دین شناسی

شرح فرازی از وصیت نامه ...(قسمت 15) ظلم حکام
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٧
 

                                   بسم الله الرحمن الرحیم

حال درمسائل دیگر واز زوایاى دیگر اگر رفتاروعملکردشان  مورد بررسى قرار گیرد معلوم خواهد شد که در کنار این همه زر اندوزى چقدرظلم ها وجنایت ها وحق کشی ها وبى عدالتی ها و... صورت گرفته که متأّسفانه در تاریخ از ذکر آنها خود دارى شده است واین یک امر بدیهى است؛ چون موّرخین درطول تاریخ اکثراً یا جیره خواران ومزدوران حکام بوده‏اند ویا ترس از ثبت حقایق ووقایع داشته ‏اند ویا اگر هم بعضى ازموّرخین وقایع تاریخى را نوشته ‏اند به دست همان حّکّام وبه دستور آنها از بین برده‏ اند، آن گونه که درتاریخ آمده است که کتاب هاى زیادى را یا حّکام جور سوزانده ویا به طریقى دیگر از بین برده‏ اند، در هر صورت این هم یک ظلمى است که ازجانب حّکام ویا مورخین به تاریخ شده است وبشر از این طریق خسارت جبران ناپذیرى را متحّمل شده است.

     اّما عّمال وحّکّامى که ازطرف او برمردم والى وحاکم بودند، به کثرت فسق وفجور بقدرى معروف بودند، که دیگرنتوانستند سرپوشى روى آن نهاده وآن را کتمان کنند ،روى این جهت گوشه‏ اى ازجنایات آنها درتاریخ آمده است که به یک مورد از آن اشاره مى ‏شود .

     "ولیدبن عقبه ‏بن ابى معیط "برادر مادرى اوبوده واز طرف او والى کوفه بوده است، "ولید" به کثرت فسق وفجور معروف بوده وچون در کوفه، فسق وفجور وشرب خمر کردن "ولید" بر مردم علانیه وظاهر شد بحدی که با حالت مستى به نماز صبح به مسجد آمد وچهار رکعت فریضه صبح را بجا آوردوگفت: اگر خواهید زیادتر کنم وبقولى در نماز سجده طو لانى بجاى آورد ودر آن حال گفت: "اشرب واسقنى " وامثال این حرکات از او در میان مردم شایع شد، مردم کوفه به مدینه رفتند وشهادت به شرب خمر وفسق او دادند، عثمان اورا طلبید و"حدّ" براو نَزَد و"سعیدبن العاص" را به جاى او روانه کرد،
چون "سعید" وارد کوفه شد بالاى منبر نرفت، تا آنکه امر کرد منبر را شستشو کردند وگفت "ولید"رِجس نجس بوده، خواستم منبر را تطهیر کنم .واز "سعید"نیز در ایّام امارت او در کوفه منکراتى ظاهرشد تاآنکه "مالک اشتر نخعى" بجهت عزل او به مدینه رفت وداستان او طویل است بالاخره"سعید"از امارت کوفه معزول شد و"ابو موسى اشعرى" والى کوفه شد .
[1]



[1]- تتمه المنتهى ص 13 و14