دین شناسی

شرح فرازی از وصیت نامه ...(قسمت 19) فرق بین مردم مدینه وکوفه با مردم شام
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱
 

بسم الله الرحمن الرحیم
فرق بین مردم مدینه وکوفه بامردم شام

     فرقى که مردم شام با مردم مدینه داشتند این بود که مردم مدینه وکوفه، غافل بودند ومردم شام جاهل ،

     توضیح وبیان مطلب

      مردم شام چون ازمدینه وکوفه دوربودند ودرآن زمان وسیلۀ ارتباطات ورفت وآمد نبوده است وکسانى که درشام بودندازنزدیک به حضور رسول اللّه ( صلى‏ الله‏ علیه‏ و‏آله) نرسیده بودند ودرواقع اّطلاعات آنها ازطریق امویان بوده است وآن ها درواقع دشمنان ولایت وامامت امیرالمؤمنین على ( علیه ‏السلام)بوده اند ولذا سعیشان بر این بوده است که مردم را از حقایق دور نگه دارند، لذا آن چنان بر علیه امیرالمؤمنین على ( علیه‏ السلام)تبلیغ کرده بودند که وقتى خبر شهادت مولا را براى مردم شام آوردند وگفتند:که حضرت درمحراب عبادت به شهادت رسیده! مردم تعّجب کردند!! گفتند: مگر "على" نماز هم مى‏ خوانده؟!!ولذا وقتى که امام زین العابدین ( علیه‏ السلام)درمجلس یزید خطبه خواندند، وشخصیّت مولاى متقیان، امیرمؤمنان را براى مردم بیان نمودند ،صداىشیون وگریه مردم بلند شد، به گونه‏ اى که دیگر یزید نتوانست مردم راکنترل کند وترسید که موقعّیتش به خطر بیفتد ولذا تمام تقصیر رابه گردن ابن زیاد انداخت واورا مقّصر دانست وخود راتبرئه کرد ومجبور شد که اهل بیت عصمت وطهارت را آزادکند وآنها را از خرابه به کاخ خود برده ومجبور شد آن هارا آزاد کند وبا احترام به مدینه بر گرداند؛ چون مردم جاهل بودند ، با یک خطبه ویک صحبت آگاه شدند.

     اما مردم مدینه وکوفه اینطورنبودند، بلکه آن ها پیامبراکرم ( صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله)را درکنار خود داشتند، وازمحضر حضرت بهره ‏مند مى ‏شدند، وهنوز صداى دلنشین آن حضرت درگوششان طنین انداز بود که مى ‏فرمود:« احب اللّه من احب حسینا»= «خدا دوست دارد هر که "حسین" را دوست بدارد»، ویا مردم کوفه ،  با این که حضرت امیرالمؤمنین علی ( علیه‏ السلام)به مدت پنج سال درمیان آنها حکومت کرد اما چه شد که با علم به حقایق این گونه حق را نادیده گرفتند وحاضرشدند تا با یزید بیعت کنند وحضرت ابی عبدالله الحسین( علیه السلام)راتنها بگذارند، وبا او جنگیدند ودر آخر اورابا لب تشنه به شهادت رساندند ،تمام به خاطر "غفلت " بود.
ولذاآن چنان آنها را غفلت گرفته بود که حتى به "طفل شیر خواره" او هم رحم نکردند.

     درباره‏ شهادت طفل شیرخوارۀ حضرت  سیدالشهداء( علیه ‏السلام)على اصغر ، چنین نوشته اندکه چون حضرت ،مشاهده کردندکه چشم هاى "على" به گودى فرو رفته ولبها خشک شده واز شّدت تشنگى به حالت اغماءدرآمده، اورا بطرف دشمن آورد،تا شاید بتواند عواطف آنان را نسبت به طفل شیر خوار بر انگیزد واورا سیراب کند .

     امام حسین ( علیه ‏السلام) که طفل شیر خوارش رابه جهت گرماى آفتاب درزیرعبا گرفته بود درمقابل دشمن سرِ دست بلند کرد تا همۀ دشمنان  ببینند،آنگاه فر مود:

 «یا قوم ان لم ترحمونى فارحموا هذاالطفل اما ترونه کیف یتلّظى ّعطشا »=«اى مردم؛اگر به من رحم نمى ‏کنید به این طفل رحم کنید مگر نمى‏ بینید ازتشنگى آرام ندارد ومى سوزد»؟.

     لکن دردلهاى سخت تراز سنگ مردم کوفه نه تنها اثرى نداشت بلکه حرمله ملعون تیرى به چّله کمان نهاد وعلى اصغر راهدف قرارداد،« فذبحه من الاذن الى الاذن» =گلوى على راگوش تا گوش برید.حضرت سیدالشهداء( علیه‏ السلام)دو دست زیر گلوى على گرفت ومشتها را لبریز از خون به طرف آسمان پاشید، امام باقر( علیه‏ السلام)فرمود: «یک قطره از آن به زمین بر نگشت» .

     آن گاه امام فرمود: « اللّهم احکم بیننا وبین قوم دعونا لینصرونا فقتلونا»=

«خدایا تو خود بین ماومردمى که مارا دعوت کردند تا مارا یارى کنند ومارا کشتند ؛ قضاوت فرما» .[1]

 


[1]- حسین نفس مطمئنه  ص  281