتى وتفرّقوا فى سواد هذاالّلیل وذرونى وهؤلاءالقوم فانّهم لا یریدون غیرى».تر جمه لهوف ص 108

 

2- سوره آل عمران آیه /153

3- ملهوف ص 28 نحار ج 44 / ص 330