دین شناسی

شرح فرازی از وصیت نامه ....(علل انحراف2) قسمت پنجم
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٤
 

  بسم الله الرحمن الرحیم    

واما روایاتى که مؤید این معنا مى باشد زیاد است :

ازجمله روایاتى که دراین زمینه وارد شده‏ است :

قال امیرالمؤمنین على ( علیه‏ السلام):«نفسک عدّومحارب وضّد مواثب ؛ ان غفلت عنها قتلتک »=

«نفس ؛دشمن حربى ‏تو مى‏باشد وضّد حرکت وپیشرفت وترقى توهست ؛اگرازاوغفلت کنى، تورانابود مى کند» [1] 

 قال الصادق (علیه الّسلام )«طوبى لعبد جاهدللّه نفسه وهواه،ومن هزم جند نفسه وهواه ظفربرضااللّه، ومن جاوز عقله نفسه الاّماره بالسؤءبالجهدوالاستکانه ،والخضوع على بساط خدمه ‏اللّه تعالى فقد فاز فوزا عظیما.ولاحجاب اظلم واوحش بین العبد وبین اللّه  من النفس والهوى،...»=

     حضرت امام صادق ( علیه السلام)مى ‏فرماید:«خوشابه حال بنده ‏اى که از براى خدا وتقرب به جناب او، همیشه درمقام جهاد نفس باشد وهر گز ازاو غافل نشود وعنان اختیاراز دست ندهد ونگذارد که نفس وخواهش هاى نفس بر او غالب شوند، بلکه همه مغلوب ومقهور اوباشند، وهر که توفیق جهاد نفس یافت ‏وجنود نفس اّماره را مغلوب خود کرد، پس به تحقیق که به دست آورده است رضاى الهى را، وهرکه فریب نفس اماره رانخورد و به مقتضاى حکم عقل عمل کرد وملازم عبادت وآه وناله شد واز عظمت وبزرگوارى حضرت خداوندى عّز اسمه، غافل نشد وقرب بساط جناب اورا

نصب العین خود نمود ،پس به یقین وتحقیق که رسیده است به درجات عالیه وگردیده است منسلّک درسلک مقرّبین ورستگاران». بعد حضرت مى ‏فرماید:«که نیست هیچ حجابى موحِش تر وهیچ مقامى مظلِم تروتیره‏ تر، میان بنده وپروردگار،ازنفس اّماره وخواهش هاى او»،یعنى :این دو چیز بیشتر ازهمه، بنده را ازخدا دورمى کند...

      این معنا دررفتارکودکان به خوبى مشهود است ؛کودکى که هنوزمعنى ومفهوم زندگى رادرک نمى‏ کند ،با مسائل اجتماعى آشنائى ندارد ، هنوز از کسى خجالت نمى‏ کشد، دریک کلمه هنوز ممیّز نیست ،اگر اوراآزاد بگذارند ومانعى براى اونباشد،ازریختن وشکستن وپاره کردن وخراب نمودن هیچ دریغى ندارد ،بلکه اگر بخواهند اورامنع کنند ناراحت شده ودربعضى از موارد حتى گریه سر،خواهد داد، زیرا طبع اومیل به تخریب دارد،البته این حالت دریک انسان بالغ به مراتب شدیدتراست ولکن عوامل‏ بازدارنده خارجى وجود داردکه‏ اوراازحرکات پست وزبون بازمى دارد؛ لذااگرکسى دین نداشته باشد ومعتقد به معاد وقیامت نباشد وترس ازعذاب الهى نداشته باشد وترس ووحشتى ازکسى نداشته باشد وسرنیزه ‏اى او راتهدید نکند ومسئله معاشرت براى او مطرح نباشد،به هرعمل زشتى دست مى ‏زند وازهر حیوانى درّنده ‏ترووحشى ترمى شود واز ظلم وجنایت وفساد،لّذت مى‏برد وهیچ زمانى ازظلم وجنایت اشباع نمى ‏شود،نمونه‏ اش رادرتاریخ بیان داشته‏ اند ودرزمان معاصر این معنا ،مشهود است که چگونه یک فرد یا یک دولت وحکومتى به خود اجازه می دهد براى امیال نفسانى خود،شهرها راویران کند،انسان ها رابه گونه ‏اى رّقت باربه خاک وخون بکشد وحتى به کودکان هم رحم نکند ؛ بلکه به جائى مى ‏رسدکه اگر روزى جنایت نکند آن روز براى او روز سختى به حساب مى ‏رود ؛مثل جنایاتى که توسط صهیونیستها نسبت به مردم بى دفاع فلسطین ویاصربها دربوسنى وصّدام درطول هشت سال باجمهورى اسلامى وهم اکنون باشیعیان درعراق وهمچنین جنایتکاران بزرگى که دردنیا جنایت مى‏ کنند،مانندامریکا درخاورمیانه وروسیه درچچن و...خود حاکى براین مّدعى مى ‏باشد ونمونه تاریخى هم دراین زمینه بسیاراست ،لکن به بیان یک نمونه که مربوط به حّجاج بن یوسف مى‏باشد بسنده مى‏شود:

    « ..حجاج بن یوسف به دستور عبدالملک مروان، والى کوفه گردید ودر مدت بیست سال درامارت بسر مى برد، تعداد"یکصد وبیست هزار "نفررابه قتل رسانید(به غیر از کسانى که در جنگ ها کشته شده ‏اند)ووقتى که به هلاکت رسید ؛در حبس او"پنجاه هزار "مرد و "سى هزار" زن بودندکه "شانزده هزار"ازآنها برهنه وعریان بودند ومرد وزن ها رابا هم حبس مى‏ کرده وسقف وساترى نبوده.[2]...وازخونریزى لذت مى ‏برد وهم چنین به شهادت رسانیدن بزرگان شیعیان حضرت  امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب «علیه ‏السلام» مثل "کمیل بن زیاد"وقنبر" و"عبدالرحمن " وغیره...از دیگر جنایات آن خبیث به شمارمی رفت».



[1]- غررالحکم ‏ص  234       - (مصباح الشریعه باب 80ص 491)

 

(2)-تتمهة المنتهى ص 96