دین شناسی

شرح فرازی از وصیت نامه ...(علل انحطاط) قسمت سوم
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢
 

               بسم الله الرحمن الرحیم
 بعد از اثبات این معنا که حضرت ،علم به شهادت داشتند ونجات اسلام وامت جدش را در ریختن  خونِ خود مى ‏دیدند،دیگر مسئله شکست معنا ومفهومى ندارد ؛ زیرا شکست ، به آن نبردى گفته
مى ‏شود که هدف نابودى دشمن باشد ، در حالى که هدف حضرت اصلاح امّت است واصلاح امّت را در شهادت خود مى ‏بیند ولذا از ابتداء، انگیزۀ رسیدن به درجه شهادت است ودر واقع ، پیروزى یعنى به هدف رسیدن ولذا پیروزى  سیدالشهداء «علیه‏ السلام» در شهادت آن حضرت بود.

   علل انحطاط

     اما نکته‏ اى که باید بیشتر مورد تأّمل قرار بگیرد وقبل ازهر مطلبى به آن توّجه شود این است که چراجامعه اسلامى دریک زمان کوتاه، این گونه به انحراف کشیده شد ومردم حاضر شدند با یزید بیعت کنند!!؟یزیدى که ازدین اسلام هیچ نشانى نداشت ودرفسق وفساد، شهره زمان بود وفرزند دشمن رسول الّله (صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله) بود ، آن هم مردم مدینه!، همان کسانى که رسول اللّه ( صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله)رااز نزدیک درک کرده بودند وازمهاجرین وانصار حضرت، به حساب مى‏ رفتند! وکسانى که ازنزدیک شاهد رفتار وگفتار وپندارِپیامبر گرامى اسلام بودند وشاهد اسلام ناب محّمدى بودند،مردمى که هنوز صداى دلنشین رسول اللّه ( صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله) درگوششان طنین انداز بود که  بارها در بارۀ حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه ) اظهار محبت می نمودند واین کلام نورانی را در شأن شان بیان فرمودند :«حسین منی وانا من حسین» = «حسین از من است ومن از حسینم»ویا فرمود:«احّب اللّه من احّب حسینا»=«خداوند دوست دارد هرکسى که حسین را دوست بدارد»

    چه شد که، این حسینى که محّبت او ،محّبت نسبت به خداوند متعال مى ‏باشد وپیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله ) اوراازخود وخود راازاو مى‏داند، مع الوصف مردم اورا تنها گذاشته وبا یزید بیعت کردند،!!؟آن هم مردم مدینه،!!نه مردم شام،!ازمردم شام

نمى ‏توان انتظارى داشت ؛زیرا آنها پرورش یافتگان، درمکتب معاویه بودند، معاویه ‏اى که چهل سال برعلیه امیرالمؤمنین على ( علیه ‏السلام) تبلیغ مى‏ کرد واز طرفى مردم شام  پیامبر اکرم ( صلى‏ الله ‏علیه ‏و‏آله) را ندیده بودند، مگریک عدّۀ معدودى که براى حج یاتجارت و...به مکه ومدینه مشرف شده بودند ،وسیله ارتباطات هم که نبوده است
ولذااز نظر فرهنگى هم ،ضعیف نگه داشته شده بودند ؛لذا وقتى که معاویه  نماز جمعه را در روز چهار شنبه مى ‏خواند، بدون هیچ چون وچرائى مى ‏پذیرند وهیچ گونه‏ اعتراض و مخالفتى هم از طرف مردم نمى شود؛چون معاویه راجانشین پیامبرِ خدا مى‏ دانستند وهرگونه پیشنهادى از او ،برایشان محترم بوده است ولذا اگر یزید را هم جانشین خود کند و مردم اورا بپذیرند،جای تعجب نیست ،گرچه آن قدر یزید پست وفرومایه بود که خود مردم شام هم حاضر نبودند بااو بیعت کنند!.

  ولى آن چه که جای تأسف وتعجب دارد وسوال بر انگیز است  این است که چرا مردم مدینه به این ننگ، تن دردادند وبااوبیعت کردند؟!!