دین شناسی

هجرت شبانه(1)
نویسنده : سیدمحسن فروغی - ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٩
 

                  بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین

(انی لم اخرج اشرا ولا بطرا ولا مفسدا ولا ظالما  بل انی خرجت لطلب الاصلاح فی امةجدی ارید ان امر بالمعروف وانهی عن المنکر واسیروا به سیرة جدی وابی)

شام مبعث شبی است که حضرت ابی عبدالله الحسین (سلام الله علیه)از مدینه خارج شد وبه سمت مکه حرکت کردودر شب جمعه که سیم شعبان بود وارد مکۀ معظمه شد

مرحوم محدث قمی به نقل از شیخ مفید وسید بن طاووس و...چنین می نویسد:

    چون معاویه در شب نیمۀ ماه رجب سال شصتم هجری از دنیا رخت بر بست  ،فرزندش یزید به جای او نشست نامه ای به ولید بن عتبه بن ابی سفیان که ازجانب معاویه حاکم مدینه بود ،نوشت  به این مضمون.. که ای ولید باید بیعت بگیری ا ز برای من ازابوعبدالله الحسین ..) چون صبح شد حضرت امام حسین (سلام الله علیه)از خانه بیرون آمده ودر یکی از کوچه های مدینه مروان آن حضرت را ملاقات کرد وگفت :یا ابا عبدالله من تورا امر می کنم به بیعت بایزیدکه بیعت اوبهتر است از برای دین ودنیای تو. حضرت فرمود : (انا لله وانا الیه راجعون وعلی الاسلام السلام اذ بلیت الاسلام براع مثل یزید)کلمات حیرت انگیزمروان باعث این شدکه حضرت کلمۀ استرجاع برزبان جاری کند وفرمود براسلام سلام باد هنگامی که امت مبتلا شدندبه خلیفه ای مانند یزید وبه تحقیق که من از جدم رسول الله (صلی الله علیه وآله )شنیدم که می فرمود خلافت حرام است بر آل ابی سفیان ...) باز ولیدکسی به خدمت حضرت امام حسین (سلام الله علیه)فرستاد ودر امر بیعت تأکید کردحضرت فرمود: صبرکنید تا امشب اندیشه کنم ودر همان شب که شب یکشنبه دوروز به آخرماه رجب مانده بود متوجه مکه شدوچون عازم خروج از مدینه شدکنار قبر جدش ومادروبرادرش سلام الله علیهم رفت وبا آنها وداع کردوبا خودتمام اهل بیت به جز برادرش محمد حنفیه (رحمه الله )را همراه کرد.

وبه برادرش فرمودا:{اکنون عازم  مکه معظمه گردیده ام ومهیای این سفر شده ام وبرادران وفرزندان  برادران وشیعیان خود را با خود می برم واگر تو خواهی در مدینه باش دیده بان وچشم من باش وآنچه اتفاق می افتد به من بنویس  } ؛ پس آن حضرت دوات وقلم طلبیده ، وصیت نامه نوشت وآن را در هم پیچید ومهر کرد وبه دست او دادودر آن نیمه شب روانه شد

(گزیده ای از تاریخ به نقل از منتهی الامال مرحوم ثقة المحدثین حاج شیخ عباس قمی قدس سره

هدف از حرکت وانقلاب سید الشهداء را از وصیت نامه ای که نوشته اند می توان به خوبی فهمید واین که جامعۀ اسلامی به فساد کشیده شده بود از مسلماتی است که انکار نا پذیر است  امانکته ای که باید مورد توجه قرار بگیرد این معناست که چه امری موجب شد که جامعۀ اسلامی در یک زمان کوتاه این گونه دچار غفلت شد که مردم این گونه بی تفاوت شدند وحاضر شدند با یزید بیعت کنند وپسر پیامبر در اثربی کسی مجبور شد تا از مدینه هجرت کند ومردم مدینه در مقابل این حرکت از خود هیچ عکس العملی نشان ندادند ونشستند ونظاره گر این ماجرا بودند وبه بیان دیگرامام وحجت خدا را یاری نکردند

ادامه دارد